تحلیل و بررسی نبرد با اژدها از اسطوره و حماسه تا شعر آیینی ( با تأکید بر روایت کشتن اژدها در مهد توسط حضرت علی علیه السلام)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار و عضو هیأت علمی دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه کاشان

2 مدرس دانشگاه کاشان

چکیده

چکیده
   نبرد با اژدها یکی از مهیج‌ترین ماجراهایی است که در تاریخ اساطیری و پهلوانی، همواره کانون توجه بوده و رفته‌رفته به اشعار آیینی نیز راه یافته است؛ به‌گونه‌ای که گاه برای قهرمانان دینی نیز نبرد با اژدها و کشتن آن، یکی از افتخارات مهم قلم­داد می­شده است؛ چنان‌که بسیاری از شاعران آیینی از سدۀ هفتم تا به امروز به ماجرای کشتن اژدها در مهد توسط حضرت علی (ع) اشاره کرده­اند. قدیمی­ترین منبع روایی این قصّه، مناقب ابن شهرآشوب در سدۀ ششم هجری است؛ اما در دیگر منابع و متون معتبر شیعه و سنی مانند شواهد التنزیل حسکانی و مناقب خوارزمی و مناقب علی بن ابی‌طالب (ع) الجلابی الشافعی به این داستان اشاره نشده است. در این پژوهش، سعی شده تا علاوه بر توجه به سیر تاریخی این داستان و حضور پررنگ اژدها در داستان‌های اساطیری-حماسی به تحلیل و بررسی داستان نبرد با اژدها در مهد توسط حضرت علی (ع) و دلایل رشد چشم­گیر آن در شعر آیینی هم پرداخته شود. البـته شهـرت داستـان نبرد با اژدها در حوزۀ ادیان الهی می­تواند بحثی سمبولیک باشد و اژدها نماد همان دشمنان بیرونی (اهریمن، دشمنان دین و...) و درونی (نفس) باشد که تمام قدیسان دینی توانسته‌اند بر این دشمن چیره شوند و در مورد حضرت علی (ع) هم می‌تواند علاوه بر دشمن درونی شامل دشمنان بیرونی هم باشد. این داستان به سبب داشتن قالب حماسی و مفاخره­آمیز، نه‌تنها در طول تاریخ بشریت، بلکه در حوزۀ شعر آیینی هم بسیار مورد اقبال قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The analytic study of battle with dragon from myth and epic to religious poetry emphasizing upon the dragon being killed at the cradle by Imam Ali

نویسندگان [English]

  • Reza shajari 1
  • Elham Arabshahi kashi 2
1 Associate Professor and Faculty Member, Faculty of Literature and Foreign Languages, Kashan University
2 Student of Kashanu
چکیده [English]

Abstract
Battle with dragon is one of the most exciting adventures in the mythological and heroic history that had always been the center of attention. Little by little, it found its way into religious poetry being regarded as an important achievement for religious heroes, as many poets from the 7th century till present refer to the event of slaying the dragon by Imam Ali in the cradle. The oldest narrative source of this story is Manaqib Ibn Shahr Ashub in the 6th century Hijra. However, in other authentic Shi’a and Sunni texts and sources such as Shavahed al Tanzil by Haskani, Manaqib by Kharazmi, and Manaqib Ali Ibn Abi Talib by Aljallabi al Shafeei there are no references to this story.  This research is concerned with the study and analysis of the theme of dragon killing in both myth and epic, paying particular attention to the slaying dragon by Imam Ali in cradle, also dealing with the reasons behind the frequent growth of this theme in religious poetry.  The fame of this theme in the field of divine religions could be a symbolic discussion, dragon being the symbol of either external enemies including Ahriman, Anti religion enemies or internal enemies such as Nafs or lower soul.  All saints could at some point overcome this latter enemy and in case of Imam Ali dragon can be regarded as both internal and external enemy.  Due to having an epic prestigious form, this tale not only during human history but also within the domain of religious poetry have been tremendously received.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tale
  • epic
  • the myth of battle with dragon
  • religious poetry
  • Imam Ali

مقدمه

   یکی از ماجراهای مهیج در طول تاریخ بشریت، نبرد قهرمانان و قدیسان با اژدهایان است که همواره موردتوجه خاص و عام بوده است. مجسمه­ها، تندیس­ها و نقاشی­های به‌جامانده از کهن­ترین دوران، گواهی بر این مدعا است. رد پای این ماجرا در ادیان الهی هم دیده شده است با این تفاوت که به جای پهلوانان و قهرمانان اساطیری، قدیسان و شخصیت‌های شاخص مذهبی، امر مبارزه با اژدها را بر عهده گرفتند؛ چنان‌که در برخی منابع اسلامی هم به ماجرای کشتن اژدها در گهواره به دست مبارک حضرت علی (ع) اشاره شده است. در حقیقت، «اژدهایان به دلیل آن­که سازندۀ حوزۀ وسیعی از اندیشه­های انسانی بوده­اند در مذاهب یهود، مسیحیت و اسلام موردتوجه قرارگرفته­اند و به‌عنوان بخشی از ستیز با شر ­و پلیدی و دشمنان پاکی و معصومیت، انسان را به مبارزه طلبیده­اند. قهرمانان اژدهاکش و خدایان اساطیری به‌تدریج در صحنۀ مذاهب، جای خود را به قدیسانی داده‌اند که نیروی مبارزه با اژدها را از مذاهب و اعتقادات خویش به دست آورده بودند و بدین ترتیب با اژدهاکشی مقدسان، هم قدرت اژدها به نمایش درآمده است و هم نیروی قدیسان؛ چنان‌که در ادب مسیحی سنت مارتا آب مقدس را بر اژدها پاشیده و او را دور می­سازد و در کلیسای مسیحی باناند عشاء ربـانی و فـرشتگان و قـدیسان رام نشدنی به نبرد با اژدها می­شتابند و میکائیل، فرشتۀ مقرب یک اژدهاکش بزرگ است که انعکاس این ماجراها در نقاشی­ها و مجسمه­های دورۀ کلاسیک، قرون وسطی و رنسانس اروپا مشهود است» (رستگار فسایی، 1379: 264). اژدها در آیین‌های مقدس چین مانند «کنفوسیوس»، مفهوم نمادین مراقب کنفوسیوس و در «بودیسم» نماد روح کیهانی و در «دائوئیسم» نماد راه و خود «دائو» و در متون کهن ادب چین «شوجینگ»، نماد روح اجدادی، باروری و طلسم گران‌بها و در «فنگ-شین-ین» نماد ویرانی است. نبرد «اپوش و ایزد تیشتر» نماد خشکسالی و دیو بازدارندۀ باروری، «اژی­دهاک»، «ضحاک و گرشاسپ»، نبرد سام و رستم با اژدها، نبرد اژدهای شاخ‌دار و گرشاسپ، نبرد گشتاسپ با اژدها، اسکندر با اژدها، اردشیر بابکان و کرم هفتواد، اسفندیار و اژدها، بهرام گور و گرشاسب و گندرو با اژدها در شمار مهم‌ترین نبردهای اساطیری با اژدهایان است که در همۀ آن‌ها، اژدها نماد اهریمن و ظلم است (نائب­زاده، 1389: 33 و 61).

   یکی از تحلیل‌های قابل قبول دربارۀ نبرد با اژدها این است که اژدها چه اسطوره‌ای با نمود بیرونی و فرا طبیعی باشد و چه تفسیری انتزاعی از کیفیتی درونی، مانعی است که غلبه بر آن، مقدمۀ ورود به مرحلۀ معنوی بالاتر برای سالک یا قهرمان است. در اساطیر ایران، مار و اژدها نمادی از مرگ، قحطی و بلایای اهریمنی است. پیروزی قهرمان بر اژدها گاه به گشایش در نیروهای طبیعت می‌انجامد و این گشایش می‌تواند برآیند فتح درونی بزرگی باشد که در مسیر حرکت «انسان نوعی» با نمایۀ بیرونی قهرمان به‌سوی کمال رخ ‌داده باشد (بهنام فر و ملک پایین، 1392: 54). بازتاب نبرد با اژدها به شخصیت‌های دینی هم رسیده و صاحب کتاب قصه حمزه در ضمن داستان چهل‌ویکم آن، به ماجرای کشتن اژدها توسط حضرت امیر حمزه در زمین خرسنه اشاره کرده است (رستگار فسایی به نقل از شعار، 1379: 279).

   ماجرای کشتن اژدها در گهواره توسط حضرت علی (ع) از دیگر، داستان‌های حماسی و هیجان‌انگیز شعر آیینی است که بازتاب وسیع آن، سبب شده تا دلایل شهرت این قصه را تحلیل و تبیین کنند. فارغ از بررسی سندی و دلالی این روایت و درستی آن با توجه به دلایل نقلی و عقلی باید اذعان کرد که کثرت نقل این روایت در سروده‌های آیینی سبب شده تا مخاطبان این‌گونۀ ادبی، روایت مذکور را صحیح یا در شمار روایات مسلم تلقی کنند؛ درحالی‌که نتایج نشان داد کتاب مناقب ابن شهرآشوب، قدیمی‌ترین منبع ذکر این روایت است که از انس بن مالک به نقل از عمر بن خطاب این‌گونه نقل شده که حضرت علی (ع) وقتی‌که در گهواره دست‌هایش بسته بود ماری را دید که به‌طرف او می‌آمد. دست‌ها را خارج کرد و به‌گونه‌ای گردن آن مار را فشرد که مرد. با فریاد مادرش، اطرافیان جمع شدند؛ سپس به فرزندش علی (ع) عرض کرد: کأنّک حیدره: گویا تو از نظر شجاعت چون شیر هستی (ابن­شهرآشوب مازندرانی، 1379 ق: 2/288).

   در ادامۀ داستان نقل شده است که اثر انگشت آن حضرت در اسطوانه در کوفه و مشهد، کف او در تکریت و موصل و غیره و اثر شمشیر او در صخرۀ جبل ثور در مکه و اثر نیزۀ او در کوهی از جبال بادیه و در سنگی در نزد قلعۀ خیبر معروف بوده است (موسوی، 1388: 389-390).

   هم‌چنین برخی از ارباب روایات، این منقبت را با اندکی دخل و تصرف در جزئیات بیان کرده‌اند؛ برای مثال:

    در مکه اژدهایی ترسناک ظاهر شد. حضرت علی (ع) در گهواره بودند وقتی دلیل ترس مردم را از مادر جویا شدند از گهواره خارج شده و در بیرون از محیط مکه، انگشت خود را در دهان اژدها کرده و او را دو نیم کردند از‌این‌رو به ایشان «اژدرد» گویند (اخوان ارمکی، 1382: 19).

   یکی از اسامی مشهور حضرت علی (ع) «حیدر» یا «حیدره» است که نهاوندی در انوار المواهب معتقد است این اسم در کتب قدیمۀ پیش از تولد آن حضرت، ذکر شده است؛ چنان‌که در حیوه الحیوان، لقب حیدره به معنی لحیم و پرگوشت است؛ چون آن حضرت در وقت تولد، عظیم البطن بوده‌اند. در بحارالانوار به نقل از جابر جعفی، حیدر به معنی حازم و کثیرالنظر در دقایق اشیا و در لسان عربی به معنی شیر است؛ زیرا ایشان اشجع‌الناس بوده و در نبرد با مرحب خیبری فرمودند: أنا الذی سمتنی امی حیدره. به اعتقاد برخی هم مأخذ اصلی این اسم، همان روایت منقول از مناقب ابن شهرآشوب است که انس از عمر بن الخطاب نقل کرده است (نهاوندی، بی تا: 206؛ الدمیری، بی‌تا: 1/‌389-390؛ قمی، 1371: 153).

   در این پژوهش سعی شده تا به پرسش‌های زیر پاسخ داده شود:

1- اسطورۀ نبرد با اژدها چه تأثیری در آفرینش داستان‌های مربوط به قهرمانان دینی با محوریت اژدها کشی داشته است؟

2- آبشخور حقیقی قصۀ کشتن اژدها در مهد توسط حضرت علی (ع)، بر اساس منابع معتبر شیعه و سنی چیست؟

3- انگیزۀ راویان از بیان این‌گونه روایات چه بوده و چگونه در متون دینی- ادبی و به‌ویژه شعر آیینی گسترش یافته است؟

   پیشینۀ پژوهش: با توجه به شهرت فراوان نبرد با اژدها در اساطیر و سیر تاریخی این نبرد در ادیان الهی، پژوهش‌های فراوانی تاکنون دراین‌باره انجام شده است، برای مثال، رستگار فسایی در کتاب اژدها در اساطیر ایران (1379) به بررسی اژدها و پیشینۀ آن در اساطیر ایرانی و نیز بازتاب آن در برخی ادیان الهی پرداخته است. نائب­زاده و سامانیان در مقالۀ «اژدها در اسطوره‌ها و فرهنگ ایران و چین» (1394) و نیز در مقالۀ «نقش و مفهوم اژدها در بافته‌های ایران و چین با تأکید بر دورۀ صفوی ایران و اواخر دورۀ مینگ و اوایل چینگ چین» (1395)؛ رؤیایی و حسامی و نوبری در «مطالعۀ تطبیقی نماد اژدها در آثار هنری ایران و چین» (1396)، قائمی در مقالۀ «تفسیر انسان‌شناختی اسطورۀ اژدها و بن‌مایه‌های تکرارشوندۀ اژدهاکشی در اساطیر» (1389)، بهنام فر و ملک پایین در مقالۀ «خوانش اسطوره‌ای حکایت کشتن بهرام اژدها را و گنج یافتن در هفت‌پیکر» (1392)، به بررسی وجه سمبولیک و نمادین اژدها و بازتاب نبرد با اژدها و افسانه‌های اژدهاکشی پرداخته‌اند. البته پایان‌نامه‌هایی هم در این زمینه انجام ‌گرفته که برای مثال، نائب­زاده در پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی تطبیقی نقش و مفهوم اژدها در هنرهای سنتی ایران و چین (1389) به نقش و مفهوم اژدها در ادبیات اساطیری، فرهنگ و باورهای عامیانه و هنرهای سنتی ایران و چین پرداخته است؛ اما تاکنون دربارۀ روایت کشتن اژدها در مهد توسط حضرت علی (ع) در مجموعه اشعار آیینی، هیچ اثر مستقلی انجام نشده است. تنها در کتاب حمله حیدری با نگاهی به حماسه‌های دینی (1395) ضمن اشاره به این روایت آن را از داستان‌های برساختۀ عامه در محاورات تفننی دانسته است.

   اهمیت این پژوهش آن است که نگارندگان، نه‌تنها به بررسی اسطورۀ اژدها در متون کهن باستانی پرداخته‌اند؛ بلکه به تحلیل دلایل شهرت روایت کشتن اژدها در مهد در شعر آیینی بر اساس منابع معتبر روایی شیعه و سنی نیز توجه داشته و با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی، به بازتاب این واقعه در شعر آیینی و دلایل شهرت آن پرداخته‌اند.

بحث و بررسی

1- بررسی و تحلیل سیر تاریخی داستان نبرد با اژدها از اسطوره تا شعر آیینی

   اژدها یکی از عناصر مهم در داستان‌های اساطیری و حماسی است و بیش‌تر نماد اهریمن و شومی بوده و در شمار عنصری سمبولیک، آیینۀ تمام­نمای زندگی اقوام و ملت‌ها شده است. عنصر اژدها در اساطیر جهان به‌جز چین، نماد شومی و اهریمن است که با قدمتی کهن در متونی مانند عهد عتیق تورات در باب هفتم سفر خروج، عهد جدید (انجیل شریف) در مکاشفۀ 11 و 12 در فصل دوازدهم، قرآن کریم، اوستا، مروج­الذهب مسعودی، عجایب المخلوقات طوسی و نیز عجایب المخلوقات زکریا محمد بن محمود المکنونی القزوینی، تاریخ طبری، تذکره‌الاولیا، کلیله‌ودمنه، مرزبان‌نامه و قابوس‌نامه و در آیین‌هایی مانند «کنفوسیوس»، «بودیسم» و «دائوئیسم» ذکر شده است (نائب­زاده، 1389: 2-25). داستان نبرد با اژدها در طول تاریخ از شهرتی فراوان برخوردار بوده؛ چنان‌که رد پای آن در عرصۀ شعر آیینی هم دیده می‌شود. دیوان حسن کاشی (شاعر قرن 6 و 7 هجری)، قدیمی‌ترین اثر ادبی است که علاوه بر ماجرای کشتن اژدها به کشتن تمساح نیز اشاره کرده است:

گهی به طفلیت او می‌درد ز هم ثعبان

 

گهی به بحر و جزایر همی‌کشد تمساح

                                                                                         (کاشی، 1389: 77)

   در علی­نامه (482 ق) که قدیمی‌تر از اثر کاشی است، تنها به نام «حیدره» اشاره شده است اما اثری از این قصه نیست.

در مجلس دوم از حرب جمل آمده است:

همه رای آن جست تا چون کند

 

که با حیدره دعوی خون کند

                                                                                           (ربیع، 1390: 11)

   دراین‌باره، دو احتمال وجود دارد:

   الف) هیچ اثری از این قصه در قرن 5 نبوده و تنها شاعر با توجه به شهرت این اسم در متون اسلامی آن را آورده است.

   ب) یا این­که در آن زمان هم این داستان مشهور رواج داشته و شاعر با در نظر داشتن شهرت قصه از نقل آن خودداری کرده است؛ گاهی نیز شاعر با توجه به برخی روایات اختلافی از لقب «شیر گیر» استفاده کرده است؛ چنان‌که در علی نامه از زبان «کریب» دربارۀ حضرت علی (ع) نقل می‌کند:

به پاسخ چنین گفت آن خیره‌سر
 همین بود کام دلم ای امیر

 

که ای مهتر از بهر این غم مخور
که گردم هماورد آن شیر گیر"

                                                                                         (ربیع، 1390: 182)

   البته شاعران آیینی بسیاری به این ماجرا اشاره کرده‌اند؛ برای مثال:

آن طفل شیردل که به توفیق ایزدی

 

در عهد مهد کرد شکار اژدها علیست

                                                                            (ابن یمین فریومدی، بی‌تا: 40)

در مهد درید اژدر بی‌شبهه ز دم تا دم

 

گو باش خوارج را اهمال بتحسینا

                  (جیحون یزدی، 1363: 27)

   محتشم نیز در دیوان خود آورده است:

شاه خیبر گیر اژدر در امام بحر و بر

بد به گهواره که اژدر را درید

 

ناصر حق غالب مطلق امیرالمؤمنین

          (محتشم کاشانی، 1370: 301)
حیدر صفدر امیرالمؤمنین
(مشجری و قنادزاده به نقل از قاضی اسدالله کوهپایه‌ای، 1350: 1/84)

   برای نمونه­های بیش‌تر بنگرید: (حزین لاهیجی، 1378: 64)؛ (امامت کاشانی، 1363: 179)؛ (فراهی کاشانی، 1349: 1/207)؛ (مشجری و قنادزاده، 1350: 1/  64)؛ (نصیری، 1381: 91)؛ (عاطفی به نقل از علی‌محمد بیضایی، 1379: 22).

   گاهی نیز شاعر برای فضیلت‌تراشی بیش‌تر و اسطوره‌سازی به جزئیات اژدها هم اشاره کرده است؛ درحالی‌که در سند اصلی این روایت، اصلاً به جزئیات اژدها مانند طول چهارصد گزی و دهان بیست گزی آن اشاره نشده است؛ برای مثال:

ازقضای خدای عالمیان
 چارصد گز درازی آن مار
هر دو چشمش چو مشعل سوزان
بود دندان او چهار وجب
مرغ اگر رو به‌سوی او بردی

 

بود در مکه اژدری پنهان
هر یکی شاخ هم­چو شاخ چنار

همچو کوهش سر و چو غار دهان
دهنش بیست گز ز لب تا لب
از هوایش به دم فرو بردی»

                                                                         (طاهری برزکی و باغ میرانی، 1395: 86)

   نیز داعی آرانی با اندکی دخل و تصرف، آورده است:

شاهان کنند شیوه غلامیّ قنبرش
شش‌ماهه بود اژدر صدساله بر درید

 

گر التفات جانب قنبر کند علی
در مهد ناز چارۀ اژدر کند علی

                                                                                           (آرانی، 1383: 349)

   آرانی هم حضرت علی (ع) را شش‌ماهه و اژدهای مذکور را صدساله دانسته است؛ درحالی‌که در هیچ‌یک از منابع معتبر و قدیمی این مسأله تأیید نشده است.

   در کتاب حمله حیدری با نگاهی به حماسه‌های دینی ضمن تحلیل منظومۀ فارغ‌نامۀ حسین فارغ گیلانی، در تحلیل محتوای این اثر به برساختگی این‌گونه داستان‌ها اشاره کرده و با نگاهی منتقدانه می‌گوید: «غالب حوادث و جنگ‌های فارغ­نامه تخیلی است و نشان می‌دهد که شاعر استعدادی اندک در سرودن اشعار دارد؛ اما اطلاعات او غالباً مجلسی و سماعی است، آن‌هم نه در مجلس فضلا و بزرگان بلکه شاعر بیش‌تر در محافل عامه مانند قهوه­خانه­ها و خانقاه­ها که در قرن دهم و یازدهم اتفاقاً کم هم نبوده است، حضور می‌یافته و قصه‌ها را به هم می­بافته است مثلاً مار یا اژدهایی که به پندار او به‌وسیلۀ حیدر کرار در گهواره از هم دریده می‌شود از داستان­های برساختۀ عامه در محاورات تفننی است» (طاهری برزکی و باغ میرانی، 1395: 86).

   برخی هم علاوه بر کشتن اژدها از بستن بازوی شیر در گهواره یاد کرده‌اند:

عمر بن عبدود از دست تو غلتان شده در خون
بازوی شیر ببستی تو ز گهواره و کودک
اژدهایی که خطر داشت دو نیمش بنمودی

 

چون دو نیمش بنمودی به‌یقین دست خدایی
دست دیوان تو ببستی و تو بازوی خدایی
وزن میزان عدالت گرچه خود سحر گشایی

 

(تتماج، 1391: 19)

   گاهی شاعران آیینی برای بالا بردن تأثیر حماسی ماجرا به اصل روایت هم افزوده‌ و سن حضرت را در لحظۀ دریدن اژدها شش‌ماهگی، چهارروزگی و... بیان کرده‌اند؛ درحالی‌که در مناقب اصلاً به سن حضرت اشاره نشده است؛ برای مثال:

چون‌که بود او مظهر حی قدیر
چار روزه بود آن دست خدا

 

داد سلمان را نجات از دست شیر
در میان مهد بدرید اژدها

 

 (معتمدی کاشانی، 1387: 298)

   البته شاعران دیگری مانند عطار نیشابوری، هاتف اصفهانی و اهلی شیرازی، صحبت لاری، قاآنی، عاشق اصفهانی و مشتاق نائینی، یغمای جندقی و غیره هم در دیوان‌های خود به این داستان اشاره داشته‌اند و این بازتاب وسیع نشان‌دهندۀ شهرت فراوان این قصه در افواه عموم است (موسوی گرمارودی، 1393: 32). در این­جا لازم است تا این روایت از حیث دلایل عقلی و نقلی، ارزیابی شود.

2- بررسی دلایل عقلی و نقلی روایت نبرد با اژدها در مهد

1-2- بررسی دلایل عقلی

   اخبار ضدونقیضی دربارۀ این روایت بیان شده است؛ برای مثال، با توجه به ابعاد خانۀ حضرت علی (ع) در بدو تولد و حضور اژدهای چهارصدگزی در آن، مبارزۀ تن‌به‌تن کودک چهارروزه یا شش‌ماهه در گهواره با چنین اژدهایی و عدم شهرت این داستان در منابع معتبر اسلامی، سبب شده تا با معیار عقل بشری سازگار نباشد؛ هرچند وجود کرامت و خرق عادت‌هایی از این قسم به دست انبیا و اولیای الهی امری دور از ذهن نیست.

2-2- بررسی دلایل نقلی

    بعد از پژوهش‌های فراوان دربارۀ این روایت، نگارندگان احتمال می‌دهند که کتاب مناقب ابن شهرآشوب (قرن ششم) قدیمی‌ترین منبع ذکر این روایت است و در حال حاضر، منبع قدیمی­تری در دست­رس نیست. دربارۀ بررسی سندی و دلالی روایت از حیث نقلی هم نمی‌توان برای این روایت، سلسله راویانی در نظر گرفت تا ضعف یا توثیق رجال آن بررسی شود. این روایت فقط از انس بن مالک به نقل از عمر بن الخطاب ذکر شده است و فاصلۀ زمانی بین نقل این روایت در قرن 2 هجری از عمر بن الخطاب تا ذکر این روایت در کتاب مناقب، چندین قرن فاصلۀ زمانی است و اطلاع یافتن از درستی حدیث مذکور به دلیل افتادگی آغازی، میسر نیست (عرب­شاهی کاشی، 1398: 70-75). با توجه به این­که زبان اسطوره، زبانی نمادین و رازگونه است، کوشش برای بررسی سندی و دلالی این ماجرا، کاری عبث بوده و باید برای این قسم از اسطوره‌سازی‌ها در خصوص پهلوانان دینی مانند سایر اسطوره‌ها، به جنبۀ سمبولیک آن‌ها توجه کرده و مبارزه با اژدها، نماد مبارزه با نفس یا دشمن بیرونی قلم­داد شود.

 

3- بررسی دلایل شهرت فراوان این روایت نزد عوام و بازتاب آن در شعر آیینی

   دلایلی فراوان برای شهرت این روایت نزد عوام‌الناس و بازتاب آن در شعر آیینی وجود دارد که در این­جا به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود.

1-3- میزان تأثیر قصّه­گویان و جریان قصه‌گویی بر این داستان در سال‌های آغازین هجرت

   نهاد نوپای قصه‌گویی اسلامی در طول قرن اول و دوم هجری پیوسته رشد کرده و کانون اولیۀ آن در آغاز ظهور اسلام، مسجد بود. خلفای اسلامی هم تمایلی فراوان برای شنیدن قصه‌ها به‌ویژه با رنگ‌و‌بوی پندآمیز و دینی داشتند و نخستین کسی که قصه‌گویی را آغاز کرد عبید بن عمیر در روزگار عمر بن خطاب بود. قصه‌گویان عموماً در قالب دو گروه سنت‌گرایان و نوگرایان یا بدعت‌گذاران تقسیم شدند که همت اصلی سنت‌گرایان ترس و انذار مردمان و انگیزۀ نوگرایان لذت و سرگرمی شنوندگان بود (ابن­جوزی، 1386). چنان‌که ابن قتیبه هم در تأویل مختلف الحدیث، هدف قصه‌گویان را از نقل این داستان‌ها و افسانه‌های محیرالعقول و باورنکردنی، جلب توجه عوام دانسته است (ابن­قتیبه، بی‌تا: 1/279). به‌عبارت‌دیگر، سنت قصه‌گویی مسلمین به‌مثابه درختی است که از یک‌سو در باورهای روایی عرب جاهلی و از سوی دیگر در سنت‌های قصه‌گویی تمدن‌ها و فرهنگ‌های دیگر، مثل ایران و روم و مصر و هند، ریشه دارد که در طی زمان حدوداً چهارصد سال، ذیل هویتی واحد به نام اسلام به ثمر نشست. رواج انواع باورها دربارۀ شیاطین، جن و جانوران چندسر در مکان‌هایی عجیب در قالب قصه/شعر، گواه آمیختگی بنیادینی است که سازندۀ روح غالب فرهنگ و ادب عهد جاهلی است و کم‌کم منبع اصلی روایت‌های مورخان را می‌سازد و گاه چیرگی آن بر ذهن و زبان عموم روایت­گران موجب اعتراض شدید گروهی با دیدگاه عقلی و اعتدالی می‌شود (ابن­جوزی، 1386: 15-16). پس احتمالاً ماجرای کشتن اژدها به دست حضرت علی (ع) در گهواره می‌تواند در شمار قصه‌های نوپای اسلامی باشد که در قرن‌های آغازین هجرت رواج یافته است؛ چنان‌که طبق سند روایت، عمر بن خطاب راوی این ماجرا است و با استناد به ترجمۀ کتاب القصّاص و المذکرین از ابن­جوزی (1386) می‌توان گفت که عمر خطاب در شمار یکی از مهم‌ترین قصه‌گویان صدر اسلام و در شمار قصه‌گویان نوگرا قرار داشته است.

 

 

2-3- تأثیر مناقب خوانان بر نقل روایت کشتن اژدها در گهواره توسط حضرت علی (ع)

   با توجه به سیر تاریخی حیات مناقب‌خوانان و اثر‌پذیری آنان از مسائل سیاسی عصرشان، می‌توان حدس زد که روایاتی مانند کشتن اژدها در گهواره، به همت مناقب خوانان در برخی مناطق ایران منتشر شده و شاعران آن‌ها را بر سر بازارها برای سرگرمی می‌خوانده‌اند؛ چنان‌که این بدعت در حقیقت از زمان امویان و مروانیان پایه‌گذاری شده که مشتی افراد بددین را جمع کرده تا با جعل حکایات دروغ و اسطوره‌سازی‌های بی‌اساس در حق پهلوانان شاهنامه مانند رستم و اسفندیار، زمینه‌ای فراهم کنند تا دلاوری‌های حضرت علی (ع) را نادیده بگیرند و بر رشادت‌های ایشان سرپوش بگذارند؛ چنان‌که در کتاب النقض هم در جواب این­که «رافضیان این‌همه مناقب خوانند تا عوام‌الناس و کودکان دیگر طوائف را از راه ببرند و فرا نمایند که آن­چه علی کرده است مقدور هیچ آدمی نبود و صحابه همه دشمن علی بودند» نقل کرده است این­که «مناقب برای فریفتن عوام و کودکان دیگر طوائف خوانند دروغی ظاهر و بهتانی عظیم است؛ زیرا اگر غرض آن بودی نباید در قم و کاشان و آبه و مازندران که همگی شیعه هستند این‌قدر رواج می‌داشت، پس غرض مناقبیان و فضائلیان، کسب مقصود باشد» (قزوینی رازی، 1331: 43-44).

   البته با توجه به مقدمۀ کتاب علی­نامه، از لحن تند مؤلف بعض مثالب الروافض می‌توان دانست که اهل سنت چه دل پرخونی از این مناقب‌خوانان داشته و معتقدند که مناقب‌خوانان در بازارها جمع شده و همه وقیعت صحابۀ پاک و خلفای اسلام و غازیان دین خوانده و صفات تنزیهی خاص خدای جل جلاله و قصۀ معجزات پیغامبران خدای را به شعر درآورده و به علی ابن ابی‌طالب نسبت می‌دهند‌ (ربیع، 1388: سی‌ودو؛ سبحانی، 1391: 33-36).

3-3-الهام از قرآن کریم و سایر کتب آسمانی و الگوسازی برای ائمۀ اطهار علیهم‌السلام

   تسلط بر اژدها و تسخیر آن ازجمله مباحث مهمی است که حتی در قرآن کریم هم در خصوص معجزات موسی (ع) در سورۀ طه ضمن آیات 17-20 و برخی از سوره‌های دیگر، ذکر شده است.

   در کتب آسمانی مانند قرآن کریم و تورات، اژدها، نمادی از قدرت الهی و از حیث شکل ظاهری به‌صورت موجودی جنبنده، با قدرت بلعندگی است. اژدها در انجیل نمادی از شیطان، بسیار خشمگین، با رنگ سرخ، دارای هفت‌سر و ده شاخ است و بر هر شاخ یک نیم تاج قرار دارد. در اوستا هم جزو خرفستران و نمادی از اهریمن است که بر روی شکم خزیده، چابک با پوزه و سه‌کله و شش چشم، زرین­پاشنه، شاخ‌دار و بلعنده است (نایب­زاده، 1389: 32).

   وجود این پیش‌زمینه‌های ذهنی و میل بشر به اسطوره‌سازی به‌ویژه در مورد بزرگان تاریخ و ازجمله رجال دین، سبب شده تا با الهام از معجزات پیامبران بزرگ الهی، روایاتی مانند کشتن اژدها در گهواره توسط حضرت علی (ع) در بین تودۀ مردم رواجی چشم­گیر پیدا کند.

 3-4- احتمال ترکیب لفظ عربی «حیه» به معنی مار در ترکیب با پسوند فارسی «در»

   یکی از القاب مشهور حضرت علی (ع) در منابع اسلامی «حیدره» به معنی شیر است. با توجه به بازتاب این اسم و برابر فارسی آن در شعر آیینی، می‌توان وجه تسمیۀ دیگری هم برای آن در نظر گرفت که بدین شرح است: در احتمال نخست، این‌که واژه مرکب از واژۀ «حیه» به معنی مار و «در» به معنی درنده در نقش صفت فاعلی مرکب مرخم و ‌های غیر ملفوظ نسبت باشد که در مجموع به معنای درندۀ اژدها (مار) است. در شماری از منابع شیعی و سنی وجه تسمیۀ «حیدره» این‌گونه ذکر شده که فاطمه بنت اسد، در بدو تولد فرزندشان در غیاب ابوطالب او را اسد نامید؛ اما وقتی ابوطالب بازگشت از این نام اکراه داشته و او را علی نامید. از‌این‌رو حضرت علی (ع) در روز خیبر ضمن رجزخوانی برای دشمن، خود را حیدره نامیدند که در حقیقت حیدره، لقبی است که مادر حضرت (ع) در بدو تولد برای ایشان انتخاب کردند.

   چنان‌که ابن ابی الحدید هم در شرح نهج‌البلاغه این نام را برگزیدۀ مادر حضرت علی (ع) دانسته است (رسولی محلاتی، 1404: 1/34؛ نیز بنگرید: ابن مزاحم، 1404: 390؛ طبری آملی کبیر، 1415: 351؛ ابن مغازلی، 1412: 178؛ صفار و کوچه‌باغی، 1404: 1/99؛ ابن­حیون، 1409: 3/179؛ خطیب خوارزمی، 1375: 43؛ الدمیری، بی‌تا:1/ 273، العطاردی، 1393: 1/42، ابن ابی الحدید، 1359: 11، صابری یزدی، 1394: 34). به‌عبارت‌دیگر، «حیدره» از طریق حدیث صحیح رسیده است و هیچ‌گونه شک‌وشبهه‌ای در صحت این انتساب از جانب مادر حضرت به ایشان نیست (موسوی همدانی، 1382: 64)؛ چنان‌که مجلسی هم در باب سی و نهم حیوه­القلوب در داستان فتح خیبر از زبان حضرت علی (ع) در پاسخ به رجزخوانی مرحب آورده است: «منم آن‌که مادرم مرا حیدره نام کرده است مانند شیر ژیان قدم به میدان گذاشته‌ام شما را مانند دانه کیل می‌کنم و برمی‌دارم» (مجلسی، 1389: 4/ 1119). در کتاب مناقب مرتضوی هم به عبارت مشهور «انا الذی سمتنی امی حیدره/ ضرغام آجام و لیث و قسوره» به معنی: «منم که مادرم مرا حیدره نامید منم شیر بیشه‌ها»، اشاره شده است (حسینی کشفی ترمذی، 1380: 394). در حقیقت، اعطای لفظ «حیدره» از طرف مادر به آن حضرت، دارای شهرت روایی است. در بیت ذیل، به «حیه در» اشاره شده است:

آنکه در گهواره اژدر کشت در شش‌ماهگی

 

صاحب عنوان حیه در شد آن حیدر علی است

(موسوی آرانی، 1379: 83)

حیدر صف در، شه عنترکش خیبرگشای

 

سرور غالب، سر مردان امیرالمؤمنین

 (وحشی بافقی، 1386: 207)

3-5- اثر‌پذیری از فرهنگ باستانی ایران و خلط قدیسان دینی با پهلوانان و قهرمانان باستانی و میل به اسطوره­سازی

   تأثیر از فرهنگ ایران باستان و الگوسازی از قهرمانان و پهلوانان این دوره سبب شده است تا زندگی قدیسان با داستان‌های این دوره آمیخته شود و آن­چه را در مورد اسطوره‌های باستان ذکر شده است، برای شخصیت‌های دینی هم نقل کنند. برخی نظریه‌های دین‌شناسانه، خدایان یا نیمه­خدایان را در شمار قهرمانان اصلی اسطوره دانسته‌اند. اسطوره‌ها تفسیر نخستین از جهان و طبیعتند و بیش‌تر جنبۀ نظری تفکر انسان باستانی به شمار می‌رفته‌اند؛ درحالی‌که آیین‌ها و شعائر جنبۀ عملی آن است (رضایی، 1383: 33). در‌واقع زبان اسطوره زبانی نمادین و رازآلود و با ناخودآگاهی در پیوند است و با برانگیختن و پدیدآوردن نمادهای رؤیایی و اسطوره‌ای، نهفته‌های خویش را بر ما آشکار می‌سازد. بـر اساس پـاره‌ای از پـدیـده‌هـای موجـود در اسـاطیر دینی، «نیمه­تاریخی نیمه­اسطوره‌ای»اند؛ یعنی فلان چهره یا رخ­داد دینی که در تاریخ دین زمان و مکانش را می‌توان یافت اندک‌اندک از ویژگی‌های اسطوره‌ای برخوردار می‌شود در حقیقت انجام کارهای شگفت مثل کشتن دیوان و پتیارگان را تنها قهرمانان نمادین اسطوره انجام می‌دهند. این‌گونه پدیده‌ها برزخی و دوگانه‌اند. یعنی پایی در زمین تاریخ و دستی بر آسمان اسطوره دارند؛ زیرا واقعیت‌های برونی و تاریخی به‌تدریج به پدیده‌هایی درونی و نمادین و اسطوره‌ای بدل می‌شوند و اسطوره مایه‌های خویش را اندک‌اندک از تاریخ می‌ستاند (کزازی، 1376: 123 و 58-59؛ سیگال، 1394: 69؛ پرون، 1381: 180).

   الکساندر کراپ در شمار یکی از محققان اسطوره­پژوه، نقل می‌کند: از دیرباز، گرایش انسان به اسناد شهوات و دردها و رنج‌ها و فضایل و رذایل خود به جانوران و مخلص کلام قائل شدن جان و روانی انسانی برای آنان، خصلت عمومی اسطوره است (کراپ، آبراهام، مالینوفسکی، کازنوو و استروس: 1377: 55؛ کرتیس، 1373: 15؛ پی‌یر گریمال و دیگران، 1396: 70).

   اژی در لغت به معنی مار و هم­تای آن در سانسکریت اَهی است که در اوستایی این واژه، دخیل است. اسطورۀ مار کهن و پیشینۀ آن به روزگاران هندواروپایی بازمی‌گردد در اسطوره‌های یونانی نیز پهلوانان بزرگ، هراکلس، پتیاره‌ای سه سر را به نام گریونئووس از پای درمی‌آورد (کزازی، 1385: 1/ 275؛ عفیفی، 1383: 501؛ کرتیس، 1373: 9، جان گری، 1378: 67 و 212؛ یوسفی، 1394: 45؛ آموزگار، 1388: 56؛ کزازی، 1376: 136).

   اسطورۀ اژدهاکشی عنصر مرکزی در اسطورۀ آفرینش بابلی است. این اسطوره مبنای افسانه پرسوس و آندرومدا، افسانۀ هرکول و هشت پای لرنیان، افسانۀ زیگفرید و فافنیر، افسانۀ بیوولف و گرندل شده است. اسطورۀ اژدهاکشی در نمایش مذهبی ژرژ قدیس و اژدها هنوز زنده است (هوک، بی‌تا: 20).

   در روایت کنعانی هم از نیروهای آشفتگی (کائوس) که شهریاری بعل را تهدید می‌کنند، همانند مراسم آیینی سال نو عبرانیان به‌عنوان «مار آغازین» یاد می‌شود و این سرآغاز شیطانی است که به هیأت مار، حوا را می‌فریبد و توسط فرشتۀ اولین، میکاییل، از آسمان رانده می‌شود (جان گری، 1378: 254).

   اژدها کمابیش در همۀ اسطوره‌ها نمادی گجسته، اهریمنی و زیان‌بار است که پهلوان آیینی باید آن را از میان بردارد. در نماد شناسی ایرانی، مار نشانۀ رازآلود اهریمن است و اژدها چونان مار بزرگ یا ماران مار بیش از هر نمادی دیگر، گجسته و اهریمنی بوده و نیروهای تباه‌کار و ویران‌گر را به نمود می‌آورد. از آن روی پهلوانان بزرگ و آیینی می‌باید با آن‌ها مبارزه کنند؛ چنان‌که در اسطورۀ آفرینش سومریان به اژدهایی به نام تیامات که نماد آشفتگی آغازین یا کائوس است برخورده که خدای بزرگ سومری «انلیل» او را می‌کشد. در اسطورۀ آفرینش بابلی، کشندۀ این اژدها خدای بزرگ بابلیان «مردوخ» است. این اژدهای آغازین و کیهان‌شناختی در تورات «تیوم» است. در اسطوره‌های ایرانی هم گرشاسب پهلوان بزرگ آیینی اژدهای شاخ‌داری به نام زرین­پاشنه و سام اژدهای کشف رود را از پای درمی‌آورند. فریدون بر ضحاک دست می‌یابد، فرامرز پور رستم چند اژدها را کشته و آذربرزین پورفرامرز با کوبه‌ای بهمن پسر اسفندیار را در کام اژدها هم­راه با خود اژدها به چهار پاره تقسیم می‌کند و از او انتقام مرگ پدر و یورش به سیستان را می‌گیرد (کزازی، 1385: 2/ 398-399؛ بهار، 1375: 234- 239).

   برای بزرگ‌ترین پهلوانان شاهنامه، یعنی رستم و اسفندیار، هفت‌خان‌هایی ذکر شده که کشتن اژدها در خان سوم، برای هر دو نفر مشترک است (کزازی، 1385: 2/68)؛ برای مثال در خان سوم جنگ رستم با اژدها آمده است:

بغرید آن آژدهای دژم
چو زور و تن آژدها دید رخش
...بمالید گوش؛ اندر آمد شگفت
بدرید کفتش به دندان چو شیر
 بزد تیغ و انداخت از تن سرش

 

همی آتش افروخت گفتی به دم
کزآن سان برآویخت با تاجبخش
بکند اژدها را به دندان دو کفت
بر او خیره شد پهلوان دلیـر
فروریخت چون رود، زهر از برش

                            (فردوسی،1369: 2/27)

   هنوز هم رد پای این‌گونه داستان‌ها در ادب فلوکلریک جای دارد؛ چنان‌که نقل شده، در حوالی قریه «هنگو» مکانی در نزدیکی پاریز، اژدهایی سنگی دیده شده که مردم اعتقاد داشتند، قرن‌‎ها پیش دو دختر در طلب آب برای مادر پیر و بیمارشان به نزدیکی چشمه رفتند با دیدن اژدهایی که از دهان و چشمانش آتش می‌بارید بی‌اختیار، یا علی گفتند به مدد نیروی غیبی، مولا علی (ع) با ضربۀ ذوالفقار، اژدها را به سنگ بدل کردند (باستانی پاریزی، 1371: 6-4).

   البته مرتضی مطهری یکی از عوامل نفوذ تحریف را اغراض دشمنان و تمایل بشر به اسطوره‌سـازی و افسـانه‌سـازی در طول تـاریخ می‌دانــد؛ زیرا همواره در بشر حس قهرمان­پرستی هست که در اثر آن دربارۀ قهرمان‌های ملی و دینی افسانه می‌سازد (مطهری، 1366: 1/48).

3-6-کارکرد عرفانی-تمثیلی روایت نبرد با اژدها در مهد

   گاهی اسطوره‌سازی‌هایی از این سنخ در قرن چهارم و پنجم هجری در زندگی­نامۀ عرفای بزرگی مانند ابوسعید ابی‌الخیر به چشم می‌خورد که بیش‌تر جنبۀ عرفانی- تمثیلی دارد؛ چنان‌که خواجه بوعلی فارمدی از چیرگی ابوسعید بر اژدهایی بزرگ در راه بازگشت از طوس به میهنه یاد کرده است (محمد بن منور، 1390: 183). شفیعی کدکنی در نقد این داستان‌ها می‌گوید: «در این‌گونه کرامات هیچ امر غیرطبیعی و خرق عادتی به معنی تصرف در قوانین حاکم بر طبیعت وجود ندارد و عقیدۀ من آن است که بوسعید با اشرافی که بر ضمایر داشته، به‌عنوان مشهورترین صاحب کرامت در میان مردم شهرت یافته و اندک‌اندک دیگران قصه‌هایی از قبیل تحت فرمان داشتن درندگان و اژدها و امثال آن را برافزوده‌اند اگر از سمبولیسم اژدها و شیر – که اژدها نفس آدمی است و تسلط بر آن اژدها از هر اژدهای دیگری دشوارتر است و شیر رمز ولی و شیخ است شیخ چون شیر است و دل‌ها بیشه‌اش- بگذریم و این کلمات را در همان معنی ظاهریش بفهمیم تصور من آن است که این قصه‌ها افزودۀ دیگران است که بعد از مرگ ابوسعید داخل زندگی­نامۀ او شده است» (محمد بن منور، 1390: نودونه).

   در مثنوی معنوی هم در قالب تمثیلی زیبا، نفس را به اژدهایی با ماهیت دوزخی تشبیه کرده که بزرگ‌ترین دشمن درونی انسان است چنان‌که در بیت ذیل آمده است:

ای شهان کشتیم ما خصم برون
کشتن این کار عقل و هوش نیست
دوزخست این نفس و دوزخ اژدهاست

 

ماند خصمی زو بتر در اندرون
شیر باطن سخرۀ خرگوش نیست
گو به دریاها نگردد کم‌وکاست

(فروزان­فر، 1380: 1/484)

   پس می‌توان برای این روایت، نوعی کارکرد تمثیلی در نظر گرفت و اذعان داشت که شاید دریدن اژدها در گهواره نوعی تمثیل روحانی باشد. به‌عبارت‌دیگر، مار تمثیل نفس اماره و دنیا تمایلات پست نفسانی باشد که در بدو تولد، توسط آن حضرت، طرد شده و خود حضرت (ع) هم سمبل پهلوانی راستین بوده است که توانسته‌اند بر اژدهای نفس چیره شوند؛ برای مثال:

پارسایی بین که دیو نفس در دست علی

 

صعوه را ماند که در چنگ عقاب افتاده است

(رسا، 1374: 79)

اژدر نفس ای برادر خفته بر بالای گنج
 گنج پر گوگرد احمر اژدر آن را پاسبان

 

گنج خواهی باید اول وضع اژدر داشتن
 دفع اژدر کردن و گوگرد احمر داشتن

 (صفایی اصفهانی، 1362: 107)

   صرف‌نظر از بررسی سندی و دلالی این داستان، برای کسی که دارندۀ لقب اشجع‌الناس در بین عرب و عجم است و در شمار نخستین فرد ایمان آورنده به پیامبر (ص) در عصر جاهلیت بوده، خیبرشکن، کشندۀ پهلوانانی مشهور مانند عمرو بن عبدود و مرحب خیبری بوده و در شب لیله‌المبیت بدون هیچ ترس در بستر پیامبر (ص) خفته، در بیش‌تر غزوات با ذوالفقار و دست یداللهیش، صحنه‌هایی خارق‌العاده را رقم زده، کشتن اژدها یا هر حیوان خارق‌العادۀ دیگر، کاری غیر ممکن نخواهد بود. در تعبیر سمبولیک هم اژدها رمز شر، شومی، اهریمن و حتی در نگاه وسیع‌تر نفس اماره دانسته شده است که باز هم هیچ پهلوان در کشتن این اژدها، توانمندتر از آن حضرت نخواهد بود.

نتیجه­گیری

   از دیرباز، نبرد با اژدهایان در شمار یکی از مهم‌ترین داستان‌های اساطیری و حماسی بوده که کم‌کم از مرز اسطوره و حماسه فراتر رفته و به عرصۀ ادیان بزرگ الهی مانند اسلام، مسیحیت و یهود راه پیدا کرده است، با این تفاوت که این بار به جای پهلوانان و قهرمانان حماسی و اساطیری، قدیسان بزرگ الهی پا به عرصه گذاشته و با نبرد نمادین خود با اژدها که سمبولی از شر و خواسته‌های نفسانی است، سعی داشته‌اند تا با این نبرد سهمگین، زمینۀ بازگشت انسان را به فطرت پاک ازلی خویش فراهم کنند. نبرد با اژدها فقط یک داستان صرف حماسی یا اساطیری نیست؛ بلکه بیان­گر مجموعه‌ای از اندیشه­ها و آرمان‌های انسانی است که ریشه در باورها و اعتقادات اقوام جهان دارد؛ چنان‌که رد پای این نبرد به حوزۀ شعر آیینی هم باز شده و روایت کشتن اژدها در گهواره توسط حضرت علی (ع) در آن، بازتاب وسیعی داشته است. قدیمی‌ترین منبع ذکر این داستان، مناقب ابن شهرآشوب است. در شعر آیینی هم دیوان حسن کاشی (در سدۀ 7 ق) قدیمی‌ترین منبعی است که به این ماجرا اشاره کرده و البته برخی هم به این ماجرا، شاخ و برگ داده؛ درحالی‌که در منابع روایی، به آن‌ها اشاره نشده است. به‌عبارت‌دیگر، کوشش برای رد یا پذیرش این داستان از حیث عقلی و نقلی، کاری عبث است؛ مگر آن‌که برای این قسم از اسطوره‌سازی‌ها برای پهلوانان دینی مانند سایر اسطوره‌ها، جنبۀ سمبولیک در نظر گرفته و مبارزه با اژدها را نماد مبارزه با نفس یا دشمن بیرونی بدانیم؛ زیرا به‌طورکلی، زبان اسطوره، زبانی نمادین و رازآلود است. بررسی دلایل احتمالی رشد چشم­گیر این داستان و سیر تاریخی آن نشان داد که مواردی مانند جریان قصه‌گویی در صدر اسلام و به‌ویژه رواج کار قصّاصان از زمان بنی­امیه، مناقب­خوانی بر سر بازارها، الگوپذیری از داستان انبیای الهی در قرآن کریم، ترکیب بودن لفظ «حیدره» از «حیه»، «در» و پسوند‌های غیرملفوظ، میل بشر به اسطوره‌سازی و نیز توجه به کارکرد تمثیلی و عرفانی این قصه می‌تواند از مهم‌ترین دلایل شهرت این قصه در شعر آیینی باشد. برای این قصه دو احتمال می‌توان در نظر گرفت: نخست آن­که، هرچند برای رواج این قصه در قرن 5 ق، منبعی در دست نیست؛ اما امکان دارد این داستان در متنی که چندان مهم نبوده برای نخستین بار آمده یا این­که آن متن در طی قرون متمادی از بین رفته باشد و دیگر آن­که هرچند مدرکی مستند برای آن در طول تاریخ به دست ما نرسیده؛ اما نمی‌توان صد در صد آن را رد کرد. از سویی گزارش­ها و استنادات تاریخی دربارۀ نبرد با اژدها سبب شده تا این روایت، بسیار موردتوجه قرار گیرد.

 

فهرست منابع
-         قرآن کریم.##
-         ابن ابی الحدید معتزلی (1395). علی علیه‌السلام چهرۀ درخشان اسلام، ترجمه علی دوانی، تهران: بنیاد نهج‌البلاغه.##
-         ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. (1386). (قصه و قصه‌گویی در اسلام): القصاص و المذکرین، ترجمۀ مهدی محبتی، تهران: چشمه.##
-         ابن حیون، نعمان بن محمد. (1409). شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار علیهم‌السلام، جلد سوم، مصحح ‌محمد‌حسین حسینی جلالی، قم: جامعه مدرسین قم.##
-         ابن قتیبه (بی‌تا). تأویل مختلف الحدیث، تحقیق محمد النجار، بیروت- لبنان.##
-         ابن یمین فریومدی. (بی‌تا). دیوان اشعار ابن یمین فریومدی، به تصحیح و اهتمام حسینعلی باستانی راد، بی‌جا: کتاب­خانه سنایی.##
-         اخوان ارمکی، احمد. (1382). فضایل و مناقب امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام از نظر خاصه و عامه، قم: حق‌بین.##
-         آرانی (داعی)، ملاحسن. (1383). دیوان قصاید، به اهتمام حبیب‌الله سلمانی آرانی، قم: نورالسجاد.##
-         استروس، لوی؛ مالینوفسکی، کراپ، الکساندر؛ کازنوو، ژان؛ آبراهام، کارل. (1377). جهان اسطوره­ شناسی، تهران: مرکز.##
-         اکبری تتماج، حسین. (1391). گلزار اکبری، کاشان: خاطرات قلم.##
-         آموزگار، ژاله. (1388). تاریخ اساطیری ایران، تهران: سمت.##
-         باستانی پاریزی، محمدابراهیم. (1371). اژدهای هفت‌سر، تهران: کتاب درنا.##
-         البکری مکی حنفی (اخطب خوارزمی)، ابوالموید محمد. (1375). المناقب خوارزمی، شرح و ترجمه چاپ دوم، موسسۀ فرهنگی انتشاراتی سامه.##
-         بهار، مهرداد. (1375). پژوهشی در اساطیر ایران (پارۀ نخست و دویم)، تهران: آگه.##
-         بهنام فر، محمد و مصطفی ملک پایین. (1392). «خوانش اسطوره‌ای حکایت کشتن بهرام اژدها را و گنج یافتن در هفت‌پیکر»، نشریۀ پژوهش‌های ادبی، شماره 40، صص 39-62.##
-         پرون، استیوارد. (1381). اساطیر رم، ترجمه محمدحسین باجلان فرخی، تهران: اساطیر.##
-         جیحون یزدی. (1363). دیوان جیحون یزدی، به کوشش احمد کرمیس، تهران: نشریات «ما».##
-         حزین لاهیجی، محمد علی بن ابی‌طالب. (1378). دیوان حزین لاهیجی، به تصحیح ذبیح‌الله صاحب­کار، تهران: سایه.##
-         حسینی الترمذی کشفی، محمد صالح بن عبدالله. (1380). مناقب مرتضوی: در مناقب شاه اولیاء امیرالمؤمنین علی مرتضی علیه‌السلام، به تصحیح کوروش منصوری، تهران: روزنه.##
-         حسینی منش، سید محمدتقی. (1379). پرتوی از خورشید پرفروغ امام علی (ع) در آثار استاد شهید آیت‌الله مطهری (ره)، قم: سبط اکبر (ع).##
-         حکیم صفایی اصفهانی. (1362). دیوان اشعار حکیم صفای اصفهانی، به سعی و اهتمام احمد سهیلی خوانساری، بی‌جا: اقبال.##
-         خسروپناه، عبدالحسین. (1383). «آسیب‌شناسی جامعه دینی»، پایگاه مجلات تخصصی نور، ضمیمۀ خردنامه همشهری، شماره 41، صص 21-22.##
-         ربیع. (1388). علی نامه: منظومۀ کهن، مقدمۀ محمدرضا شفیعی کدکنی و محمود امیدسالار، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب موسسه مطالعات اسماعیلیه.##
-         رسا، قاسم. (1374). دیوان دکتر قاسم رسا، مشهد: رستگار.##
-         رستگار فسایی، منصور. (1379). اژدها در اساطیر ایران، تهران: توس.##
-         رسولی محلاتی، سید هاشم. (1404 ه. ق). زندگانی حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (ع)، تهران: علمیه اسلامیه.##
-         رضائی، مهدی. (1383). آفرینش و مرگ در اساطیر، تهران: اساطیر.##
-         رؤیایی، حمیدرضا، وحیده حسامی و فاطمه نوبری. (1396). «مطالعه تطبیقی نماد اژدها در آثار هنری ایران و چین»، سومین همایش ملی باستان‌شناسی ایران (https://civilica. com/doc/770651)##
-         سبحانی، جعفر. (1391). فروغ ولایت تاریخ تحلیلی زندگانی امیر مؤمنان علی (ع)، قم: موسسۀ امام صادق (ع).##
-         سپهر، میرزا محمدتقی. (1393). گزیدۀ نواسخ التواریخ، مجموعه 7 جلدی، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.##
-         السروی المازندرانی، ابی‌جعفر محمد بن علی (ابن شهرآشوب). (1412 ق). مناقب آل ابی‌طالب، تحقیق و فهرست د. یوسف البقاعی، الجزء‌الثانی، بیروت- لبنانک دارالاضواء.##
-         السروی مازندرانی، محمد بن علی (ابن شهر آشوب). (1379 ه. ق). مناقب آل ابی طالب، دورۀ 4 جلدی، قم: علامه.##
-         سیگال، رابرت آلن (1394)، اسطوره، مترجم احمدرضا تقاء، تهران: ماهی.##
-         الشافعی‌الشهیر بابن مغازلی، ابی‌الحسن علی بن محمد. (1412-1992). مناقب الامام علی بن ابی‌طالب (ع)، بیروت – لبنان: دار الاضواء.##
-         صابری یزدی، علی‌رضا. (1394). هزار حدیث در فضایل امام علی (ع)، ترجمۀ محمدرضا انصاری محلاتی، قم: جامعه مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.##
-         طاهری برزکی، مرتضی و محسن باغ میرانی. (1395). حملۀ حیدری با نگاهی به حماسه‌های دینی، کاشان: مرسل.##
-         عاطفی، افشین. (1379). تولای علی، کاشان: وابسته به موسسه هم­راهان قلم.##
-         عرب­شاهی کاشی، الهام. (1398). «تحلیل و آسیب‌شناسی شعر آیینی شاعران کاشان از سدۀ ششم تا امروز»، رسالۀ دورۀ دکتری (PHD)، استاد راهنما رضا شجری، مشاوران عبدالله موحدی حب و رضا روحانی، رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، دانش‌کده ادبیات و زبان‌های خارجی، دانش‌گاه کاشان.##
-         العطاردی، الشیخ عزیز الله. (1393). مسند الامام امیر المؤمنین ابی الحسن علی ابن ابی‌طالب (ع)، تهران: عطارد مرکز فرهنگی خراسان.##
-         عفیفی، رحیم. (1383). اساطیر و فرهنگ ایرانی در نوشته‌های پهلوی، تهران: توس.##
-         فراهی کاشانی، عزیز الله. (1349). خوشه‌ای از خرمن ادب: در مدایح و مراثی چهارده معصوم پاک سلام‌الله علیهم اجمعین و اشعار مذهبی دیگر، جلد اول، بی‌جا: چاپ­خانه شرکت سهامی طبع کتاب.##
-         فردوسی، ابوالقاسم. (1369)، شاهنامه، دفتر دوم، به تصحیح جلال خالقی مطلق، کالیفرنیا: مزدا.##
-         فروزان­فر، محمدحسن (بدیع‌الزمان). (1380). شرح مثنوی شریف (جزو نخستین و دوم از دفتر اول)، تهران: علمی و فرهنگی.##
-         فروغی جهرمی، محمدقاسم. (1385). نی­ نامۀ خورشید: مجموعۀ نوحه و مرثیه‌های عاشورایی، تهران: مجتمع فرهنگی عاشورا.##
-         قائمی، فرزاد. (1389). «تفسیر انسان‌شناختی اسطوره اژدها و بن‌مایۀ تکرارشوندۀ اژدها کشی در اساطیر»، جستارهای ادبی (ادبیات و علوم انسانی سابق)، پیاپی 171، شماره 4، صص 1-26.##
-         القزوینی الرازی، نصیرالدین ابی‌الرشید عبدالجلیل ابی‌الحسین بن ابی‌الفضل. (1331 ه. ش). النقض بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض، تصحیح جلال‌الدین حسینی ارموی، قم: دارالحدیث ­کتاب­خانۀ قم.##
-         قمی، شیخ عباس. (1371). منتهی الآمال، تهران: کتابچی.##
-         کاشی، حسن بن محمود. (1389). دیوان حسن کاشی، به کوشش سید عباس رستاخیز، تهران: کتاب­خانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##
-         کرتیس، وستا سرخوش. (1373). اسطوره‌های ایرانی، ترجمه عباس مخبر، تهران: مرکز.##
-         کزازی، میرجلال‌الدین. (1385). نامۀ باستان: ویرایش و گزارش شاهنامۀ فردوسی، جلد دوم (از پادشاهی نوذر تا پایان رستم و سهراب)، تهران: سمت.##
-         گری، جان. (1378). اساطیر خاور نزدیک (بین‌النهرین)، ترجمۀ باجلان فرخیم. ح، تهران: اساطیر.##
-         گریمال و دیگران، پی‌یر. (1396). انسان و اسطوره، تهران: هیرمند.##
-         متخلص به ربیع. (1390). به‌گزین علی نامه، گزینش، مقدمه و شرح لغات سید علی موسوی گرمارودی، تهران: میراث مکتوب.##
-         محتشم کاشانی، کمال‌الدین علی. (1370). دیوان مولانا محتشم کاشانی، به کوشش مهر علی گرکانی، بی‌جا: کتاب­خانه سنانی.##
-         مشجری، احمد و احمد قناد زادۀ کاشانی. (1350). نغمه‌های کاشان، جلد اول، قم: چاپ­خانه پیرو.##
-         مطهری، مرتضی. (1366). حماسۀ حسینی، تهران: صدرا.##
-         معتمدی کاشانی، سید حسین. (1387). سروده‌های سنتی (مدایح و مراثی اهل‌بیت علیهم‌السلام)، قم: قلم مکنون.##
-         موسوی آرانی، سید علی‌اصغر. (1379). دیوان سید شهاب موسوی آرانی، مقدمه عباس بهنیا، کاشان: محتشم.##
-         موسوی گرمارودی، سید مصطفی. (1393). آیینۀ خدا: امیرالمؤمنین حیدر علیه‌السلام در شعر فارسی، قم: مرکز نشر هاجر وابسته به مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران.##
-         موسوی همدانی، محمدباقر. (1382). علی (ع) در کتب اهل سنت، تهیه و تدوین احمدرضا کشوری، تهران: پورشاد.##
-         موسوی، سید محمدمهدی. (1388). تاریخ انبیا: از آدم تا خاتم و زندگانی و معجزات چهارده معصوم (علیهم‌السلام) و آداب و سنن اسلامی و دستورات شرع مطهر، تهران: جمهوری.##
-         میهنی، محمد بن منور بن ابی سعد بن طاهر بن ابی سعید. (1390). اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگاه.##
-         نایب زاده، راضیه. (1389). «بررسی تطبیقی نقش و مفهوم اژدها در هنرهای سنتی ایران و چین»، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، استاد راهنما صمد سامانیان، مشاور امیرعباس محمدی راد، گروه صنایع دستی، دانش‌کده تجسمی-کاربردی، دانش‌گاه هنر اصفهان.##
-         نایب زاده، راضیه و صمد سامانیان. (1394). «اژدها در اسطوره‌ها و فرهنگ ایران و چین»، فصل­نامه ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناختی، دوره 11، شماره 38، صص 237-271.##
-         نایب زاده، راضیه و صمد سامانیان. (1395). «نقش و مفهوم اژدها در بافته‌های ایران و چین با تأکید بر دورۀ صفوی ایران و اواخر دوره مینگ واوایل چینگ چین»، نشریه مطالعات تطبیقی هنر، دوره 6، شماره 11، صص 69-84.##
-         نصیری، علی‌اکبر. (1381). گنجینۀ نصیری، با مقدمۀ عباس بهنیا، تهیه و تدوین مصطفی باقری مفرد، کاشان: مرسل.##
-         نهاوندی، شیخ علی‌اکبر. (بی‌تا). انوارالمواهب نهاوندی، بی‌جا: کتاب‌فروشی محمودی.##
-         هوک، ساموئل هنری. (بی‌تا). اسطوره‌های خاورمیانه، مترجمان علی­اصغر بهرامی و فرنگیس مزداپور، تهران: روشنگران.##
-         وحشی بافقی، کمال‌الدین. (1386). دیوان وحشی بافقی، به کوششش پرویز بابابی، تهران: موسسه نشر نگاه.##
-         یوسفی، سمیه. (1394). اساطیر ایران، مشهد: اسپندگان.##