بررسی رابطة زشتی و ویران‌گری در شاهنامة فردوسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌یار. گروه زبان و ادبیات فارسی. دانش‌گاه لرستان. ایران

2 دانش‌جوی دکتری زبان و ادبیات فارسی. دانش‌گاه لرستان. ایران.

چکیده

چکیده
 شاهنامۀ فردوسی دربردارندۀ باورها، اعتقادات و اندیشه‌های مردمان ایران است و می­توان هویت ایرانی را در آن بخوبی جست‌وجو کرد. یکی از مسایل با اهمیّت، رابطۀ زشت‌رویی و ویران‌گری در شاهنامه است. از آن­جا که این باور در شاهنامه بارها آمده است، نمی‌توان بسادگی از آن گذشت. با توجّه به اهمیّت این موضوع، در این مقاله سعی شده است ابتدا ژرف­ساخت این رابطه بیان گردد، سپس بازتاب آن در شاهنامه بررسی شود. توأم بودن زشتی و ویران‌گری، ریشه در دین‌ها و کیش‌های مختلف ایران باستان دارد، زیرا وقتی اهریمنِ تیره و بدبو، در جای‌گاه خالق موجودات معرّفی می­شود - آن هم موجودات موذی و مضر- به تبع آن، هر آن‌چه زشتی، بدی، نقص، کژی و کاستیست، به او بازمی‌گردد. بنابراین چون اهریمن ویران‌گر است، مخلوق او نیز ویران‌گر است. این بن­مایه در شاهنامه­ بارها آمده است و در همه­جا افراد زشت­روی، اهریمنی و ویران‌گر شناسانده شده­اند. این اندیشه آن­چنان در شاهنامه عمیق است که در بسیاری از موارد ویران‌گران نیز زشت­رو و اهریمنی معرّفی شده­اند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The study of the relationship between ugliness and destruction in Shahnameh Ferdowsi

نویسندگان [English]

  • Ali Heidary 1
  • Saiid Emami 2
1 Associate Professor, Persian Literature Department, Lorestan University, Iran.
2 PhD Student, Persian Literature, Lorestan University, Iran.
چکیده [English]

Abstract
 
Shahnameh encompasses beliefs and thoughts of Iranian people and Persian identity can be well sought in this grand work.  One of its key issues is the connection of ugliness with destruction.  This belief is numerously mentioned in Shahnameh and is worthy of consideration.  This research is an attempt to seek the deep structure of this relationship and then study its reflection in Shahnameh.  Ugliness and destruction come together and this is rooted in many religions and sects in the ancient Iran since when the dark odious Ahriman is introduced as the creator of malevolent deceitful creatures, it follows that whatever ugliness, evil deeds, flaw, impurity and viciousness exists they all return to him.  Therefore because Ahriman is terminator, his creatures are also destroyers.  Throughout Shahnameh unsightly people are recognized as evil and exterminators.  This motif is so strong in Shahnameh that in many cases terminators are introduced as evil and hideous characters.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ferdowsi
  • Shahnameh
  • ugliness
  • destructiveness
  • Ahriman

فهرست منابع

-  ابن‌مقفّع، عبدالله. (1941). کلیله و دمنه، تصحیح محمّد المرصفی، بیروت: لبنان.

اوستا. (1379). ترجمه و پژوهش هاشم رضی. تهران: بهجت.

- اکبری‌مفاخر، آرش. (1388). «مینوشناسی اهریمن در اوستا و متون پهلوی»، جستارهای ادبی (ادبیات و علوم انسانی سابق)، سال چهل و دوم، شمارة 167،
صص 127-149.

- اکبری‌مفاخر، آرش. (1388). «اهریمن‌پرستی زروانی و نمونه­های بازمانده از آن»، مطالعات ایرانی، دانش‌کدة ادبیات و علوم انسانی دانش‌گاه شهید باهنر کرمان، سال هشتم، شمارة شانزدهم، صص 89-111.

-  اکبری‌مفاخر، آرش. (1389). درآمدی بر اهریمن‌شناسی ایرانی، تهران: ترفند.

-  بهار، مهرداد. (1386). از اسطوره تا تاریخ، گردآورنده و ویراستار ابوالقاسم اسماعیل‌پور. تهران: چشمه.

- حافظ‌شیرازی، خواجه شمس‌الدّین محمّد. (1370). دیوان، غنی- قزوینی، به کوشش
ع- جربزه­دار، تهران: اساطیر.

-  حمیدیان، سعید. (1383). درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی، تهران: ناهید.

-  خالق‌داد هاشمی و مصطفا عبّاسی. (1363). پنجاکیانه، تصحیح محمّدرضا جلالی‌نائینی، عابدی، تارا چند، تهران: اقبال.

-  دوشن‌گیمن، ژاک. (1378). اورمزد و اهریمن (ماجرای دوگانه‌باوری در عهد باستان)، ترجمة عباس باقری، تهران: فرزان.

-  رجبی، پرویز. (1387). هزاره­های گم‌شده، تهران: توس.

-  رستگارفسایی، منصور. (1379). اژدها در اساطیر، تهران: توس.

-  رضی، هاشم. (1382). آیین­های مغان (آموزه­ها و مراسم باورهای بنیادی)، پژوهشی دربارة دین­های ایران باستان، تهران: سخن.

-  رضی، هاشم. (1382). دین و فرهنگ ایرانی پیش از زردشت، تهران: سخن.

-  زادسپرم. (1385). وزیدگی­های زادسپرم، پژوهشی از محمّدتقی راشدمحصّل، تهران: پژوهش‌گاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

-  زینر، رابرت چارلز. (1388). زروان یا معمّای زردشتی‌گری، ترجمة تیمور قادری، تهران: مهتاب.

-  زمرّدی، حمیرا و زهرا نظری. (1391). «خاست‌گاه و ردپای دیو و اهریمن در ادب کهن فارسی»، بوستان ادب، دانش‌گاه شیراز، سال چهارم، شمارة اول، پیاپی 11، صص73-79.

-  سرکاراتی، بهمن. (1378). سایه‌های شکار شده ( گزیدة مقالات فارسی)، تهران: قطره.

-  صفا، ذبیح‌الله. (1369). حماسه‌سرایی در ایران ( از قدیمی­ترین عهد تاریخی تا قرن چهارم هجری)، تهران: امیرکبیر.

-  عفیفی، رحیم. (1374). اساطیر و فرهنگ ایرانی در نوشته­های پهلوی، تهران: توس.

- فردوسی، ابوالقاسم. (1388). شاهنامه براساس نسخة نه جلدی چاپ مسکو، زیر نظر
ع. نوشین. تهران: ققنوس.

-  فریزر، جرج جیمز. (1386). شاخة زرّین، ترجمة کاظم فیروزمند، تهران: آگاه.

-  کریستن‌سن، آرتور. (1389). نمونه­های نخستین انسان و نخستین شهریار، ترجمة ژاله آموزگار و احمد تفضّلی، تهران: چشمه.

-  کزّازی، میرجلال‌الدّین. (1376). رؤیا، حماسه، اسطوره، تهران: مرکز.

-  کزّازی، میر جلال‌الدّین. (1380). مازهای راز (جستارهایی در شاهنامه)، تهران: مرکز.

-  کوورجی‌کویاجی، جها‌ن‌گیر. (1388). بنیادهای اسطوره و حماسة ایران، گزارش و ویرایش جلیل دوست‌خواه، تهران: آگاه.

-  مسکوب، شاهرخ. (1384). ارمغان مور (جستاری در شاهنامه)، تهران: علمی.

-  منشی، نصرالله. (1371). کلیله و دمنه، تصحیح مجتبا مینوی، تهران: امیر کبیر.

-  نظامی‌گنجوی. (1363). خسرو و شیرین، به تصحیح حسن وحید دست‌گردی، تهران: علمی.

-  مهر، فرهنگ. (1384). دیدی نو از دینی کهن (فلسفة زردشت)، تهران: جامی.

-  یثربی، یحیا. (1393). فلسفة خرافات. تهران: امیرکبیر.