نقد نه روایت از شورش‎های ایرانیان در زمان خلافت امام علی (ع) در حماسۀ دینی دلیل‏ الجنان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه پیام نور

2 پژوهشگر آزاد

چکیده

     چکیده
     منظومۀ دلیل‏الجنان و رکن‏الایمان فی وقایع الجمل و الصفین و النهروان سرودۀ عباس ناسخ ترک در سدۀ یازدهم هجری است. این منظومه چنان که از نامش پیداست دربارۀ امام علی (ع) و نبردهای جمل و صفین و نهروان است. در میان این منظومه، نُه داستان درباره شورش‏هایی است که در شهرها و یا مناطقی از ایران اتفاق افتاده است. این مناطق عبارتند از: غور، مازندران، سیستان، قاین، مرو، فارس، اصفهان، آمل و اهواز. در منابع تاریخی نیز به برخی شورش‏هایی که ایرانیان در دوران خلافت امام علی (ع) داشته‏اند، اشاراتی شده است که مهم‏ترین این موارد شورش نواحی اهواز، فارس، خراسان، ری، دیلم و سجستان است. در جستار حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی این روایات منظومۀ دلیل‏الجنان تشریح شده و با روایات تاریخی تطبیق داده شده است و نتایج حاکی از آن است که برخی از این روایات مانند شورش خرّیت در اهواز و یا قیام مردم فارس تا حدودی با منابع تاریخی انطباق دارد، اما شورش‌های دیگر مانند شورش کاووس بن قباد در اصفهان و یا شورش فرامرز بن هوشنگ در مازندران در متون تاریخی نیامده است. گمان می‏رود که این داستان‏ها یا از منابعی ذکر شده‏ است که امروزه در دست­رس نیست و یا این­که داستان‏هایی است که از دوره‏های تاریخی دیگر به این بخش از تاریخ منتقل شده‌ است. حتا ممکن است روایات عامیانه و داستانیی باشند که به این منظومه وارد شده‏‎اند. به بیان دیگر اسطوره و داستان‏های عامیانه‌ای هستند که به تاریخ تبدیل شده‏اند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The critical account of nine narratives from Iranians’ uprisings during Imam Ali’s caliphate taken from the religious epic of Dalil Al-Jinan

نویسندگان [English]

  • fatemeh sadeghi 1
  • ali asghar bashiri 2
1 department of Persian language and literature, payamenoor university.
2 researcher
چکیده [English]

Abstract
The book of poetry Dalil Al – Jinan wa Rukn Al – Iman Fi Waqayi Al - Jamal wa Al - saffayn wa Al – Nahrawan is composed by Abbas Nasekh Turk in the eleventh century Hijri.  This collection as its name suggests concerns Imam Ali and his battles Jamal, Saffayn, and Nahrawan.  Amid this religious epic there are nine stories regarding uprisings occurred in various cities and regions in Iran.  These areas are as follows:  Ghore, Mazandaran, Sistan, Ghaen, Marv, Fars, Isfahan, Amol, and Ahwaz.  In historical sources also there are certain references to Iranians’ revolts in the reign of Imam Ali the most of important of which occurred in Ahwaz, Fars, Khorasan, Rey, Daylam, and Sajestan areas.  Using descriptive analytic method this research discusses the narratives in this religious epic and compares them with the historical ones.  The results reveal that some of these narratives such as the revolt of  Khorriat in Ahwaz or people’s revolt in Fars are to a certain extent correspond with historical sources, however other revolts such as that of Kavus Ibn Gobd in Isfahan or Faramarz Ibn Hoshang in Mazandaran are not referred to in historical texts.  It is assumed that these accounts come from sources no longer available today or that they are stories shifted form one historical period to another. There is also this possibility that these popular tales are narratives finding their ways in this book of poetry.  In other words they are myths and popular tales which have transformed into history.  

کلیدواژه‌ها [English]

  • Religious epic
  • Dalil Al – Jinan
  • Imam Ali
  • History
  • Iran

نقدِ نُه روایت از شورش‎هایایرانیان در زمان خلافت امام علی (ع) در حماسۀ دینی دلیل‏الجنان

 

فاطمه صادقی نقدعلی علیا*

استادیار زبان و ادبیات فارسی دانش­گاه پیام نور، ایران (نویسندۀ مسؤول)

علی­اصغر بشیری **

دکتری زبان و ادبیات فارسی، پژوهش­گر آزاد

 تاریخ دریافت: 26/11/1398

تاریخ پذیرش: 24/6/1399

 

     چکیده

     منظومۀ دلیل‏الجنان و رکن‏الایمان فی وقایع الجمل و الصفین و النهروان سرودۀ عباس ناسخ ترک در سدۀ یازدهم هجری است. این منظومه چنان که از نامش پیداست دربارۀ امام علی (ع) و نبردهای جمل و صفین و نهروان است. در میان این منظومه، نُه داستان درباره شورش‏هایی است که در شهرها و یا مناطقی از ایران اتفاق افتاده است. این مناطق عبارتند از: غور، مازندران، سیستان، قاین، مرو، فارس، اصفهان، آمل و اهواز. در منابع تاریخی نیز به برخی شورش‏هایی که ایرانیان در دوران خلافت امام علی (ع) داشته‏اند، اشاراتی شده است که مهم‏ترین این موارد شورش نواحی اهواز، فارس، خراسان، ری، دیلم و سجستان است. در جستار حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی این روایات منظومۀ دلیل‏الجنان تشریح شده و با روایات تاریخی تطبیق داده شده است و نتایج حاکی از آن است که برخی از این روایات مانند شورش خرّیت در اهواز و یا قیام مردم فارس تا حدودی با منابع تاریخی انطباق دارد، اما شورش‌های دیگر مانند شورش کاووس بن قباد در اصفهان و یا شورش فرامرز بن هوشنگ در مازندران در متون تاریخی نیامده است. گمان می‏رود که این داستان‏ها یا از منابعی ذکر شده‏ است که امروزه در دست­رس نیست و یا این­که داستان‏هایی است که از دوره‏های تاریخی دیگر به این بخش از تاریخ منتقل شده‌ است. حتا ممکن است روایات عامیانه و داستانیی باشند که به این منظومه وارد شده‏‎اند. به بیان دیگر اسطوره و داستان‏های عامیانه‌ای هستند که به تاریخ تبدیل شده‏اند.

کلیدواژه­ها: حماسه‏های دینی، دلیل‏الجنان، امام علی (ع)، تاریخ، ایران.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

در منظومه‏های دینی و مذهبی، گاه مطالبی می‌آید که با مسائل ایرانی (تاریخ و یا اساطیر) در پیوند است. ممکن است این مسائل در منابعی بوده باشد که این داستان‏ها از روی آن‌ها نوشته شده‏اند و یا ساخته و پرداختۀ ذهن شاعران این آثار باشند. اسطوره‏ای و داستانی بودن این منظومه‏ها، گاه، با خواندن بخشی از اثر هم آشکار است؛ مانند داستان‏های منظومۀ خاوران‏نامه. گاه نیز برای یافتن اصالت داستانی این منظومه‏ها نیاز به کاوشی بیش­تر است. یکی از این منظومه‏های دینی که در آن به بخشی از داستان‏های ایرانیان نیز اشاره شده است، منظومۀ دلیل‏الجنان و رکن‏الایمان فی وقایع‏الجمل و الصفین و النهروان است که عباس ناسخ ترک آن را در حدود بیست‏وپنج هزار بیت سروده است (ناسخ ترک، 1391). این منظومه چنان­که از نامش پیداست در وصف دوران خلافت امام علی (ع) و به‏ویژه شرح نبردهای جمل، صفین و نهروان است. در خلال گزارش این منظومه، در نُه مورد، شاعر به داستان‏هایی اشاره می‌کند که موضوع این داستان‏ها ایرانیان هستند و شورش‏هایی که در نواحی مختلف ایران اتفاق افتاده موضوع این بخش‏هاست.

در مقالۀ حاضر این نُه داستان براساس روش کتاب‏خانه‎ای تحلیل و بررسی شده‏اند و تا جایی که امکان داشته در منابع تاریخی ریشه‏یابی شده و یا با دیگر منظومه‏های دینی تطبیق داده شده و تحلیل شده‏اند. اهمیت این جستار در این است که نقش داستان‏های ایرانی در منظومه‏های دینی (و در این مورد در منظومۀ دلیل‏الجنان) بررسی شده و به ریشه‏های تاریخی و یا داستانی این آثار اشاره شده است. این موضوع می‏تواند در دیگر منظومه‏های دینی هم بررسی شود.

پیشینۀ پژوهش: با توجه به انتشار منظومۀ دلیل‏الجنان، در سال 1391، گویا هنوز برای محققان فرصت پژوهش    

درباره این اثر فراهم نشده است، زیرا با جست‏وجو در منابع مختلف پژوهش‏هایی مهم دربارۀ این منظومه مشاهده نشد و به‏ویژه دربارۀ موضوع مقالۀ حاضر که تحلیل داستان‏های ایرانیان در منظومۀ حاضر است، نیز هیچ پژوهشی یافت نشد. مهم‏ترین اشاره در نقد این اثر، مقدمه‏ای است که مصحح بر این اثر نگاشته است (ناسخ ترک، 1391: پنجاه و یک- هشتادوهشت) و همین مقدمه را نیز بعدها که گزیده‏ای از این اثر را با نام تیغ و پرنیان (ناسخ ترک، 1394) منتشر کرده، در مقدمه آورده است. در این مقدمه، دربارۀ موضوع داستان‏های ایرانی در منظومۀ دلیل‏الجنان مطلبی بیان نشده است. البته مصحح دربارۀ تأثیرپذیری این منظومه از شاهنامه در چند صفحه بحث کرده که از موضوع بحث حاضر خارج است (ناسخ ترک، 1391: پنجاه‏وهشت-شصت‎وپنج). ذبیح‏الله صفا و حسین رزمجو (صفا، 1379 و رزمجو، 1388) و پژوهش­گران دیگر نیز اشارۀ چندانی به این اثر و یا موضوع داستان‏های ایرانی در این منظومه نداشته‏اند. دربارۀ موضوع شخصیت‏های ایرانی در منظومه‏های دینی و تاریخی نیز اشاراتی وجود دارد که خیلی برجسته نیستند و در ادامۀ جستار حاضر بدان‌ها پرداخته خواهد شد. یکی از منظومه‏هایی که اختلاط داستان‏های ایرانی با زندگی امام علی (ع) در آن برجسته است، رستم‏نامه است که مصحح این منظومه مقدمه‏ای مفصل دربارۀ آمیختگی داستان‏های ایرانی با زندگی امام علی (ع) بیان کرده است که البته به منظومۀ دلیل‏الجنان اشاره‏ای نشده است (رستم‏نامه، 1387، مقدمه: هجده-چهل).

دربارۀ شورش‎ها، قیام‏ها، نهضت‏ها یا خروج ایرانیان در زمان خلافت امام علی (ع) در برخی منابع کهن (مانند فتوح‏البلدان و یا تاریخ طبری) اشاراتی وجود دارد، اما کتاب یا مقاله­ای مستقل که این موضوع را جداگانه بررسی کرده باشد، دیده نشد. در لابه‏بلای برخی کتاب‏های تاریخی معاصر نیز اشاراتی به این موضوع وجود دارد. از کتاب‏هایی که دربارۀ خلافت امام (ع) یا قیام‏های ایرانیان نوشته شده است، توقع می‌رفت موضوعاتی مربوط با این مطلب یافته شود، اما مطلبی مهم به دست نیامد. کتاب امام علی (ع) و ایرانیان بیش­تر به سیرۀ رفتاری و اجتماعی امام علی با ایرانیان، پیش و پس از خلافت اشاره دارد و اطلاعات تاریخی مهمی را فراپیش خواننده و پژوهش­گر قرار نمی‏دهد (ذاکری خمی، 1393).    

کتاب علی مرتضا (ع) صلابی، ولایت‏های ایرانی در زمان امام علی و والیان این سرزمین‏ها را به تفصیل با ذکر منابع بیان کرده است (صلابی، 1389: 595-611). در کتاب‏هایی که به طور ویژه دربارۀ قیام‏های ایرانیان  نوشته شده و بررسی شد، نیز اطلاعاتی خاص به­دست نیامد. آثاری مانند قیام‎گران در ایران (رونقی،1382 ) و ایران از زردشت تا قیام‏های ایرانی (اصفهانی، 1369). زرین‏کوب، اشپولر، فرای و معینی‏نیا نیز هر کدام خیلی مختصر و یا با تحلیل کمی به مسایل ایرانیان در دوران خلافت امام علی (ع) اشاره کرده‏اند (زرین‏کوب، 1379: 349؛ اشپولر، 1364: 1/ 29؛ فرای، 1385: 26؛ معینی‏نیا، 1385: 222) و  بسیاری از اشارات این پژوهش­گران نیز از بلاذری و طبری و ابن خلدون نقل شده که البته گاه تحلیل‏های متفاوتی را نیز از آنان می­بینیم.

پیش از پرداختن به روایات منظومۀ دلیل‎الجنان دربارۀ ایرانیان، اشاره‏ای جداگانه به موضوع ایرانیان در منظومه‏های دینی و تاریخی و متون نقالی با روی­کرد تاریخی خواهد شد.

1- امام علی (ع) و ایرانیان در منظومه‎های حماسی

پیش از پرداختن به داستان‏های ایرانیان در منظومۀ دلیل‏الجنان، به نقش و ردپای ایرانیان در منظومه‏های حماسی دینی اشاره‏ای می‏شود. در علی‎نامه اشاره شده که سپاهیان معاویه از روم و مغرب و ایران هم بوده‏اند:

سوی مغرب و روم و ایران‏زمین

 

فرستاد کس را بر این سان لعین
                           (ربیع، 1388: 107)


در این منظومه چند باری به نام‏های طوس، قباد، رستم / روستم و اسفندیار اشاره شده است، اما در همۀ این موارد، موضوع تلمیح به داستان‏های شاهنامه مطرح بوده است و این نام‏ها در منظومۀ علی‏نامه نقشی ویژه بر عهده ندارند. بخشی مهم از داستان‏های خاوران‏نامه در سرزمین خاوران می‏گذرد. بخشی از شخصیت‏ها در این منظومه نام‏هایی ایرانی دارند (ابن حسام، 1382)، اما منظومۀ خاوران‏نامه داستانی خیالی است و حتا اگر به شخصیت‏های ایرانی هم اشاره‏ای شده باشد، این افراد در بستر تاریخی وجود خارجی ندارند. در منظومۀ رستم‌نامه هم رستم که به نمایندگی از کی­خسرو به دربار سلیمان رفته، در نبردی با امام علی (ع)، شکست خورده و سرانجام به او ایمان می‏آورد (رستم‏نامه، 1387). این اثر نیز هم­چون منظومۀ خاوران‏نامه در بستر اسطوره و تخیل جریان دارد و جنبۀ تاریخی ندارد. در حملۀ حیدری از راجی کرمانی، اشاره‏ای به موضوع ایرانیان نیست. به این دلیل که موضوع این منظومه تا پایان دوران خلیفۀ سوم را شامل می‌شود (راجی، 1380). حملۀ حیدری از باذل مشهدی هم تا پایان دورۀ عثمان را در بر دارد (باذل مشهدی، 1336). بنابراین در این دو منظومه نمی‏توان ردی از داستان‏های ایرانیان در دورۀ خلافت امام علی (ع) یافت. در منظومۀ افتخارنامه نیز که گفته شده ادامۀ حملۀ حیدری باذل است و دوران خلافت امام علی (ع) و نبردهای جمل و صفین و نهروان تا شهادت امام را در بر دارد، اشاره‌ای به ایرانیان و مسایل مربوط به آن‌ها وجود ندارد (افتخارالعلما، بی‏تا). از میان منظومه‏های تاریخی عمومی (که اختصاص به یک شاه یا یک دوره ندارد)، دو اثر ظفرنامه و همایون‏نامه را می‌توان نام برد. در همایون‏نامه بخش مربوط به خلافت امام علی (ع) در منظومه وجود ندارد و گویا مفقود شده است (زجاجی، 1383 و زجاجی، 1390)، امّا در  طفرنامۀ حمدالله مستوفی، از آن­جایی که نویسنده سعی کرده تاریخ اسلام را کامل و براساس منابع متقن روایت کند، در وقایع سال سی و نهم هجرت، به قیام مردم فارس اشاره کرده است:

چو تاریخ را سی و نه گشت سال
بد از خارجیان امیری عرب
در این حال شد منکر مرتضا
همی گفت: چون توبه زآن کار بد
ز حارث زیاد ابیه آن زمان
از آن پس از ایشان فراوان بکشت
سوی رامهرمز از آن جای­گاه
علی میری فارس از روی داد
زیاد ابیه و گزین یک سپاه
به فرمان او معقل و چند تن
بدان آمدم تا به هم رزم­ساز
گرفتش سبک معقل چاره‏گر
فرستاد پیش علی در زمان

 

برافراخت بدخواه در جنگ یال
رباحیه حارث مر او را لقب
همی خواند کافر به دین در ورا
نکرد او نگردد مسلمان به بد...
بسی جنگ جست او از آن مردمان
نمودند او را به پیکار پشت
سپردند آن قوم گم­راه راه
بفرمود دادن به جنگی زیاد
بدان ملک رفتند پیکارخواه
برفتند بر جنگ آن انجمن
شویم کین عثمان بسازیم باز
ز تن دور کردش هم آن­جای سر
شد آن مملکت ایمن از بدگمان
                    (مستوفی، 1380: 2/ 263)

در برخی از متون نقالی نیز به نام امام علی (ع) اشاره شده است. برای مثال، در طومار نقالی شاهنامه آمده که رستم در بازگشت از مغرب با اژدهایی مبارزه می‏کند و نمی‏تواند او را شکست دهد. پیری به او می‏گوید که این اژدها را شخصی با نام علی در آخرالزمان خواهد کشت «...او محمد المصطفا علیه‌السلام باشد و او را پسر عم باشد که داماد او باشد... و خدای تعالی او را مرکب و تیغ ارزانی داشته که نام تیغ او ذوالفقار باشد ...این دد به ضرب آن ذوالفقار آن شهریار باوقار از پا درآید و نام اسب او دلدل باشد» (طومار نقالی شاهنامه،1391: 795). در هر صورت این متون هم چون جنبۀ تاریخی ندارند از شمول بررسی خارجند. در ادامه اشاره‏ای به منظومۀ دلیل‏الجنان خواهد شد و پس از آن نیز داستان‏های ایرانیان در این منظومه بررسی و تحلیل می‏شود.

 

 2- دورنمایی از کتاب و شاعر

بنا نیست در این بخش به تفصیل دربارۀ شاعر و منظومه‏اش سخن گفته شود، اما برای آن­که بتوان دورنمایی از داستان‏های ایرانیان در این منظومه ارائه کرد، لازم است کلیتی ازکتاب در حد ایجاز بیان شود. عباس ناسخ ترک، شاعر دورۀ صفویه است که این منظومه را براساس منابعی که در دست داشته در حدود بیست و پنج هزار بیت سروده است. سپس شخصی به نام عیسا شربت‏دار متن سرودۀ شاعر را ویرایش و با اصلاحاتی کتابت کرده است (ناسخ ترک، 1391: 21). از نظر موضوعی، چنان­که از نام منظومه پیداست-دلیل‏الجنان و‏ رکن‏الایمان فی وقایع الجمل و الصفین و النهروان -، شاعر بیش­تر مسایل مربوط به دورۀ جنگ‌های جمل، صفین و نهروان را در این اثر به نظم کشیده است. داستان از زمان مرگ خلیفۀ سوم آغاز می‏شود و تا شهادت امام علی (ع) ادامه دارد. گاه نیز شاعر به اقتضای موضوع اتفاقاتی را که در سرزمین‏های دیگر خلافت اسلامی اتفاق افتاده، نقل می‎کند؛ اتفاقاتی که شاید خیلی هم با شخص امام علی (ع) ارتباط نداشته باشد. برخی داستان‏هایی که از ایرانیان در این منظومه آمده، تا حدودی چنین است. شاعر در بیان خود بسیار معتقد و متعصب است و دشمنان امام علی را بی هیچ ابایی لعن می‏کند؛ تا جایی که منظومۀ حاضر از الفاظ رکیک در خطاب به برخی چهره‏های منفی، انباشته است. همین امر باعث شده که مصحح اثر، در برخی موارد این واژگان را حذف کند و حتا بعدها گزیده‏ای از این منظومه را با نام تیغ و پرنیان منتشر کند و مطالب رکیک منظومۀ اصلی را در این گزیده حذف کند (ناسخ ترک، 1394). نُه داستانی که دربارۀ ایرانیان در این اثر آمده است، ابتدا به صورت مختصر بیان و سپس مسایل تاریخی آن مطرح و نقد خواهد شد.

3- نُه داستان دربارۀ ایرانیان در منظومۀ دلیلالجنان

     داستان‏هایی که دربارۀ شورش، در شهرهای ایران، در دورۀ امام علی (ع)، در منظومۀ دلیل‎الجنان آمده است، به ترتیب بدین قرارند:

3 -1- شورش حاکم طوس در منطقۀ غوریان: در دوران عثمان، حکومت طوس و سناباد به حربه بن سماک رسید. امام علی (ع) کامل بن حسان را به جای او برای حکومت فرستاد و حرب از طوس به منطقۀ غوریان رفت که ولید زهیر به حکم امام علی والی آن­جا بود. حرب با هفت­صد نفر از یارانش به ولید شبیخون زد و ولید توانست فرار کند. حرب منطقۀ غوریان را فتح کرد. ولید با کمک سپاه ابن حسان به جنگ حرب رفت. «چو عفریت بهرام و افراسیاب» از لشکر غوریان با زهیر هم­راه بودند که شکست خوردند. حرب به قلعه‏ای پناه برد. «فریدونِ سهراب از غوریان» به کمک شیعیان آمد و راه آب را بر قلعه بست. حرب و یارانش از قلعه بیرون آمدند و در نبردی حرب توانست فرار کند. فریدون پسر سهراب به تعقیب او رفت و در کوهسار، فضیل بن عبدالله که خواهرزادۀ زهیر بود، حرب را یافت و کشت (ناسخ، 1391: 507-511).

3 -2- خروج سهیل از مازندران: سهیل بن سماک که از آل ازد بود و در آمل وطن داشت. وقتی خبر قتل برادرش یعنی حرب را در منطقۀ غوریان شنید، تصمیم به انتقام گرفت و با یارانش به نیشابور رفت. جمیل بن شداد که به حکم امام علی در آمل امارت داشت، نامه‎ای به امیر ری یعنی ربیع بن خثیم که از جانب امام مأمور حفظ ثغور بود، نوشت. او عبید ابن شداد را به عنوان فرمان­ده سپاهش تعیین کرد و به خراسان رفت. سهیل نامه‏ای به کامل بن حسان نوشت و کشندۀ برادرش را خواست. کامل نامه‏ای به غور نوشت و کمک خواست. حرب، سپاهی را به فرمان­دهی فضل به طوس فرستاد و دو سپاه با هم جنگیدند و چندین نفر در نبرد تن به تن کشته شدند. کامل بن حسان در زمان نبرد با ابن سماک به چندین شورش دیگر در ایران اشاره کرده است:

یزید بن سفیان ز آل مراد
دگر یونس بن کریب از تمیم
دگر عوف بن سهل بکری نژاد
به مرو است عثمان ارقم امیر

 

نموده است در شهر زابل فساد
برامد ز قاین چو دیو رجیم
نموده است در مرو ظاهر عناد
ولی گشته عاجز ز عوف شریر
                       (ناسخ، 1391: 516)

  امام علی به آنان نامه می‏نویسد که فساد را از بین ببرید. پس از نبردهایی، ابن سماک کشته می‏شود و خراسان آرام می‏شود. ربیع بن خثیم هم در سناباد از دنیا می‏رود (ناسخ، 1391: 512-518). ‎

3 -3- شورش یزید بن سفیان در سیستان: یزید بن سفیان در دوران عثمان در سیستان امارت داشت. امام علی(ع)، ایمن بن حسان را امیر آن­جا کرد و پس از مدتی یزید بن سفیان شورش کرد. عبید بن شدّاد به کمک شیعیان رفت و شورش یزید بن سفیان را فروخواباند (ناسخ، 1391: 518-520).

3 -4- خروج یونس در قاین: خوارجی که در قاین به رهبری یونس بن کریت و به خون­خواهی عثمان قیام کرده بودند در نبردی سخت به رهبری بکیر بن هاشم شکست خوردند و یونس کشته شد (ناسخ، 1391: 521).

3 -5- خروج عوف در مرو: در مرو، عوف بن مسهل قیام کرد که فریدون پسر سهراب (که در نبرد غوریان هم بود) بر آنان شبیخون زد. فریدون، عوف را کشت و لشکر عوف شکست خورد (ناسخ، 1391: 521-522).

3 -6- خروج شدّاد بن سفیان در فارس: شدّاد بن سفیان پس از جنگ جمل به قلعۀ هرمزان در فارس گریخت و سر به شورش برداشت. منوچهر هامون از او حمایت مالی کرد. انیس بن کامل از طرف ایمن کامل (دست‏نشاندۀ امام علی) برای جاسوسی به میان دشمنان رفت و زمان حملۀ آنان را متوجه شد و به ایمن خبر داد. ایمن در هنگام حمله بر آنان کمین کرد و در نبردی سخت آنان را شکست داد و یاران شداد از قلعۀ هرمزان گریختند و در پناه­گاهی در کوهی که از قبل آماده کرده بودند، پنهان شدند. جاسوسان محل شداد و منوچهر را اطلاع دادند و سرانجام هر دو به دست ایمن و یارانش کشته شدند (ناسخ، 1391: 594-598).

3 -7- خروج کاووس در اصفهان: پس از آن­که خسروپرویز بهرام چوبین را شکست داد، کنیز مخصوص بهرام، یعنی گلندام همیشه با خسروپرویز بود. یکی از غلامان خسروپرویز به‏نام قباد، با گلندام رابطه یافت و فرزندی از آنان به وجود آمد که نامش را کاووس نهادند. در زمان شیرویه، گلندام به ثروت فراوانی رسید و پس از یزدگرد، گلندام و قباد به اصفهان رفتند و آن­جا حصاری ساختند. قباد در جنگی کشته شد و امیری به کاووس رسید. کاووس و گلندام سپاهیان فراوان گرد کردند و قصد تصرف کل ایران را داشتند و پنهانی سپاه گردآوری می‏کردند. در دوران امام علی، محنف قیس که از طرف امام، حاکم اصفهان بود از کار کاووس خبر یافت، از همدان هم سپاه به کمک آنان آمد و با کاووس به نبرد پرداختند. کاووس شبیخون می‏زند، اما شکست می‏خورد و قلعۀ فیروزان با کمک لشکر جرفادقان و کمک غیاث بن الوند از نهاوند فتح می‏شود و کاووس اسیر می‏شود. گلندام کاووس را نجات می‏دهد و او به کرمان می‏رود و البته گلندام کشته می‏شود. هوشنگ فرزند رستم که تازه مسلمان شده هم­راه غیاث از ابرقو به بم می‏روند و با کاووس مبارزه می‏کنند و او را می‏کشند (ناسخ، 1391: 620-630).

3 -8- خروج فرامرز بن هوشنگ در مازندران: دلاوری با نام فرامرز فرزند هوشنگ از اصفهان به مازندران رفت. او خود را از نسل اسکندر معرفی کرد و در آمل و نور و کجور، یارانی گرد خود جمع کرد و با حاکم دست‏نشاندۀ امیر یعنی ابوطاهر حارثی مبارزه کرد. در این نبرد از کسان دیگر هم نام برده می‏شود؛ مثلاً ابوطالب، گودرز فرزند هوشنگ را می‏کشد و سرانجام قاسم، فرامرز را می‏کشد (ناسخ، 1391: 838-842).

3 -9- شورش خرّیت در اهواز: خرّیت پس از ماجرای حکمیت نزد امام می‏آید و به ایشان می‏گوید با تو بیعت نمی‏کنیم. امام به او می‏گوید: فردا بیا تا نصّ کتاب را با تو بگویم. خرّیت روز بعد با سپاهش می‏گریزند. خرّیت برخی از مسیحیان اهل کتاب را هم با خود هم­راه می‏کند. امام، زیاد بن حفصه را به نبرد با خرّیت می‏فرستد و در نبردی خرّیت به جانب اهواز فرار می‏کند. امام نامه‏ای به ابن عباس می‌نویسد و از او می‌خواهد که معقل را به مقابلۀ خرّیت بفرستد. معقل در اهواز با خرّیت مبارزه می‏کند و او را شکست می‏دهد. خرّیت به دریاکنار می‏گریزد. معقل با سپاهش به نبرد خرّیت می‏روند و یزید بن معقل در نبردی تن به تن افراسیاب بن بهرام را می‏کشد. نعمان بن صهبان به کمک معقل می‏رود و در نبرد با خرّیت، او را می‏کشد (ناسخ، 1391: 956-971).

4- شورش‎های ایرانیان در دورۀ خلافت امام علی براساس منابع تاریخی

برای تحلیل و یا ریشه‏یابی منابع داستان‏های مرتبط با ایرانیان در منظومۀ دلیل‏الجنان، برخی متون مهم تاریخی پیش از این منظومه بررسی شد؛ بدین شکل که وقایع دوران خلافت امام علی (ع) در کانون بررسی قرار گرفت و وقایعی که با شورش‏های ایرانیان مربوط بود، گردآوری شد. پیش از این موضوع باید اشاره شود که امام علی (ع)، والیان مناطق و شهرهای مختلف ایران را در دوران خلافت خود، یا به کار گماشت یا تغییر داد. شهرها و مناطقی مانند اهواز، فارس، کرمان، سیستان، بحرین و عمان تحت کنترل استانداری بصره بود (معینی‏نیا، 1385: 83). نام برخی کارگزاران امام علی در مناطق عراق و جبل که در منابع تاریخی ذکر شده است، عبارتند از قدمه بن مظعون ازدی، مالک بن کعب ارجبی، قرظه بن کعب، ابوحسان بکری، سعد بن مسعود ثقفی و سلیمان بن صرد خزاعی (همان: 219). حاکمانی که بر ایران و دیگر نواحی منصوب شدند بدین قرار بودند: عبدالله بن اهتم، بر رکمان، سعد بن مسعود ثقفی، بر مدائن، مصقله بن هیبره شیبانی، بر اردشیرخره، ربعی بن کاس، بر سیستان، خلید بر خراسان، عدی بن حارث، به بهرسیر (نزدیک مدائن)، جریر بن عبدالله بجلی، بر همدان و جعده بن هیبره مخزومی، بر خراسان، اشعث بن قیس، بر آذربایجان که البته پس از او قیس بن سعد بن عباده را والی آن­جا کرد (همان: 221 - 222). در فتوح‏البلدان آمده که امام، نخست، سعید بن ساریه خزاعی را به ولایت آذربایجان فرستاد و سپس اشعث بن قیس کندی را والی آن­جا کرد (بلاذری، 1397: 459). اشاره به کارگزاران امام علی (ع) در مناطق ایران به این دلیل است که برخی از این شورش‏ها نیز به خاطر جابه‏جایی افرادی بود که پیش­تر سمتی در دست داشتند و والی جدید را نمی‏پذیرفتند.

اشاره به شورش مردم در شهرهای ایران در دورۀ خلیفۀ دوم و سوم هم وجود داشته است و منابع کهن بدان‏ها اشاره کرده‏اند؛ از جمله به شورش مردم کازرون و شاپورخواست پس از قتل خلیفۀ دوم، اشاراتی شده است (زرین‏کوب، 1379: 348) اشاراتی به شورش‏های دوران عثمان، در دارابجرد، ایذج و استخر نیز در منابع هست (همان: 349)؛ به‏ویژه به شورش اهل استخر در زمان امام علی اشاره شده و گفته شده که عبدالله بن عباس، به فرمان امام علی (ع) این عصیان را فروخواباند (همان: 349). اشاره به سرکوب قیام فارس به واسطۀ ابن عباس و بیش­تر به دست زیاد. هم­چنین اشاره شده که زیاد تا پایان خلافت امام علی در فارس می‌ماند (صلابی، 1389: 595). در سیستان نیز نماینده امام، عبدالرحمان بن ابی جزء الطابی بود که در شورشی کشته شد و سپس ابن عباس به خواست امام علی، ربعی بن کایل عنبری را به آن­جا فرستاد (همان: 597). در فتوح‏البلدان گفته شده که امام نخست سعید بن ساریه خزاعی را به ولایت آذربایجان فرستاد و سپس اشعث بن قیس کندی را والی آن­جا کرد (بلاذری، 1397: 459).

بیش­تر وقایعی که منابع تاریخی دربارۀ زندگی امام علی (ع) بررسی کرده‏اند، مربوط به جنگ‏های جمل، صفین و نهروان است. بیش­تر اطلاعات دربارۀ نواحی حکومت قلمرو خلافت امام علی (ع) نیز ناظر بر عراق و اطرف آن است. دربارۀ دیگر نواحی غیر از عراق و شام، غالباً دربارۀ مصر اطلاعاتی در این زمینه موجود است که عمرو عاص را خلع کردند و محمد بن ابوبکر و سپس مالک اشتر را به آن نواحی فرستادند. دربارۀ ایران و نواحی شرقی خلافت، اطلاعاتی کم­تر در متون تاریخی دوران ایشان ذکر شده است. شهیدی بیان کرده که از سرزمین‏های شرقی در این دوران اطلاعاتی چندان در دست نیست و دقیقاً نمی‏توان دانست عکس‏العمل این سرزمین‏ها در برابر حادثه‏های بزرگ چه بوده است، ولی گمان نمی‏رود که این تحولات تأثیری چندان در آن سرزمین‏ها داشته باشد (شهیدی، 1365: 140). این سخن شهیدی محل نقد است. زیرا برخی شورش‏ها در فارس یا خراسان و ری، غالباً ناشی از اتفاقاتی بوده که در جنگ صفین رخ داده است. اشپولر نیز با اشاره به شورش‏های دوران خلفای نخستین، در دورۀ امام علی (ع)، تنها به متارکۀ جنگ از جانب مردم مرو در سال 36 هجری اشاره‏ای گذرا داشته است (اشپولر، 1364: 1/ 29). پس از درگذشتن یا کشته شدن هر کدام از خلفا، در نواحی مختلف ایران شورش‏هایی رخ داده و با کشته شدن عثمان نیز شورش‏ها و قیام‏هایی گوناگون در نواحی مختلف ایران به وقوع می‌پیوندد (فرای، 1385: 26). برخی کتب تاریخی هم به شورش خرّیت اشاره کرده‏اند و گفته شده که امام، خریت بن راشد را عامل اهواز کرد، امّا او پس از شنیدن رأی حکمیت سر به شورش برداشت (معینی‏نیا، 1385: 222).

چند مورد از مهم‏ترین قیام‏ها و شورش‏های ایران، در دوران خلافت امام علی (ع) مربوط به اهواز، فارس، خراسان، ری، دیلم و سجستان است. بیش­تر این گزارش‏ها در فتوح‏البلدان بلاذری آمده است. طبری، ابن‏الجوزی، ابن خلدون و مورخان دیگر نیز هر کدام وجوهی از این مطالب را بیان کرده‏اند. با استناد به متون تاریخی به این موارد اشاراتی می‏شود:

4 -1- قیام خرّیت در اهواز

خرّیت پس از ماجرای حکمیت، از سپاه امام علی (ع) جدا شد و در مقابل ایشان ایستاد و از آن­جایی که پس از نبردهایی، به اهواز و ساحل خلیج فارس (در برخی منابع رامهرمز) پناه برد. به همین دلیل بحث از او در این بخش موضوعیت دارد. موضوع خروج خرّیت تقریباً در بسیاری از منابع کهنی که دربارۀ دوران خلافت امام علی (ع) بحث کرده‏اند به تفصیل یا تلخیص آمده است و از این لحاظ در نظر مورخان امری مهم و تحقیقی بوده است که در سال 38 هجری اتفاق افتاده است. به گفتۀ طبری، خرّیت پس از نبرد صفین و ماجرای حکمیت، از امام روی گرداند. امام، زیاد بن ابیه را به نبرد او فرستاد و خرّیت پس از شکست از زیاد به اهواز فرار کرد. او در اهواز با ناراضیان هم­راه شد و مجدد سپاهی تشکیل داد. زیاد به نبرد با او به اهواز رفت. خرّیت به سواحل دریا رفت. معقل بن قیس او را تعقیب کرد و با او مبارزه کرد و سرانجام در نبردی، نعمان، خرّیت را کشت (طبری، 1375: 6/ 2655-2664). در تاریخ­نامۀ طبری اشاره شده که زمانی که خرّیت عاصی شد، علی (ع)، زیاد بن ابیه را به سرکوب او فرستاد. خرّیت در نبرد با زیاد شکست خورد و به رامهرمز گریخت. امام، زیاد را والی فارس کرد و زیاد به­واسطۀ معقل، خرّیت را کشت (طبری، 1380: 2/ 664). ابن اثیر نیز همین روایات را بیان کرده با این تفاوت که موضوع رفتن خرّیت به رامهرمز را مطرح نکرده و به رفتن خرّیت به دریا کنار اشاره کرده است (ابن اثیر، 1377: 5/ 1973) و می‌نویسد: نعمان بن صهبان، خرّیت را کشت (ابن اثیر، 1377: 5/ 1975). مطالب جامع‏التواریخ دربارۀ خرّیت نیز تقریباً همین مطالب است (همدانی، 1392: 2/ 1192)، اما ابن اعثم الکوفی در تاریخ الفتوح به پایان کار خرّیت در دریارکنار اشاره‏ای نکرده و معتقد است که معقل کار خریت را در اهواز تمام کرده است (ابن‎اعثم الکوفی، 1393: 629).

4 -2- قیام مردم فارس

یکی دیگر از مهم‏ترین گزارش‎هایی که در بسیاری از متون تاریخی در دورۀ زندگی امام علی (ع) آمده است، اشاره به قیام مردم فارس در سال 39 هجری است. هر چند برخی گفته‏اند با کشته شدن خلیفۀ سوم، مردم فارس سر به شورش برداشتند (فرای، 1385: 29). فتوح‏البلدان احتمالی را مطرح کرده مبنی بر این که استخر تا زمان عبدالله بن عباس در دوران امام علی حتا فتح نشده بود و عبدالله بن عامر چون از فتح جور خلاص یافت، آن­جا را فتح کرد (بلاذری، 1397: 543). ابن بلخی در فارس­نامه بیان کرده که مردم فارس شورش کردند. عبدالله بن عباس به فارس لشکر کشید و شورش آن­جا را فروخواباند (ابن بلخی، 1363: 117). طبری اشاره کرده که با کشته شدن ابن الحضرمی، اوضاع فارس ناآرام شد و امام، زیاد را به آن­جا فرستاد (طبری، 1375: 6/ 2674). ابن الجوزی نیز به تفصیل، رفتن زیاد بن ابیه به فارس را بیان کرده و گفته که مردم رفتار او را مانند انوشیروان دیدند و او توانست بدون خون­ریزی کرمان و استخر را هم به اطاعت درآورد و آن­جا قلعه‏ای بسازد که بعدها به قلعۀ زیاد معروف شد. در این بخش مطالب او با طبری چندان تفاوتی ندارد (ابن­الجوزی، 1412: 5/ 2674-2675). ابن اثیر نیز تقریباً مشابه همین گزارش را آورده است (ابن­اثیر، 1377: 5/ 1989). ابن خلدون هم معتقد است با کشته شدن ابن‏الخضرمی در بصره، مردم فارس سر به شورش برداشتند (فارس و کرمان زیر نظر بصره اداره می‏شد) که با اشارۀ جاریه بن قدامه، امام به زیاد دستور داد که به فارس برود و او توانست شورش فارس را سرکوب کند و حتا به کرمان نیز لشکر کشید و آن­جا را هم تصرف کرد (ابن­خلدون، 1383: 1/ 618). مستوفی سروده است که رباحیۀ حارث باعث قیام مردم فارس بود که به رامهرمز رفت و زیاد از طرف امام علی به فارس رفت و اداره امور را به دست گرفت (مستوفی، 1380: 2/ 263). احتمال دارد که گزارش خرّیت و قیام فارس در برخی منابع مختلط شده باشند. زیرا در هر دو واقعه، زیاد، اوضاع را آرام کرده است.

4 -3- خراسان

بلاذری در بیان سرزمین خراسان این روایت را آورده که خراسان در زمان امام علی (ع) سر از فرمان پیچید و علی(ع)، جعده بن هبیرۀ مخزومی را که مادرش ام هانی، دختر ابوطالب بود به آن­جا گسیل کرد و او نتوانست اوضاع را آرام کند تا زمانی که علی علیه‌السلام کشته شد (بلاذری، 1397: 569)، اما طبری پایان این روایت بلاذری را به گونه‏ای دیگر بیان کرده است. بنا به گفتۀ طبری، علی (ع)، جعده بن جبیره (کذا) را پس از نبرد صفین به خراسان فرستاده و او در آن­جا با شورش مردم مواجه شده است. سپس امام، خلیده بن یربوعی را به آن­جا فرستاده و او توانسته اوضاع را آرام کند (طبری، 1375: 6/ 2582). ابن اثیر هم به انتساب جعده بن هبیره بر خراسان اشاره کرده است و نقل کرده که علی(ع)، خلید بن قرۀ یربوعی را روانه آن­جا کرد و او توانست با مردم آن سامان آشتی کند (ابن­اثیر، 1377: 5/ 1917).

4 -4- قیام مردم ری

امام علی (ع)، یزید بن حجبه بن عامر بن یتم‏الله بن ثعلبه بن عکابه را بر ری گمارد، اما چون او اختلاس کرد، امام او را برکنار کرد و به زندان افکند و او از زندان گریخت و به معاویه پیوست. پس از آن اهل ری شورش کردند و ابوموسی به غزای ری رفت و توانست آن را برقرار نخستین بگشاید (بلاذری، 1397: 449). ابن اثیر می‏گوید که علی(ع)، یزید بن حجیۀ تیمی را بر ری گماشت، ولی او پس از اختلاسی که کرد، به معاویه پیوست (ابن­اثیر، 1377: 4/ 1865)؛ ابن اثیر بیش از این مطلبی بیان نکرده است.

4 -5- قیام مردم دیلم

بلاذری اشاره کرده که امام علی (ع)، ربیع بن خثیم ثوری را با چهار هزار سپاهی به جنگ دیلم فرستاد (بلاذری، 1397: 453). از این واقعه اطلاعاتی دیگر در متون به دست نیامد.

4 -6- قیام مردم سجستان

بلاذری در شرح «سجستان و کابل»، از شورش‏ اهالی سجستان در زمان امام علی (ع) سخن می‌گوید. او روایتی مفصل از این ماجرا و ضبط آن­جا به دست ربعی به دست می‌دهد و حتا به شعر شاعر فاتحان (ارجوزه‏سرای آنان) برای این فتح نیز اشاره می‌کند (همان: 551). ابن خلدون گویا با توجه به روایت بلاذری موضوع شورش سجستان را با اصلاح برخی از قسمت‏ها بیان کرده است؛ «چون علی از کار جمل بپرداخت، جمعی از صعالیک عرب به سرداری حسکه بن عتاب الحبطی و عمران الفضیل البرجمی اجتماع کردند و آهنگ سجستان نمودند. مردم آن دیار پیمان شکسته، سر به شورش برداشته بودند. علی (ع)، عبدالرحمان بن جروالطایی را بر سر آنان فرستاد. حسکه او را بکشت پس به عبدالله بن عباس نوشت که کسی را به فرمان­روایی سجستان بفرستد. او نیز ربعی بن کاس العنبری را با چهار هزار سوار هم­راه با حصین بن ابی الحر را روانه فرمود. در این نبرد، حسکه کشته شد و سپاهش بـه هزیمت رفت و ربعی آن بلاد را در ضبط آورد» (ابن­خلدون، 1383: 1/ 592).

5- نقد منابع شاعر در داستان‏های مرتبط با ایرانیان

از ویژگی‏های دلیل‌الجنان، اشاراتی است که شاعر به منابع خود دارد. شاعر در جای‏جای اثر،  اشاره کرده که از منابع مختلف و متقنی استفاده کرده است که مصحح منظومه به برخی از آن‌ها را بدین ترتیب نام برده است: تاریخ طبری، تاریخ اعثم، صحیح بخاری، مناب به نقل از سلیمان، تاریخ ابن هشام، تاریخ کامل ابن اثیر، تاریخ عبدالله به سمان، تاریخ ابن سمان، تاریخ اهل یمن، تاریخ خراسان، جلاءالعیون، اخبار عبدالکریم، کنوزالیقین، تاریخ ابن هشام و بحارالانوار و نهج‏البلاغه (ناسخ ترک، 1391: هفتاد و هفت-هشتاد و یک). شاعر گاه نیز فقط به نام‏هایی اشاره دارد که البته مجهول هستند، اما به هر حال تأکید شاعر است که این مطالب را از آثاری نقل کرده و یا از افرادی متقن شنیده است:

در اخبار و تاریخ اهل خلاف
به صد رنج اخبار را گشته‏ام 
به تحقیق نام نبردآوران
روایات و اخبار را در حساب

 

بسی بود در نقل‏ها اختلاف
ز معروف و مجهول نگذشته‎ام
بدیدم بسی نسخه و داستان
کرده از صد کتاب
                      (ناسخ، 1391: 1240)

شاعر در بحث از این نُه داستانی که دربارۀ ایرانیان آورده به منابعی نیز اشاره کرده است که بدین قرار است:

5 -1- در داستان عزل حرب از طوس، از کتاب تاریخ اهل خراسان که شخصی با نام عبیدالله بن حکم نگاشته سخن گفته است:

چنین زد عبیدالله بن حکم

 

ز تاریخ اهل خراسان رقم
                      (همان: 507)


5 -2- در داستان خروج سهیل از مازندران نیز منبع شاعرگویا همان کتاب تاریخ اهل خراسان بوده است. زیرا با نام تاریخ عبدالله بن حکم از آن یاد می‌کند:

روایت نمایند اهل قلم

 

ز تاریخ عبدالله بن حکم
                    (همان:  512)

 

5 -3- شاعر در داستان خروج شدّاد بن سفیان در فارس، به کتاب تاریخ فرس از اسعد بن حسن استناد کرده است:

روایت نموده است گاه سخن

 

ز تاریخ فرس اسعد بن حسن
                (همان: 594)

 

5 -4- در خروج کاووس از اصفهان به کتاب تاریخ ملوک عجم از فضل بن عثمان استناد کرده است:

چنین کرد فضل بن عثمان رقم

 

به تاریخ آل ملوک عجم
       (همان: 620)

و در ادامه نیز از قول حنیف بن احمد، داستان را به نقل از فضل بن عثمان ادامه می‏دهد که گویا همان تاریخ آل ملوک عجم باشد:

حنیف بن احمد روایت کند

 

ز فضل بن عثمان روایت کند
                         (همان: 625)

 

در این چند استناد، در نهایت به سه کتاب از سه نویسنده می‌رسیم که عبارتند از:   1- تاریخ اهل خراسان از عبدالله بن حکم. 2- تاریخ فرس از اسعد بن حسن و 3- تاریخ آل ملوک عجم از فضل بن عثمان.

با تأمّل در منابع ادبی و تاریخی و کتاب‏های مرجع (مانند صفا: 1389 و درایتی: 1391) مشخص شد افرادی با نام اسعد بن حسن و یا عبدالله بن حکم و یا فضل بن عثمان در متون تاریخی وجود دارند، اما دربارۀ این­که چنین کتاب‏هایی به آنان منسوب باشد، مطلبی دیده نشد. کتاب‏هایی هم با موضوعات تاریخ فرس و یا تاریخ ملوک عجم در زبان فارسی و عربی وجود دارد، اما نویسندۀ آن‌ها این افرادی که در دلیل‏الجنان آمده نیستند. چند احتمال در این زمینه می‏توان مطرح کرد. یکی این­که ممکن است این آثار تا زمان شاعر وجود داشته‌اند و یا امروز هم در گوشه و کناری وجود داشته باشند و چه بسا در جایی منتشر شده‏اند و یا هنوز نشر نشده‏اند. احتمال دیگر این است که برخی از این آثار تصحیف شده و یا با نام‏هایی دیگر و به‏نام کسانی دیگر منتشر شده‏ باشند.

6- تجزیه و تحلیل داده‏های منظومۀ دلیل‏الجنان با منابع تاریخی

از میان این نه داستان، شورش خرّیت که در منابع تاریخی آمده با گزارش دلیل‏الجنان مطابقت دارد. این انطباق حتا در جزئی‏ترین مسایل نیز به چشم می‏خورد. مطالبی که در تاریخ طبری، از نحوۀ خروج خرّیت از کوفه و مکالمات او با امام علی آمده، عیناً در دلیل‏الجنان نیز آمده است، اما این تطبیق در دیگر داستان‏ها به هیچ وجه رعایت نشده است. گاهی نوع مطالب فقط در همین حد است که اشاره به شورش یک ناحیه در متون تاریخی و دلیل‎الجنان یکی است؛ مانند شورش در فارس، سیستان، خراسان و یا ری، اما جزئیات داستان و حتا شخصیت‏ها به هیچ روی هماهنگ نیستند. در برخی موارد نیز مانند شورش غوریان و یا قاین، مطالب دلیل­الجنان اصلاً در متون تاریخی دیده نشد. علاوه بر این موارد، دو تفاوت عمده نیز در روایات دلیل‏الجنان و منابع تاریخی وجود دارد: یکی اسامی شخصیت‏ها و دیگر شهرهایی که در روایات دلیل‏الجنان آمده است. اسامی شهرها و اشخاص در این نُه داستان با متون تاریخی سازگار نیست. برای تبیین موضوع، هر نُه داستان، به ترتیب اسامی اشخاص و شهرها آورده می‏شود. در ترتیب نام اشخاص، موضوع مثبت و منفی بودن شخصیت‏ها نیز در کمانک اشاره شده است و اگر کمانکی نبوده، یعنی جنبۀ مثبت و منفی در منظومه مطرح نبوده است. زیرا شاعر دشمنان خود را با الفاظ بد و گاه رکیک خطاب قرار می‏دهد که این نشان از حس تنفر او نیز هست.

1- اسامی ایرانیان در منظومۀ دلیل‏الجنان: داستان اول: بهرام، افراسیاب (منفی)؛ فریدون پسر سهراب (مثبت). داستان دوم: - . داستان سوم: - . داستان چهارم: - . داستان پنجم: فریدون پسر سهراب (مثبت). داستان ششم: منوچهر پسر هامون (منفی). داستان هفتم: خسروپرویز، بهرام چوبین، شیرویه، کاووس (منفی)، قباد پدر کاووس (منفی)، گلندام مادر کاووس (منفی)، غیاث بن الوند، هوشنگ فرزند رستم (مثبت). داستان هشتم: فرامرز بن هوشنگ (منفی) اسکندر، گودرز فرزند هوشنگ (منفی). داستان نهم: افراسیاب بن بهرام (منفی).

2-  اسامی شهرهای ایران در منظومۀ دلیل‏الجنان: داستان اول:طوس، سناباد، منطقۀ غور. داستان دوم: مازندران، آمل، نیشابور، ری، خراسان، طوس، زابل، قاین، مرو، سناباد. داستان سوم: سیستان. داستان چهارم: قاین. داستان پنجم: مرو. داستان ششم: فارس، قلعۀ هرمزان. داستان هفتم: مداین، اصفهان، حصار فیروزان، همدان، کرمان، جرفادقان، ابرقو، بم. داستان هشتم: مازندران، اصفهان، آمل، نور، کجور. داستان نهم: اهواز، دریاکنار.

نام ایرانیان و یا اشاره به شهرهای ایرانی، با این بسامد، در دیگر منظومه‏های دینی که با محوریت امام علی (ع) سروده شده‏اند مانندِ منظومه‏هایی مانند علی‏نامه، حملۀ حیدری از باذل، حملۀ حیدری از راجی کرمانی و  افتخارنامه دیده نشد.بر همین اساس می‏توان گفت که به جز داستان شورش خرّیت در اهواز و قیام مردم فارس که زیاد آن را آرام کرد که  هر دو هم در منابع تاریخی هم آمده‌اند، در مابقی داستان‏ها فقط بحث قیام و شورش در آن شهرها حقیقت دارد، اما نوع روایت با متون تاریخی سازگار نیست و این عدم سازگاری هم از در دست نبودن منابع اصلی شاعر حکایت دارد. نوع روایت و نام شخصیت‏ها و بیان برخی جزئیات داستانی این احتمال را مطرح می‏کند که همانند خاوران‏نامه و یا متون نقالی با داستان‏هایی عامیانه مواجهیم که به متن تاریخ راه یافته‏اند. زیرا برای نمونه داستان قیام کاووس در اصفهان با آن جزئیات در متون تاریخی دیده نشد و یا این­که داستان بهرام و گلندام (ناسخ، 1391: 620) یادآور داستان بهرام گور و کنیزش در هفت ‏پیکر است. ممکن است منابع اصلی شاعر هم داستان‏پردازی بـوده باشد و یا این­که آن منابع نیز اصالتی تاریخی دارند که تاکنون مکتوم مانده‏اند. به هر روی تا زمانی که منابع اصلی این منظومه در این زمینه، بررسی علمی نشود، هر گونه داوری درباره این داستان‏ها اعتباری چندان ندارد.

نتیجه­گیری

منظومۀ دلیل‏الجنان و رکن‏الایمان فی وقایع الجمل و الصفین و النهروان، سرودۀ عباس ناسخ ترک (ق 11) دربارۀ تاریخ دوران خلافت امام علی (ع) و بیش­تر دربارۀ نبردهای جمل، صفین و نهروان است. این منظومه براساس منابع بسیاری که بیش­تـر آن­ها را شاعر در منظومۀ خود ذکر کرده، سروده شده است. وقایع بسیاری در این منظومۀ حدوداً بیست‏وپنج ‎هزار بیتی ذکر شده است؛ از جمله نُه داستان در این اثر دربارۀ قیام‏های و شورش‏های ایرانیان است که عبارتند از : 1- شورش حاکم طوس در منطقۀ غوریان. 2- خروج سهیل از مازندران. 3- شورش یزید بن سفیان در سیستان. 4- خروج یونس در قاین. 5- خروج عوف در مرو. 6- خروج شدّاد بن سفیان در فارس. 7- خروج کاووس در اصفهان. 8- خروج فرامرز بن هوشنگ در مازندران. 9- شورش خرّیت در اهواز. با بررسی متون تاریخی، مشخص شد به قیام‏های ایرانیان در دورۀ امام علی (ع) در شهرهای فارس، اهواز، خراسان، ری، دیلم و سیستان اشاره شده است، اما در روایت دلیل‎الجنان، تنها داستان نهم (یعنی شورش خریت در اهواز) با منابع تاریخی سازگار است و مابقی روایات منظومه با منابع تاریخی به هیچ وجه سازگار نیست. شاعر در بخش‏های مربوط به شورش در شهرهای ایران، به سه کتاب که منابع سُرایش اثرش بوده اشاره کرده که از این کتاب‏ها نشانی یافت نشد و احتمال دارد که یا از بین رفته‏اند و یا هنوز شناخته و معرفی نشده‏اند؛ این سه منبع عبارتند از: 1- تاریخ اهل خراسان از عبدالله بن حکم. 2- تاریخ فرس از اسعد بن حسن. 3- تاریخ آل ملوک عجم از فضل بن عثمان. در روایت‌های دلیل‏الجنان دربارۀ ایرانیان،اسامی ایرانی مانند فرامرز، هوشنگ، کاووس، افراسیاب، رستم، بهرام، قباد، گلندام، منوچهر و یا اشارات متعدد به شهرهای ایران مانند استخر، کرمان، اصفهان، فارس، مازندران، آمل، بم، ابرقو، نور و کجور و ... بسامدی بالا دارد. تفاوت در نوع روایت این نه داستان با منابع تاریخی و هم­چنین بسامد بالای اسامی ایرانیان در این بخش‎ها چند فرضیه را تقویت می‏کند: 1- این آثار یا واقعاً در دوران امام علی (ع) اتفاق افتاده است و منابع تاریخی به هر دلیلی به آن اشاره نکرده‏اند که در این صورت منظومۀ دلیل‏الجنان به‏عنوان یک اثر حماسی دینی در بستر تاریخ قابلیت بررسی دارد. 2- این داستان‏ها از دوره‏های تاریخی دیگر وارد دوران امام علی (ع) شده‏ است و یا این­که از داستان‏های عامیانه به این منظومه راه یافته‏ که در این صورت نیز این منظومه برای ریشه‏یابی برخی روایت‏های عامیانه و داستان‏های ایرانی اهمیت دارد.

 



* . f.sadeghi1386@yahoo.com

**.  aliasgharebashiri@gmail.com

  فهرست منابع
-         ابن ­اثیر، عزالدین علی ابن الاثیر. (1377). تاریخ کامل، ترجمه محمدحسین روحانی، تهران: اساطیر. ##
-         ابن ­اعثم الکوفی، محمد بن علی. (1393). تاریخ الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی، تهران: بهشت جاوید.##
-         ابن­ الجوزی، ابی‏ الفرج عبدالرحمان بن علی بن محمد. (1412). المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم(الجزء السادس)، دراسه و تحقیق: محمد عبدالقادر عطا و مصطفا عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب ‏العلمیه.## 
-         ابن­ بلخی. (1363). فارس­ نامه، تصحیح گای لسترنج و رینولد نیکلسون، تهران: دنیای کتاب.##
-         ابن­ حسام خوسفی، محمد بن حسام­ الدین. (1382). تازیان­ نامۀ پارسی (خلاصۀ خاوران­ نامه)، تصحیح حمیدالله مرادی، تهران: مرکز نشر دانش­گاهی.##
-         ابن­ خلدون، عبدالرحمان بن خلدون. (1383). العبر، تاریخ ابن­ خلدون، (ج1)، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران: پژوهش­گاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ##
-         اشپولر، برتولد. (1364). تاریخ ایران در قرون نخست اسلامی، (2ج)، ترجمۀ جواد فلاطوری، تهران: علمی و فرهنگی.##
-       اصفهانی، رضا. (1369). ایران از زردشت تا قیام‏ های ایرانی، تهران: الهام.##
-         افتخارالعلما، آقامیرزا مصطفا ملقب به افتخارالعلما و متخلص به صهبا. (بی‏تا). افتخارنامه، تهران: کتاب­ فروشی و چاپ­خانۀ محمدحسن علمی.##
-         باذل مشهدی (میرزا محمد رفیع). (1336). حمله‎نامۀ حیدری، قم: چاپ­خانۀ قم.##
-         بلاذری، احمد بن یحیی جابر. (1397). فتوح‏ البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران: ماهریس.##
-         حمدالله مستوفی، حمدالله بن ابی­ بکر. (1380). ظفرنامه؛ قسم­ الاسلامیّه (ج 1: احوال رسول­الله (ص))، مقدمـه، تصحیح و توضیحِ مهدی مـداینی، تـهران: پژوهش­گاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##
-         درایتی، مصطفا. (1392). فهرستگان نسخه‏ های خطی ایران (فنخا)، جلد 29، تهران: سازمان اسناد و کتاب­خانۀ ملی ایران.##
-         ذاکری خمی، علی‏ اکبر. (1393). امام علی (ع) و ایرانیان، قم: چلچراغ. ##
-         راجی کرمانی، بمان علی. (1380). حملۀ حیدری، 3 جلد، تصحیح یحیا طالبیان و محمود مدبری، کرمان: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی کرمان.##
-         ربیع. (1389). علی­ نامه، تصحیح رضا بیات و ابوالفضل غلامی، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب.##
-         رزمجو، حسین. (1388). در قلمرو ادبیات حماسی ایران، 2 جلد، تهران: پژوهش­گاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##
-         رستم­ نامه. (1387). تصحیح سجاد آیدنلو، تهران: مرکز نشر میراث مکتوب.##
-       رونقی، مهرداد. (1382). قیام‏ گران در ایران، تهران: نشر روزگار.##
-         زجاجی. (1383). همایون­ نامه (نیمه دوم)، 2 جلد، تصحیح علی پیرنیا، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##
-         زجاجی. (1390). همایون­ نامه (نیمه نخست)، تصحیح علی پیرنیا، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب.##
-         زرین‏ کوب، عبدالحسین. (1379). تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران: امیرکبیر. ##
-         شهیدی، سید جعفر. (1365). تاریخ تحلیلی اسلام، تهران: مرکز نشر دانش­گاهی.##
-         صفا، ذبیح­ الله. (1379). حماسه­ سرایی در ایران، تهران: امیرکبیر.##
-   صفا، ذبیح‌الله. (1389). تاریخ ادبیات ایران، 5 جلد، تهران: فردوس.##
-         صلابی، علی. (1389). علی مرتضا (ع)، تهران: کتاب­خانۀ عقیده.##
-         طبری، محمد بن جریر. (1375). تاریخ طبری (تاریخ الرسل والملوک  ج13، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر.##
-         طبری، محمد بن جریر. (1380) تاریخ­ نامۀ طبری (5 مجلد)، گرداننده منسوب به بلعمی، تصحیح و تحشیۀ محمد روشن. تهران: سروش (صدا و سیمای جمهوی اسلامی ایران).##
-       طومار نقالی شاهنامه. (1391)، تصحیح سجاد آیدنلو، تهران: به­ نگار.##
-         فرای، ریچارد نلسون. (1385). تاریخ ایران (از اسلام تا سلاجقه)، ترجمۀ حسن انوشه، تهران: امیرکبیر.##
-         معینی‏ نیا، مریم (1385). سیرۀ اداری امام علی (ع). تهران: امیرکبیر.##
-         ناسخ ترک، عباس. (1391)، دلیل‏ الجنان و رکن الایمان فی وقایع الجمل و الصفین و النهروان، تصحیح صابر امامی، تهران: کتاب­خانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##
-         ناسخ ترک، عباس. (1394)، تیغ و پرنیان: رزم‌نامه مولای عاشقان در جنگ‌های جمل. صفین و نهروان، تصحیح صابر امامی، تهران: کتاب­خانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##
-   همدانی، رشید‎الدین فضل‎الله. (1392). جامع‎‌التواریخ (تاریخ ایران و اسلام، (ج1)، تصحیح و تحشیۀ  محمد روشن، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب.##
سایت کتاب­خانۀ نور مراجعه در دهم مهرماه 1398: www.noorlib.ir.##