بررسی شخصیت سودابه با نظریه هیجان خواهی ماروین زاکرمن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه آزاد واحد چالوس

چکیده

بررسی شخصیت سودابه با نظریۀ هیجان‏خواهی ماروین زاکرمن
 
 
وجیهه ترکمانی باراندوزی*
 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد چالوس، دانش­گاه آزاد اسلامی، واحد چالوس، ایران.                   
تاریخ دریافت: 2/1/1397
تاریخ پذیرش: 15/12/1397
چکیده
شاهنامه حکیمفردوسی (411 - 329 ه.ق) با توجّه به برخورداری از ظرفیت‏های مناسب جهت بررسی با نظریه‏ها و دیدگاه‏های علمی معاصر، انعکاس‏دهنده خصوصیات روانی و اخلاقی انسان در هر عصری است که به طرزی ماهرانه به تصویر درآمده است. شخصیت سودابه در شاهنامه نیز به دلیل ساختار و درون‏مایۀ کنش‏گرایانه، این قابلیت را دارد که با نظریه‏های روان‏شناسانه نقد و تحلیل گردد و نتایج آن در کنترل و واکنش‏های مبتنی بر هیجان‏طلبی انسان امروزی مورد استفاده قرار گیرد. هیجان‏خواهی یکی ازنظریه‏های ماروین زاکرمن (1978)،از روان‏شناسانمعاصر است. این نظریهدربردارندۀ یکی از چند صفت بنیادی تعیین‏کنندۀ ماهیّت انسان است.در این مقاله، ویژگی‏های شخصیّتی سودابه با نظریۀ هیجان‏خواهی ماروین زاکرمن مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می‏دهد هر چهار مؤلفۀ نظریۀ هیجان‏خواهی زاکرمن در کنش و رفتارهای نامتعارف سودابه از ماجراجویی، خودمحوری و خطرپذیری در نحوۀ انتخاب هم‏سر در هاماوران گرفته تا جست‏وجوی تجربۀ حسی تازه، اجتناب از یک‏نواختی و اقدام به رفتارهای بازداری‏شده در قصر شاه ایران، نمود دارد.



* . torkamani.vajihe@gmail.com

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

checking Character of Sudabeh with Marvin Zuckerman's Excitement Theory

نویسنده [English]

  • vajihe torkamani barandoozi
Azad University of Chalous Branch
چکیده [English]

The study of Sudabeh’s character according to Marvin Zuckerman’s theory of sensation seeking
 
 *Vajihe Torkamani Barandoozi
Assistant Professor, Islamic Azad University, Chalous Branch, Iran
Date of reception: 97/1/2
Date of acceptance: 97/12/15
Abstract
One of the unique characteristics of shahnameh is that it reflects and portrays masterfully moral and psychological characteristic of man in every period.  Considering the enormous potentials it offers for investigation employing different contemporary scientific views and theories, it is the purpose of this article to apply Zuckermna’s theory to Sudabeh’s character. Due to the structure and dynamic theme Sudabeh’s tale has, it lends itself to the psychological analysis the results of which could be served to control the reactions arising from the sensation seeking desires of man today.  Sensation seeking is a theory proposed by Marvin Zuckerman, the contemporary psychologist.  This theory consists of several fundamental characteristics which determines man’s essence.  Looking at Sudabeh’s character through the lens of this theory indicate that every four parameters Zuchkerman proposes are present in her indecent actions and behaviors.  She is adventurous, self-centered, challenging in seeking a partner in Hamavaran; she is in pursuit of new sensational experience, avoids monotony, and indulges in reckless behavior prohibited in the court of Iran’s king.          



* . torkamani.vajihe@gmail.com

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords Shahnameh
  • Sudabeh
  • Zuckerman’s theory of sensation seeking

مقدمه

بشر از آغاز، کوشیده است تا حالت‏های آشفته هیجانی یا انفعالی را درک نماید و به آن پاسخ های شایسته بدهد. امروزه نیز به عقیدۀ دانشمندان ویژگی‏های شخصیتی نظیر برون‏گرایی، هیجان‏خواهی، شدّت عاطفه، ادراک کنترل و میل کنترل در ایجاد حالت‏های انگیزشی و هیجانی متفاوت، تأثیر دارند؛ با این وجود از همان آغاز روزگار تلاش‏های فکری، بشر کوشید تا علل تفاوت‏های فردی وحالت‏های انگیزشی و هیجانی متفاوت افراد مختلف را حتّا در موقعیت‏های یکسان توضیح دهد (ریو، 1381:264).

«امروزه روان‏شناسان برآنند هیجان‏ها پاسخ‏های فیزیولوژی درونی هستند که ادراک، یادگیری و عملکرد ما را تحت تأثیر قرار می‏دهند (موکیلی، دانتزر، 1384: 133). گفتنی است تعریف‏ها دربارۀ هیجان‏ها، متعدد و اغلب متناقض می‌باشند». لیپر (1970) در زمینۀ تعریف هیجان از تعریف انگیزشی استفاده می‏کند و معتقد است که هیجان‏ها مانند انگیزه‏ها سبب تحریک‏شدگی، برپایی، تداوم و کنترل فعّالیت می‏گردند. همان‏طورکه ترس یک هیجان است درعین‏حال انگیزه نیز به شمار می‏رود، زیرا فرد را به طرف رفتار هدف‏دار سوق می‏دهد. به نظر وی هیجان‏ها با ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی و رفتارهای سازمان‏یافته به فرد کمک می‏کنند تا وی در مواقع لازم به انجام واکنش‏های ضروری مبادرت ورزد» (خداپناهی، 1382: 182-181).

      طبق نظر ماروین زاکرمن (1978)، ساختار هیجان‏خواهی به مقدار انگیختگی که دستگاه عصبی مرکزی شخص، مغز و نخاع، از منابع بیرونی تحریک نیاز دارد، مربوط است. بر اساس این نظریه، هیجان‏خواهی صفتی است که ویژگی آن نیاز به هیجان و تجربه‏های متنوع و پیچیده و میل اقدام به خطرهای جانی و بدنی به خاطر خود این تجربه‏هاست (Zuckerman، 1999: 501-487 ). جالب است این ویژگی شخصیتی، در کنش و رفتار برخی از شخصیت‏های داستانی شاهکارهای ادبی نظیر شاهنامه حکیم فردوسی، به وضوح نمایان است و در نحوۀ نقش‏آفرینی برخی از شخصیت‏های داستانی تأثیرگذار و چشم‏گیر است. این ویژگی شخصیتی به گونه‏ای استادانه از سوی سرایندۀ توانا به تصویر درآمده است که با دقّت در نحوۀ توصیف شخصیت این گونه افراد در بستر حوادث داستان، به این ویژگی شخصیتی آن‏ها می‏توان پی برد و با استفاده از نظریه‏های روان‏شناسی، مؤلفه‏های این تیپ شخصیتی را بررسی کرد.

      بر همین اساس با مطالعه شخصیت و رفتار سودابه به عنوان شخصیّت منفی، سعی شده است تا دریابیم که علّت روان‏شناختی رفتارهای او چیست؟ در این مقاله بر اساس شواهد موجود در شاهنامه و تطبیق ویژگی‏های سودابه با نظریۀ هیجان‏خواهی «زاکرمن» کوشیده‏ایم به این پرسش پاسخ دهیم.

     تاکنون شاهنامه از دیدگاه‏ها و جنبه‏های مختلف مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است، اما در زمینه روان‏شناسی با نگاه به نظریه هیجان‏خواهی زاکرمن پیشینه‏ای ندارد. هر چند پژوهش‏ها درباره داستان سیاوش که به طور طبیعی سودابه نیز بخشی از آن‏هاست به صورت کتاب و مقاله فراوان است، اما پژوهش‏هایی که دراین زمینه با نگاه روان‏شناسانه و یا به صورت مستقل در ارتباط با سودابه انجام شده باشد، محدود به چند مقاله و پایان‏نامه است، که فقط به داستان و موضوعی خاص پرداخته‏اند؛ از جمله: «تحلیل روان‏کاوانۀ رودابه و سودابه، (یگانه‏های دوسویۀ شاهنامه)»،اشرف خسروی و اسحاق طغیانی (1389)؛ در این مقاله شخصیت رودابه و سودابه به عنوان معشوقه‏های معروف داستان‏های غنایی شاهنامه، به عنوان نماد آنیمای مثبت و منفی، براساس یکی از کهن‏الگوها مطرح در نظریه فرایند فردیت یونگ؛ مورد بررسی قرار گرفته‏اند. در این پژوهش اهمیت و نقش خودآگاه و اراده در ساختن فرد و جامعه بررسی شده است.

     «بررسی اختلال شخصیّت ضذّ اجتماعی سودابه در شاه‏نامۀ فردوسی»، شیرین صمصامی و امین حمامیان (1393)؛ در این پژوهش به بررسی شخصیت ضداجتماعی سودابه و تطبیق خصوصیات او با بیماران دچار اختلال شخصیّت ضداجتماعی پرداخته می‏شود. «شخصیت مرزی سودابه در شاهنامه فردوسی»، نسرین داودنیا، جلیل تجلیل و ناصر سراج‏خرمی ( 1392)؛ نگارندگان این مقاله با ذکر مقدمه‏ای پیرامون شخصیت، اختلال شخصیت و ویژگی‏های شخصیت مرزی کوشیده‏اند آن ویژگی‏ها را با صفات و کردارهای سودابه، به عنوان شخصیت مرزی در داستان، مورد نقد و تحلیل قرار دهد. قدم‏علی سرّامی نیز در مقاله‏ای تحت عنوان «تحلیلی نو از داستان سیاوش» کوشیده است داستان سیاوش ودل‏دادگی سودابه به او را از دریچه نگاه اسطوره‏ای مورد واکاوی و بررسی قرار دهد.

     هم‏چنین جلال خالقی مطلق (1381)، در مقالۀ «نظری درباره هویت مادر سیاوش»، به تحلیل و واکاوی چهره حقیقی مادر سیاوش می‏پردازد و تحت تأثیر انواع ازدواج‏ها در بین ایرانیان باستان از جمله ازدواج با محارم، کوشیده است مادر سیاوش را با سودابه یگانه پندارد.

     باید اشاره کرد در مقاله حاضر، روش تحقیق از نوع اسنادی است که از شیوۀ توصیفی - تحلیلی برای بررسی هیجان‏خواهی‏های نمایان‏شده در رفتار سودابه استفاده گردیده است.

- نظریۀ هیجان‏خواهی

در آغاز دهۀ 1970، ماروین زاکرمن ( 1928 ) یکی از روان‏شناسان دانشگاه دلاویر، پژوهش‏های وسیعی را دربارۀ جنبۀ محدودی از شخصیت انجام داد که آن را هیجان‏خواهی نامید. به نظر زاکرمن، هیجان‏خواهی جست‏وجوی هیجان و تجربۀ متنوع، تازه، پیچیدهو میل پرداختن به خطرهای بدنی، اجتماعی و مالی به‏خاطر خود این تجربه‏هاست (Eysen ck, & : Zuckerman :1978, 83-87). طبق نظر روان‏شناسان، هیجان‏خواهی یکی از نیازهای زیستی و اساسی در انسان است و می‏تواند در تمام مراحل زندگی انسان تأثیر بگذارد.

شایان ذکر است  هیجان‏خواهی «از زمانی‏که توسط زاکرمن و همکارانش در سال 1964م، معرّفی‏شده، علایق و پژوهش‏های فراوانی را به وجود آورده است. زاکرمن پیش‏نهاد می‏کند که ساختار هیجان‏خواهی به جای این که ساختاری واحد باشد، مجموعه مؤلفه‏های به هم پیوسته است» (وفایی و هم­کاران، 1390: 51 ). اولین نسخۀ مقیاس هیجان‏خواهی زاکرمن که 30 سال پیش ارائه شد برای پیش‏بینی پاسخ فرد به محرومیت حسی بود؛ پس از آن، وسیلۀ سنجش شخصیتی برای ارزیابی چهار گرایش کلیدی تصحیح شد که عبارتند از: هیجان‏زدگی و ماجراجویی، تجربه‏جویی، بی‏قیدی و نیاز به رها بودن در فعّالیت‏های اجتماعی بازداری شده (بازداری‏زدایی) و آسیب‏پذیریدر مقابل خستگی (شولتز، شولتز، 1392 :576 ).

     درباره ویژگی‏های افراد هیجان‏خواه باید اشاره کرد، مطابق نظر روان‏شناسان یکی از ویژگی‏های شخصیتی افراد دارای انگیختگی بالا، برون‏گرایی است. افرادی که در روان‏شناسی برون‏گرا می‏نامیم، می‏توانند مهارت‏های انسانی قوی داشته باشند و به تبع آن روابط انسانی اثربخش می‏تواند عمل‏کرد مدیر را بهبود بخشد. درواقع، ویژگی برون‏گرایی به واسطه ارتباط آن با مهارت روابط انسانی با عمل‏کرد شغلی مرتبط می‏شود (,Roberts 2004: 525-545).

در بین روان‏شناسان آیزنک، معتقد است افراد برون‏گرا، دارای سطح بهینۀ تحریک‏شدگی بیش­تری نسبت به افراد درون‏گرا هستند. در نظر آیزنک تفاوت‏های ژنتیکی فطری باعث می‏شود که افراد از نظر دست‏گاه فعّال‏ساز شبکه‏ای صعودی          1)ARAS) با یک‏دیگر فرق داشته باشند. ARAS ساختار مغزی، مسئول انگیختگی مغزی در پاسخ به تحریک بیرونی است (آیزنک، 1969، به نقل از ریو، 1381: 271). به عبارت دیگر می‏توان گفت، برون‏گرایان برای دست‏یابی به سطح بهینۀ برپایی به محرک‏هایی بیرونی شدید، نیاز دارند درحالی‏که درون‏گرایان دارای یک دست‏گاه فعال‏ساز بسیار قوی بوده کهبا حداقل تحریک، به سطح برپایی می‏رسند (زاکرمن،1979، به نقل از خداپناهی،1382: 185).

     درحالی‏که نتایج برخی تحقیقات روان‏شناسان، رابطه هیجان‏خواهی تکانشی با رفتارهای ضداجتماعی و اختلال شخصیت مرزی را تأیید کرده‏اند (کواس، گارسیا،2007؛ به نقل از علیلو و همکاران، 1392: 69). چندین مطالعه نیز عدم ارتباط هیجان‏خواهی تکانشی با اختلال شخصیت مرزی را  نشان داده است (اگان و هم­کاران، 2001؛ به نقل از همان).

باید اشاره­ کرد، علی‏رغم وجود رابطه بین هیجان‏خواهی و رفتار ضداجتماعی، هیجان‏خواهی همواره منجر به رفتاری ضداجتماعی نمی‏شود، هیجان‏خواهی را می‏توان در افرادی­ که ضداجتماعی نیستند مانند ورزش­کاران یا دارندگان مشاغل خطرناک مشاهده کرد.

این فرض نیز وجود دارد که متغیرهای اجتماعی مانند: موقعیت اقتصادی و اجتماعی و علل ژنیتکی و زیست‏‏شناختی بر میزان هیجان‏خواهی تأثیر دارند. بنابراین میزان برانگیختگی افراد تحت تأثیر عوامل مختلف، متفاوت خواهد بود (موکیلی، دانتز، 1384: 230). به عبارت دیگر شکل اصلی هر هیجان در افراد مختلف یکسان است؛ اما در جوامع مختلف تحت تأثیر شرایط فرهنگی خاص آن جامعه، شکل بروز هیجان متفاوت است. برخی افراد تحت تأثیر شرایط، هیجان‏خواهی خود را به طرق ضداجتماعی ابراز می‏کنند.

بحث‏وبررسی

شخصیّت، بازیگرداستاناست ودراثرروایتییانمایشی،  فردیاست  کهکیفیّتروانیواخلاقیاو، در عمل او و آن‏چه می‏گوید و می‏کند، وجود داشته است (میرصادقی، 1367: 299). ویژگی‏های شخصیّت در یک فرد، هم می‏تواند منحصربه‏فرد باشد و هم وجوه مشترکی بین افراد داشته باشد. منحصربه‏فرد بودن یعنی هر فردی الگوهای شخصیّتی متفاوتی دارد (راس، 1378: 16).

     تحقیقات مربوط به شخصیت به ایجاد شماری از نظریه‏ها می‏انجامد که توضیح می‏دهند چرا و چگونه ویژگی‏های شخصیتی خاصی ایجاد می‏شوند؛ نظریه‏پردازان شخصیت، یک تعریف واحد از شخصیت ارائه نداده اند؛ تعاریف از دیدگاه هر مکتب و گروهی به نظریه یا تئوری خاص آن بستگی دارد. برخی در تعریف آن گفته‏اند: «شخصیت عبارت است از مجموعه‏ای سازمان‏یافته و واحدی متشکّل از خصوصیات نسبتاً ثابت و پایدار که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می‏سازد» (شاملو، 1382: 17 -16). در تعریف دیگری آمده است: «شخصیت عبارت است از الگوی نسبتاً پایدار صفات، گرایش‏ها، یا ویژگی‏هایی که تا اندازه‏ای به رفتار افراد دوام می‏بخشد» (فیست و فیست، 1394: 12).

     در بین شخصیت‏های متعدد شاهنامه، سودابه یکی از شخصیت‏های مطرح زن شاهنامه است که شخصیّتی کاملاً پویا و فعّال دارد. قدرت عمل، جسارت، میل به انتخاب جاه‏طلبانه و برخوردارى از روحیّۀ هیجان‏خواهی از مهمّ‏ترین ویژگى‏هاى سودابه است. این زن از آن‏جا که به ظاهر در ماجرای مرگ تراژیک سیاوش، شاه‏زادۀ ایرانی و چهرۀ پاک و مظلومِ بخش پهلوانی شاهنامه، نقش اصلی دارد، در تقابل با زنانی چون رودابه، کتایون، و فرنگیس قرار می‏گیرد. از همین روی، سودابه از سوی بسیاری از محققان شاهنامه، شخصیتی بزه‏کار و بدکار، نیرنگ‏باز و نابکار و نیز نماد اسطورۀ جه یا جهیکا، دیو زن اسطوره‏های ایرانی، تجسّم عشقی جنسی و شهوت‏آلود توصیف شده است (اسلامی ندوشن، 1370: 93؛ خسروی و طغیانی، 1389: 30 - 29). نکته قابل تأمل در بارۀ تحلیل شخصیت سودابه آن است که جنبه منفی شخصیت سودابه که برای تسلیم کردن سیاوش در برابر خود و کام‏جویی از او تلاش می‏کند، مورد توجّه قرار گرفته است و غالباً چهرۀ مثبت این زن کم‏رنگ باقی مانده است؛ زنی که «به خاطر هم‏سرش چشم از وطن و پدر شسته، حتا اسارت و زندان را به جان می‏خرد تا در کنار شوی خود باشد» (حائری، 1383: 199). بیش‏تر محققان شخصیت سودابه را بدون دقّت در ویژگی‏های شخصیتی وی، فقط براساس روساخت داستان و تحت تأثیر جاذبه شخصیت مقابلش، یعنی سیاوش، او را آماج طعنه و تهمت قرار داده‏اند و سودابه را مقصر اصلی مرگ دل‏خراش این شاه‏زادۀ جوان در خاک دشمن، قلم‏داد کرده‏اند. در این بین تنها در تعداد اندکی از تحقیقات سعی شده است داستان سیاوش با رویکرد روان شناسانه مورد بررسی قرار گیرد (صفری و هم­کاران، 1392: 107 - 75).

     گفتنی است سودابه، دختر پادشاه هاماوران است هاماوران به زعم محققان همان سرزمین یمن است که توسط کی‏کاووس مورد تهاجم و حمله قرار می‏گیرد و پادشاهیش بعد از شکست از سپاه کی‏کاووس، محکوم به پرداخت باژ می‏گردد و دخترش نیز به ظاهر به‏خاطر شفیتگی کی‏کاووس به وی از راه گوش و در اصل به‏عنوان باژ از شاه یمن ستانده می‏شود (سرّامی، 1378: 515). سودابه به درخواست کی‏کاووس و به انتخاب خود، علی‏رغم مخالفت پدر، به هم‏سری کی‏کاووس درمی‏آید. وی طی حوادثی بعد از اثبات وفاداری و هم‏راهی با کی‏کاووس در زندان پدر، به کاخ شاهی کاوس در کشورایران قدم می‏گذارد و تا پایان حیات خود، در ایران می‏ماند و سلسله‏جنبان حوادثی می‏گردد که فرجامش با مرگ خود وی پیوند می‏خورد.

     جالب است که در برخی کتاب‏های تاریخی، مانند تاریخ بلعمی ابوعلی بلعمی و نیز در فارس‏نامه ابن‏بلخی و تجارب‏الامم ابن‏مسکویه، نامی ازسودابه به عنوان دختر شاه هاماوران نیست، در این آثار دختر افراسیاب تورانی، به عنوان هم‏سر کاووس معرفی شده است که توسط وی به دربار ایران آورده می‏شود(علامی و شکیبی ممتاز، 1386: 189-112). در برخی آثار دیگر نظیر کتاب اخبار ایران از ابن‏اثیر، که موارد اختلاف آن با روایت شاهنامه نسبت به سایر آثار تاریخی بیش‏تر است، نامی از سودابه برده نمی‏شود، بل­که به صورت پوشیده از او به‏عنوان زن کی‏کاوس که دختر افراسیاب است، یاد شده است (همان: 119). درواقع، این نحوۀ بازتاب نام و نسب سودابه، برخاسته از حس بد و ناخوشایند ایرانیان نسبت‏به بزرگ‏ترین دشمن سرزمینشان، افراسیاب تورانی است.

     در مورد ریشۀ کلمه سودابه، مهرداد بهار برآن است که سودابه با الهه‏های باروری، آب، برکت‏بخشی و پیروزگری در بین‏النهرین پیوند دارد. وی سودابه را از ریشۀ سو sav دانسته، ریخت ایرانی باستان این نام را «سوتاآپکا» حدس زده است (بهار، 1375: 2، 447-446 ).

    کزازی، سودابه را واژه‏ای با ریشۀ پهلوی، می‏انگارد و معتقد است سودابه در پهلوی سُوتاپَگ بوده است. به نظر وی می‏توان این نام را ساخته از دو پارۀ سود + آوه دانست. طبق نظر او «آوه یا آبه یا آب که در نام‏هایی چون «سودابه» و«رودابه» و «مهراب» به کار رفته است، برآمده از ستاک اوستایی «هپ» می‏تواند بود که همتای سانسکریت آن «سپ» است و معنی آن ارج نهادن؛ غم چیزی را خوردن ؛از چیزی نگاه‏داری کردن» (کزازی، 1384: 2/ 498). گفتنی است در شاهنامه چاپ خالقی مطلق نیز، این اسم به شکل سوداوه قید شده است. به نظر می‏رسد دور از ذهن نخواهد بود اگر با توجّه به چنین ریشه‏ای برای این واژه، سوداوه را به معنی کسی است که به فکر سود و منفعت خویش است، در نظر بگیریم. در این صورت چنین برداشتی از معنی نام سوداوه، با چهرۀ حقیقی او در شاهنامه و تلقی برخی از محققان درباره این شخصیت هم‏سو و هماهنگ خواهد بود.

     برخی نیز این احتمال را داده‏اند که سوداوه در اصل «سیاوه» (سیابه) یعنی دارای آب و رنگ سیاه بوده باشد» (علامی و شکیبی ممتاز، 1386: 122). به نظر می‏رسد در نظر گرفتن چنین معنایی برای سودابه، سطحی و به اعتبار اقلیم زیستی وی باشد. شایان ذکر است در برخی کتاب‏های تاریخی مانند تاریخ ثعالبی، مروج الذهب مسعودی، کتاب آفرینش و تاریخ مطهربن طاهر مقدسی، نام سودابه، دختر شاه یمن، ریخت فارسیِ سُعدی عربی، دانسته شده است. (همان). درواقع، باید گفت تازیان سودابه را به خاطر زیبایی ظاهری او، شعرای یمانی نامیده بودند.

     در این بخش ویژگی‏های شخصیتی سودابه را با توجّه به مؤلفه‏های شناسی هیجان‏خواهی زاکرمن، مورد تحلیل قرار دهیم.

1 ماجراجویی

سودابه، همان‏طورکه از سیر داستان مشخص است رقم‏زننده و به وجود آورنده اتّفاقاتی می‏گردد که خود نمونه‏ای از هیجان‏خواهی و ماجراجویی اوست. کارها و رفتارهای ماجراجویانه سودابه هم در زمان اقامت وی در کشور و زادگاهش هاماوران و هم پس از ازدواج با کاووس در کاخ شاهی ایرانیان از او سر می‏زند، از سر ماجراجویی است. از جمله رفتارهای ماجراجویانه سودابه در شاهنامه فرزانۀ توس، به موارد زیر می‏توان اشاره کرد:

1-1- تصمیم غافل‏گیرانه و انتخاب جاه‏طلبانه

نخستین جرقه‏های هیجان‏طلبی و ماجراجویی سودابه در اولین حضور وی، در شخصیتش نمایان می‏شود؛ به این گونه که در نخستین قدم او با قبول پیش‏نهاد درخواست ازدواج کی‏کاووس با وی، این خصوصیت درونی خود را آشکار می‏سازد. گفتنی است کاووس با شنیدن توصیف طنّازی و زیبایی‏های سودابه از گوینده‏ای ناشناس، به او دل می‏بازد و سودابه با آن که پدرش، شاه هاماوران، سخت به وی دل‏بسته است و به هیچ روی با پیوند او با شاه ایران خرسند نیست، کاووس را به هم‏سری برمی‏گزیند و چنان در تصمیم خود پافشاری می‏کند که پادشاه بیم‏ناک از نابودی تاج و تخت شاهی به ناچار در برابر انتخاب یگانه دخترش، تسلیم می‏شود. این اقدام سودابه را می‏توان برخاسته از هیجان‏خواهی و حادثه‏جویی و میل به تجربۀ ماجراهای تازه دانست، چراکه افراد دارای هیجان‏خواهی زیاد تمایل به انجام رفتارها و کارهایی دارند «که شامل عناصری از سرعت، خطر، تازگی و گریز است » (شولتز، 1381: 572).

دقّت در داستان ازدواج سودابه با کی‏کاووس نشان می‏دهد، معیار سودابه و کی‏کاووس برای انتخاب، عشق نیست. سودابه، کاووس را شاه جهان می‏نامد و از سر هیجان‏طلبی و حادثه‏جویی او را برای ازدواج برمی‏گزیند. در واقع، انتخاب هر دوتن نه از سر علاقه و عشق، بل­که هم‏راه با حساب‏گری است. کی‏کاووس با جاه‏طلبی و برای به دست آوردن غنیمتی متفاوت‏تر از آنچه در کشور یمن به چنگ آورده است، سودابه را از پدرش می‏خواهد و به تعبیر سرّامی «کاووس به سائقۀ میل جنسی با سودابه، دختر پادشاهی ازدواج می‏کند که با او دشمن است و از میان بردن او را می‏بسیجد» (سرّامی، 1378: 738 ). سودابه نیز با ارزیابی موقعیت و برای ماجراجویی، که ناشی از هیجانات درونی اوست؛ دست به انتخاب می‏زند و کاووس را برای ازدواج بر می‏گزیند.

1-2- خودمحوری و خودرایی

با مطرح شدن ازدواج سودابه با کاووس، شاه هاماوران بر دو راهی انتخابی سخت و دشوار قرار گرفته است که با سرنوشت و امنیت سرزمینش گره خورده است. وی با وجود خشم و نفرت قلبی برآن است این موضوع را با مسالمت پایان دهد و بی‏آنکه خشم کاووس را برانگیزد با تمسّک قرار دادن پاسخ سودابه مبنی برعدم رضایتش برای ازدواج با کاووس، نقشه او را نقش برآب کند؛ بنابراین، در ظاهر برای نشان دادن حسن نیّت خود به کاووس و هم‏راهانش، در باطن با خشم و نفرتی سرشار از این همه زیاده‏خواهی کاووس، به‏ناچار موضوع را با سودابه در میان می‏نهد:

غمی گشت و سودابه را پیش خواند

   ز کاووس با او سخن‏ها براند
                 (فردوسی، 1393: 1/ 239)

     به طور طبیعی شاه هاماوران منتظر واکنش تند و جانب‏دارانه سودابه نسبت‏به این درخواست کاووس است، اما سودابه هیجان‏خواه است، با قرار گرفتن در این موقعیت، نخستین جرقه‏های هیجان‏خواهی خود را آشکار می‏کند و به سرعت رضایت خود را با این وصلت اعلام می‏کند و شاه هاماوران، دراوج ناباوری با رضایت دختر خود، مواجه می‏شود:

بدو گفت سودابه گر چاره نیست

از او بهتر امروز غم‏خواره نیست
                            (همان: 239)

     سودابه برخلاف پدر، حمله کاووس به هاماوران را نتیجۀ قدرت و عظمت پادشاهی کاووس تلّقی می‏کند. کاووس، از منظر سودابه نه مهاجم است نه دشمن؛ بل­که شهریاری نام‏آور است که برای وسعت دادن سرزمین‏های پادشاهی خود، ناگزیراز حمله به کشورهای مجاور است:

کسی کو بود شهریار جهان

بر و بوم خواهد همی از مهان
                              (همان: 108)

 سودابه بی‏آن‏که کینه‏ای به کاووس بورزد، ازدواج با وی را دستاویزی برای رسیدن به خواسته‏های فردی خود قرار می‏دهد. او جسورانه رودرروی پدر می‏ایستد و به مخالفت با او می‏پردازد. سودابه در پی دست‏یابی به زندگی تازه و ازدواجی غیر عادی است. او یک انیرانی است و کاملاً آگاه است که به طور طبیعی هم‏سر غیرایرانی شاه ایران، به هیچ روی مورد اقبال و پسند ایرانیان واقع نخواهد شد. سودابه با این‏که می‏داند که او نخواهد توانست جای‏گاه واقعی شه‏بانوی ایران را به دست آورد، ولی ازآن‏جا که دارای شخصیتی هیجان‏طلب است، تن به چنین ازدواجی می‏دهد. ازدواج با شاه ایران تا حدی برای سودابه جذّاب و حادثه‏ساز است که به هیچ روی ذلّت و خواری پدر و شکست او برایش درخور اعتنا و اهمیّت نیست. گویی در این ماجرا او برای دست آوردن فرصتی مناسب برای حادثه‏جویی به انتظار نشسته است و حال که این فرصت دست داده، از پای نمی‏نشیند و می‏کوشد تا مطابق میل و خواستۀ خود رفتار نماید. تجربه‏های تازه و سفر به سرزمین‏های نادیده، مورد علاقه و پسند سودابه است؛ پس با وجود مخالفت طبیعی پدر این پیش‏نهاد کاووس را می‏پذیرد.

1-3- تأثیرپذیری از مؤلفه ارثی

باید اشاره کرد که تأثیر مؤلفه ارثی در ماجراجویی، چشم‏گیر و غیرقابل انکار است. نتیجه تحقیق برخی محققان نظیر آیزنک، نشان می‏دهد مؤلفه ارثی در هیجان‏خواهی نیرومند است (آیزنک، 1983، به نقل ازشولتز، شولتز، 1392: 584 ). محققان معتقدند اگرچه زاکرمن بر تأثیر مؤلفه ارثی در هیجان‏خواهی تأکید داشت، اما درعین‏حال هیجان‏خواهی «تحت تأثیر عوامل موقعیتی یا محیطی نیز قرار دارد» (شولتز، 1381: 578).

 پدر سودابه حتا بعد از وصلت با کاووس و دادن دختر به وی، آرام نمی‏گیرد. او از آن‏جا که از شکست و ناگزیری برای دادن باج به شاه ایران عصبانی و ناراحت است، با ماجراجویی در پی آن است تا معادله پیروزی و شکست در جنگ را برهم زند و خود پیروز جنگ گردد. او به ظاهر دختر خود، سودابه، را به دشمن حکومت و تاج و تختش تسلیم می‏کند، ولی در باطن از قبول شکست و ننگ باج‏گزاری و دادن دختر؛ خشم‏گین و ناراضی است. پس بعد از دادن سودابه به کاوس با طرح نقشه‏ای می‏کوشد کاووس و هم‏راهانش را با نقشه‏ای حساب شده به دام انداخته و سودابه را دوباره به نزد خود باز آورد. شاه هاماوران در پی این ماجراجویی خطرناک، می‏خواهد هم آب رفته را به جوی بازگرداند و هم یگانه دخترش را از چنگ دشمن تاج و تختش رهایی دهد. دقّت در این واکنش پدر سودابه، نشان می‏دهد که به درستی مؤلفه ارثی در بروز صفت هیجان‏خواهی از سوی سودابه بسیار نیرومند است.

شاه هاماوران در پی چنین نقشه‏ای کی‏کاووس و هم‏راهانش را به جشنی با شکوه در شهری به نام «شاهه» فرامی‏خواند و در اثنای جشن در یک فرصت مناسب، کاووس و سایر پهلوانان ایرانی را دست‏گیر و به بند می‏کشد. این در حالی است که سودابه با چنین واکنش‏هایی آشناست و کاملاً خصوصیات پادشاه را می‏شناسد و قادر است فرجام و علّت کنش‏های او را پیش‏بینی نماید

بدانست سودابه رای پدر

که با سور پرخاش دارد به سر
                                 (همان: 240)

 سودابه با آگاهی از چنین سوءقصدی از طرف پدر خود، کاووس را از رفتن به شهر شاهه و شرکت در این جشن باز می‏دارد:

به کاووس کی گفت: این رای نیست!

تو را خود به هاماوران جای نیست!

نبایــد کــه بـا ســورجنــگ آورد

تو را بـی‏بهـــانه به چنــگ آورد
                                     (همان:240)

البتّه کوشش سودابه برای جلوگیری از رفتن کاووس و پهلوانان هم‏راه وی برای شرکت در جشن نتیجه نمی‏دهد . به این ترتیب ایرانیان در دام شاه هاماوران گرفتار می‏آیند. درواقع، کاووس، فریب زور و برتری خود و دلاوران و گردان هم‏راهش را می‏خورد و در دام شاه هاماوران گرفتار می‏شود.

شاه هاماوران بعد از به دام انداختن کاووس، با استفاده از فرصت پیش‏آمده، پوشیده رویانی را درهیأت فرستادگان شاه به نزد سودابه روانه می‏کند و به آنان دستور می‏دهد تا او را در نهایت عظمت و احترام به کاخ باز گردانند.

 1-4- خطرپذیری

سودابه با زیرکی و هوش‏مندی خاص می‏داند که کار ازدواج او با کی‏کاووس تا رسیدن به کاخ پادشاهی در ایران ناتمام و دست‏خوش اتّفاقات ناخوشایند است. او با خلقیات شاه یمن آشناست و رفتارهای تلافی‏جویانه را از وی می‏بسیجد. سودابه به درستی، فراخواندن کاوس و هم‏راهانش به شهر شاهه را، دامی برای اسیر ساختن ایرانیان و وسیله‏ای برای عملی کردن نقشه باز پس گرفتن خود و نیز معامله با رستم و دیگر یلان و گردان ایرانی برای نجات کشورش از باژخواهی شاه ایران می‏داند (همان:1/ 240).

اگرچه کوشش سودابه برای جلوگیری از رفتن کاوس به جشن شاهه نتیجه نمی‏دهد و کاووس با خیره‏سری به هم‏راه پهلوانان ایرانی در دام شاه یمن گرفتار می‏شود، اما سودابه مانند پدرش ماجراجو و خطرپذیر است، پس به آسانی رام خواسته پدر نمی‏شود و درصدد تجربه جدید و پرخطر دیگری بر می‏آید. این اقدام سودابه در یک نگاه ساده و شتاب‏زده ممکن است وفاداری یک زن به شویش تلقی گردد، ولی با دقّت در رفتارهایی که از او سر می‏زند، می‏تواند نشانه دیگری از شخصیت هیجان‏خواه او باشد، که نه در بند مصالح سرزمینش است و نه به مهر پدری وقعی می‏نهد و نه هنجارهای اخلاقی را رعایت می‏کند.

 درواقع، شوی‏دوستی سودابه و مخاطره‏جویی وی در آغاز پیوند با کاوس نه به‏خاطر باکرگی و بی‏تجربگی وی است که از سوی برخی محققان اشاره شده است (یوسفی، 1349 :6)، بل­که نمایان‏گر میل وی به حادثه‏جویی و ویژگی هیجان‏طلبی اوست که او را برمی‏انگیزد تا در مقابل پدر ایستادگی کند و تاوان آن را نیز بپردازد.

در این‏جا باید اشاره کنیم که هیجان‏خواهی با سن افراد ارتباط دارد و میزان هیجان‏خواهی در افراد نوجوان و جوان بالاتر است (شولتز، شولتز، 1392: 578 – 577). سودابه که در آستانۀ سن جوانی و اوج هیجان‏خواهی است میل به دنبال کردن ماجراهای تازه در او شدید است. این بار نیز از سر تجربه‏جویی و ماجراجویی برآن است تا زندان را نیز با وجود سختی‏ها و مرارت‏هایش تجربه کند.

 این ویژگی مخصوص افراد هیجان‏خواه است که تمایل دارند ماجراهای تازه را بیازمایند افراد ماجراجو و هیجان‏گرا از فعالیت‏ها یا ورزش‏هایی که تجارب و هیجانات غیرعادی دارند، لذّت شدیدی می‏برند (همان:577). سودابه باز رودرروی پدر و پادشاه سرزمینش قرار می‏گیرد و به اصرار از او می‏خواهد تا وی را به نزد شویش روانه کند تا در زندان هم‏راه وغم‏خوار باشد تا روزی که شرایط سفر به ایران و دیدن سرزمینی جدید برایش فراهم گردد.

 شاه هاماوران در برابر حریفی سرسخت و هم‏آوردی هم‏سنگ خود قرار گرفته است، پس این بار نیز رام تصمیم سودابه می‏شود و او را به نزد کاووس و هم‏راهانش در زندان روانه می‏کند:

به حصنش فرستادنزدیک شوی

جگر خسته ازغم، به خون شسته روی

نشستش بـه یک خانه باشهریار

پرستنــده او بُــد، هـم اوغم‏گســـار
                            (همان: 242 - 242)

می‏توان برآن بود که این تصمیم شاه هاماوران نه به‏خاطر حفظ جان سودابه، بل­که از روی مصلحت‏اندیشی صورت گرفته است.  او به‏سبب واهمه و هراسی که از یلان و گردان ایرانی، به‏ویژه رستم دارد، از ریختن خون سودابه و نیز کاووس و هم‏راهان وی چشم‏پوشی می‏کند و سودابه را به نزد کاووس می‏فرستد تا طرحی تازه برای از پای درآوردن کاووس بریزد.

با توجّه به این بخش از داستان، در نمودار زیر به سه راهی انتخابی سودابه برای تنظیم انگیختگی خود اشاره می‏شود:

                  تجربه تحریک حسی دریافت پیش‏نهاد ازدواج

خط­پایه انگیختگی              فعالیت رفتاری/ ازدواج با دشمن و                      سطح بهینه انگیختگی

                                            جانب داری از او           

                    پاسخ‏های هیجانی/ رفتن داوطلبانه به زندان

2- حساسیت نسبت‏به یک‏نواختی و دوری از ملال‏پذیری

افراد هیجان‏خواه از تکرار تجربیات تکراری و انجام کارهای عادی بیزارند. «وقتی که اوضاع تغییر نمی‏کند، آدم حساس به یک‏نواختی بی‏قرار و بی‏تحمّل می‏شود» (زاکرمن، 1978: به نقل از ریو، 1381: 276). به طورکلّی می‏توان گفت افراد هیجان‏خواه از تکرار تجارب قابل پیش‏بینی و افراد کلیشه‏ای و روزمرگی‏ها، به آسانی خسته می‏شوند.

انگیختگی پایین به‏خاطر زندگی یک‏نواخت و ملال‏آور در قصر کی‏کاووس، سبب نمایان شدن رفتارهای ضد‏اجتماعی از سوی سودابه می‏شود؛ جست‏وجوی هیجان بالا و ملال گریزی او را به برقراری یک رابطۀ ممنوع برمی‏انگیزد. این نوع هیجان‏خواهی سودابه را می‏توان «هیجان‏خواهی غیراجتماعی تکانشی» دانست (شولتز، شولتز، 1392: 579).

سودابه مدّتی بعد از ازدواج پرماجرای خود با کاووس، سطح تحریک مورد نیاز را در دربار کاووس به دست نمی‏آورد. در واقع، او ناگزیر است تا در شبستان شاهی، زندگی بدون هیجان و یک‏نواختی را، که با ویژگی‏های شخصیتی او سازگار نیست، تجربه کند. آشکار است زرق‏وبرق کاخ پادشاهی و حتّا فرزندآوری، هیچ یک نمی‏تواند هیجانی را که سودابه در پی آن است، برایش به ارمغان آورد، ازهمین‏رو، خود در پی ایجاد تحرّک و هیجان بیش‏تر برمی‏آید. طبیعی است که او از هر چیز و هر کس که بر سر راهش قرار گیرد، استفاده خواهد کرد تا به سود خود و برای کاستن رنج ملالت زندگی کسالت بارش بهره گیرد.

گفتنی است طبق نظر زاکرمن افراد داری هیجان‏خواهی بالا، از لحاظ برون‏گرایی خودمحور هستند و اطرافیان را فقط به صورت منبع تحریک در نظر می‏گیرند و انواع خطرها را به‏خاطر خود این تجربه‏ها انجام می‏دهند (Zuckerman، 1999: 487-501). سودابه با یک نظر به محض دیدن سیاوش که به‏خاطر «پری‏زادگی، از زیبایی آرمانی و دل‏ربایی خاصی برخوردار است» (فاضلی و کنعانی، 1389: 94). دل به او می‏بازد و فصلی نو در زندگی خود باز می‏کند:

چو سـودابه روی سیـاوش بدیـد

پراندیشه گشت و دلش بردمید

چنان شد که گفتی طراز نخ ست

وُگـر پیش آتش نهاده یخ ست
                              (همان: 308)   

3- تجربه‏جویی

از دیگر ویژگی‏های افراد هیجان‏خواه تجربه‏جویی است. تجربه‏جویی «میل به دنبال کردن تجربه‏ها از طریق ذهن و حواس است. نقاشی، موسیقی برخی انواع مواد مخدر، دنبال کردن تجربه از طریق حواس را می‏رسانند، در حالی‏که سبک زندگی خودانگیخته و ناهم‏رنگ با جماعت به‏ویژه با جماعت غیرعادی، تجربه‏جویی از طریق ذهن را نشان می‏دهد» (ریو، 1381: 276 - 275).

سودابه به هنگام ملاقات با سیاوش هنوز جوان است و رعنا و به شدّت خواهان زندگی پرهیجان، او به هر شیوه بر آن است تا هیجان را وارد زندگی خود کند؛ به همین خاطر در عنفوان جوانی با شاه ایران که دشمن پدر و مردم سرزمیش و به طور طبیعی به لحاظ سن و سال از او خیلی بزرگ‏تر است، ازدواج می‏کند. او به سرزمین ایران که برایش کاملاً ناشناخته است، سفر می‏کند و پس از مدّتی زندگی در قصر شاه از زندگی یک‏نواخت قصر شاهی دل‏زده می‏شود و درصدد ایجاد تنوّع برمی‏آید و با شاه‏زاده جوان ایران نرد عشق می‏بازد و بر آن است تا با وارد شدن به رابطه‏ای ممنوع با او، تجربه‏ای تازه در روابط جنسی کسب کند. او برای ارضای حس تجربه‏جویی قدم در مسیری خوف‏ناک و بدفرجام می‏نهد. این اقدام سودابه را از نگاه اسطوره‏ای می‏توان به تعبیر سرکاراتی «به‏عنوان جلوه‏ای از «پری» که تجسّم ایزدینۀ یکی از خویش‏کاری‏های «مام ایزد» بزرگ باروری است، در نظر گرفت» (سرکاراتی، 1385: 23).

تجربه‏جویی سودابه او را برآن می‏دارد تا زیرکانه علی‏رغم میل باطنی سیاوش سه بار پای او را به شبستان شاهی باز کند و در ظاهر به نمایش دادن دختران و زیبارویان برای انتخاب هم‏سر برای سیاوش و در اصل برای ارضای میل باطنی خود به دلبری از سیاوش بپردازد. گفتنی است برخی از شاهنامه‏پژوهان، با در نظر گرفتن نوعی پیوند در بین ایرانیان باستان به نام ختوت (خوئیته وداثه) که همان ازدواج با محارم بوده است و گویا برای حفظ خون و ثروت و منصب صورت انجام می‏گرفته؛ سودابه را همان مادر واقعی سیاوش تلقی کرده‏اند (خالقی مطلق، 1381: 327 - 323). بر این اساس، بیت‏های مربوط به آغاز داستان سیاوش مبنی بر ظهور ناگهانی مادر سیاوش به شکل دخترکی گریخته از خشم پدری از نسل گرسیوز (تورانیان) و گرفتاری در چنگال پهلوانان ایرانی (گودرز توس و گیو) در بیشه‏ای نزدیک مرز توران و درگیری آنان بر سر تصاحب وی و دست آخر به زنی کی‏کاووس درآمدن وی الحاقی دانسته شده است (همان). البتّه دور از ذهن نخواهد بود اگر برآن باشیم سودابه نه مادر سیاوش که دختر شاه هاماوران و هم‏سر انیرانی کاووس است که با دستان و جادوگری آشنااست، او کسی است که در همان برخورد نخستین، زیبایی دیگرگونه و فرازمینی زیبایی سیاوش را در می‏یابد و شگفت‏زده از این همه زیبایی بارها به هنگام گفت‏وگو با سیاوش ضمن آشکار کردن میل و علاقۀ خود به او، از وی دربارۀ نژادش می‏پرسد. درواقع، سودابۀ جادوگر، به غیرعادی بودن زیبایی و نژاد سیاوش و نسبت داشتن وی با پریان پی می‏برد.

3-1- جست‏وجوی تجربه‏ای تازه

طبق نظر روان‏شناسان بین ویژگی هیجان‏خواهی بالا و خودمختاری هم‏بستگی وجود دارد. افراد دارای هیجان‏خواهی بالا «هیجانات خود را بی‏پرده ابراز می‏کنند، درارتباط برقرار کردن با دیگران جسور هستند، ناهم‏رنگ با جماعت بوده و مخاطره‏جو هستند. آن‏ها مستقل از آداب و رسوم اجتماعی و نیازها و نگرش‏های دیگران عمل می‏کنند. آن‏ها که عمدتاً تحت تأثیر نیازهای خودشان قرار دارند، زندگی خود را برای به حداکثر رساندن فرصت‏های کام‏روایی ترتیب می‏دهند» (شولتز، شولتز، 1392: 582).

آشکار است که زندگی یک‏نواخت و بی‏هیجان، برای سودابه هیجان‏طلب در کنار شاه پا به سن گذاشته و مسن‏تر از خود باعث ملالت اوست. ازهمین‏رو، به محض ورود سیاوش به دربار، سودابه که گویی خود این فرصت را می‏بسیجد با یافتن سیاوشی که چون پریان زیباست، بر آن می‏شود هیجانی نو و حلاوتی تازه به زندگانی یک‏نواخت و ملال‏انگیز خود ببخشد، به‏ویژه که سیاوش «دل‏ربایی و عشق‏انگیزی را در اصل از پری ـ مادر خویش ـ به وراثت گرفته است» (آیدنلو، 1384: 43). جالب است که سودابه زیرکانه برای توجیه این رفتار خود در نزد سیاوش پیری کاووس و نامعلوم بودن سرنوشت و فرجام کار خود را بعد از مرگ او، بیان می‏کند:

چو بیرون شود زین جهان شهریار

تو خواهی بدن زو مرا یادگار

نمانی که آید به من بــر گـزند

بداری مرا هم‏چنین ارج‏مند
                             (همان: 313)

درواقع، انگیختگی پایین در قصر کی‏کاووس و آمدن ناگهانی سیاوش به دربار و دیدار با سودابه، سودابه را که در جست‏وجوی هیجانی تازه است، به اظهار تمایلات غیراخلاقی سوق می‏دهد. او تحت تأثیر نیازهای درونی خود و موقعیت خود در دربار، بی‏پروا و جسارت‏آمیز به سیاوش اظهار عشق و علاقه می‏کند. به‏عبارت دیگر سودابۀ هیجان‏طلب در جست‏وجوی تجربۀ حسی تازه، هنگامی‏که رستم پس از هفت سال تربیت سیاوش در سیستان او را به درگاه کاووس بازآورد، «در نگاه اول شیفته شد چون در جهان خوب‏روی‏تر از سیاوش نبود، او مظهر کمال جسم بود» (مسکوب، 1386: 11). درواقع، زیبایی خارق‏العادۀ این شاه‏زادۀ جوان در اولین برخورد او با سودابه، به وسیلۀ سودابه جذب می‏شود.

  3-1-1- تلاش برای برقراری رابطه گناه‏آلود

پژوهش روان‏شناسان نشان می‏دهد که افراد هیجان‏خواه، تمایل به تصمیم‏گیری در لحظۀ آخر دارند، تنها تعهدهای کوتاه مدّت را می‏پذیرند، از این‏که به‏خاطر چیزهای جالب‏تر به تعهد خود عمل نکنند، احساس گناه نمی‏کنند؛ قبل از انجام عمل عواقب آن را مورد ملاحظۀ دقیق قرار نمی‏دهند (شولتز، شولتز، 1392: 580). این افراد نیاز بیش‏تری برای تحریک و تجربه‏های متنوع دارند (شولتز، 1381: 576). سودابه این بار برای ارضای هیجان‏خواهی بالای خود، وارد مسیری خطرناک می‏شود که درصورت برملا شدن کارش، مجازات مرگ در انتظار اوست. او که از یک‏نواختی و ملال‏انگیزی زندگانی خود آشفته و ناآرام است، می‏کوشد با سیاوش زیبارخ دل‏ربا، رابطۀ گناه‏آلود و ممنوع برقرار کند و به این طریق هیجانی تازه به زندگی خود وارد نماید. البتّه وی این کار را با محتالی و فریب‏کاری انجام می‏دهد.

سودابه ابتدا پنهانی سیاوش را به شبستان فرامی‏خواند و شخصی را به نزد او روانه می‏کند تا او را به نزد او برد، اما سیاوش که گویی از پیش همه چیز را می‏داند و از خواسته و نیّت پلید سودابه آگاه است (همان:  1/ 31؛ 312). دعوت سودابه را نمی‏پذیرد. پس او به ناچار دست به ترفندی دیگر می‏زند و با نفوذ در کاووس از قدرت او برای نزدیک شدن به سیاوش استفاده می‏کند. این بار سودابه با تفکری ابتکاری به بهانه انتخاب هم‏سر برای سیاوش با میانجی‏گری کاوس، او را به شرکت در مهمانی‏های زنانه کاخ شاهی وادار می‏کند.

درواقع، سودابه با ترتیب دادن میهمانی‏های هیجان‏انگیز برای شاه‏زادۀ جوان و آوردن وی به خلوت‏گاه خود، آزادانه از سیاوش دلبری می‏کند و شور و هیجان زیادی به زندگی خود می‏بخشد:

بر او بر ز پیروزه کرده نـگار

بــه دیبــا بیــاراسته شــاه‏وار

برآن تخت سودابۀ ماه‏روی

به سان بهشتی پر از رنگ و بوی
                                 (همان: 310)

سودابه با ترتیب دادن چنین مهمانی‏هایی به ظاهر مادرانه، تمام سعی خود را به کار می‏گیرد تا زیبایی‏های خود را به رخ او بکشد. پس شبستان شاهی را چون بهشتی می‏آراید و خود چونان حوری بهشتی در میان خوب رویان تاج بر سر می‏نهد و بر تختی زرّین و نگارین می‏نشیند و با دیدن سیاوش به پیش‏باز او می‏رود و به بهانۀ مهر مادرانه او را تنگ در آغوش می‏کشد و بر سر و روی سیاوش بوسه می‏زند (همان: 1/ 310). سودابه با محتالی می‏تواند کاووس را مجاب کند که می‏خواهد برای سیاوش مادری کند و یکی از دختران او یا سایر بستگان شاهی را به کابین سیاوش درآورد:

فرستش به سوی شبستان خویش

برِ خواهران و فغستان خویش
                                   (همان: 308)

البتّه در این فریب‏کاری و دروغ‏گویی تا آن‏جا موفّق می‏شود که کی‏کاووس او را مادر سیاوش می‏نامد.

4- بازداری‏زدایی

منظور از بازداری‏زدایی، نیاز به رها بودن در فعّالیت‏های اجتماعی بازداری نشده است (شولتز، شولتز، 1392: 576). از خصوصیات افراد هیجان‏خواه، دادن پاسخ‏های فیزیولوژیکی شدید‏تر و بیش‏تر نسبت به محرک‏های جدید، در مقایسه با افراد دارای هیجان‏خواهی کم است (شولتز، 1381: 578-577). این افراد «در خصوص رفتار جنسی خویش و دیگران آسان‏گیری یا بی بندوباری بیش‏تری بروز می‏دهند» (همان: 577).

سودابه در آغاز سن جوانی، هنگامی‏که در نزد پدر در هاماوران است با قبول پیش‏نهاد کی‏کاووس برای ازدواج با او علی‏رغم مخالفت پدرش غیرقابل پیش‏بینی بودن کارهای خود را نمایان می‏سازد و خواهان لذّت بردن از تجربه‏های تازه است. او بعد از ازدواج با کی‏کاووس در تلاش برای برقراری ارتباط غیراخلاقی با ناپسری خود، سیاوش، دیگربار غیرقابل پیش‏بینی بودن رفتارهای خود را به نمایش می‏گذارد. سودابه این بار با روشی نو و خلاّقانه درصدد ایجاد هیجان در زندگی خود است. اوخود را در نقاب مادری دل­سوز نمایان می‏سازد تا از قدرت کاوس برای رام کردن سیاوش و نفوذ در وی استفاده نماید.

4-1- نمایش صحنه‏های مهیج و آشکار کردن جاذبه‏های زنانه

سودابه در پی برآوردن خواسته و تمنّای دل خود، سه بار پای سیاوش را، به اجبار و با فشار فراوان ، به خلوت‏گاه و اندرونی کاووس شاه باز می‏کند. سودابه در هر بار ملاقات با سیاوش درصدد آشکار کردن راز نهفتۀ خود برمی‏آید. یکی از زیباترین صحنه‏های ملاقات سیاوش با سودابه در شبستان کاووس، زمانی است که سیاوش برای بار دوم از سوی سودابه به آن‏جا فراخوانده می‏شود و سودابه به بهانۀ انتخاب هم‏سر برای او، وی را به سان دیدن از دختران وا می‏دارد، که البتّه همین‏که چشم سیاوش به آن‏ها می‏افتد آنان را مجذوب تماشای خود می‏یابد. تمام قصر محو زیبایی سیاوش می‏شود و کسی حاضر به یک لحظه چشم برداشتن از سیاوش نمی‏گردد، ترسی لطیف به جان سیاوش رخنه می‏کند و او را از ادامه نگریستن بازمی‏دارد، سر به زیر می‏افکند و از انتخاب باز می‏ماند. هر یک از دختران حاضر در آن مهمانی ناامیدانه درحالی‏که زیر لب می‏ژکد و بخت را ناسزا می‏گوید به جای‏گاهش باز می‏گردد.

میزان هیجان‏خواهی در افراد مختلف با بالا رفتن سن آنان کاهش می‏یابد. زاکرمن و هم‏کاران وی دریافتند که هیجان‏خواهی درنتیجۀ سن تغییر می‏کند. افراد جوان‏تر بیش‏تر از افراد مسن‏تر به جست‏وجوی حادثه، ریسک و تجربیات جدید گرایش دارند (شولتز، شولتز، 1392: 578).

سودابه در نوجوانی در پی ویژگی هیجان‏خواهی، به کابین کی‏کاووس درمی‏آید و البتّه به هنگام دیدار با سیاوش پسر کی‏کاووس، به نظر می‏رسد هم‏چنان زیبا و رعناست و هنوز در سن جوانی و هیجان‏طلبی است؛ پس طبیعی است از زیستن در کنار شاه پیر و زندگی بی‏هیجان کاخ شاهی به تنگ آید و در پی بهانه‏ای برای ایجاد تنّوع و هیجان‏بخشی به زندگی کسالت‏بار خود برآید و مبتکرانه جشن‏های باشکوه ترتیب دهد و زیرکانه برای نرم کردن دل سیاوش، مبهم بودن سرنوشتش را بعد از مرگ پادشاه پیر مستمسک رفتارهای غیراخلاقی خویش قرار دهد.

4-2 پافشاری بر کام‏جویی

سودابه به هر شکلی، تحریک و حتا تهدید، خواهان کام‏جویی از سیاوش است و برای رسیدن به آرزوی خود دست به هر کاری می‏زند و از آشکار کردن زیبایی‏های زنانه خود در برابر سیاوش ابایی ندارد. سودابه در برابر چشمان پرشرم سیاوش، بی‏ هیچ ملاحظه‏ای عشق خود به او را در شبستان اظهار می‏کند:

مــن اینک به پیش تو استاده‏ام

تن و جان شیرین تو را داده‏ام

زمن هرچه خواهی، همه کام تو

برآریــد، نپیچم سـر ازدام تو
                            (همان: 314-313)

به‏عبارت دیگر از آن‏جا که شکل اصلی هر هیجان در افراد مختلف یکسان است؛ اما در جوامع مختلف تحت تأثیر شرایط فرهنگی خاص آن جامعه، شکل بروز هیجان متفاوت است. برخی افراد تحت تأثیر شرایط، هیجان‏خواهی خود را به طرق ضداجتماعی ابراز می‏کنند (موکیلی، دانتزر، 1384: 230). درواقع، سودابه انیرانی، با شیوه پرورش و شخصیتی خود ابراز عشق می‏کند.

4-3- تحریک‏پذیری از موقعیت ناکامی و کینه‏جویی

ویژگی هیجان‏خواهی بالای این افراد سبب تحریک‏پذیری بیش‏از حد چنین افرادی است. این افراد در موقعیت‏های خطرآفرین تصمیم‏هایی دور از انتظار و پرخطر را می‏گیرند.

سودابه به‏سبب برخوداری از ویژگی هیجان‏خواهی بالا، در پی ناکامی از سیاوش و احساس سرخوردگی و حقارت در خود، دست به خودزنی زده، با ایجاد آشوب و سر و صدا در یک آن تصمیمی عجیب و متهوّرانه می‏گیرد. او بی‏ آن‏که عاقبت کار خود را در نظر بگیرد، با سر و صدا و جنجال راه انداختن سعی می‏کند ماجرای خود با سیاوش را برملا سازد. سودابه سرخورده و ناکام از اجرایی نشدن نقشه شوم و گناه‏آلود خود، بیش‏از پیش هیجان‏زده و تحریک‏پذیر می‏شود. سودابه از درون متلاشی شده و روح و روانش چنان جراحت برداشته است که هیچ چیز جز آسیب زدن و صدمه وارد ساختن به سیاوش او را آرام نمی‏سازد. پس بی‏درنگ در یک لحظه بی آن‏که به فرجام عمل خود بیندیشد سر و صدا و هیاهو به‏پا می‏کند و برای جبران احساس حقارتی که به وی دست داده، سیاوش را متّهم به هتک حرمت نسبت‏به خود می‏کند و از اطرافیان برای نجات خود از آزارهای سیاوش کمک می‏خواهد:

بزد دست و جامه بدرّید پاک

به ناخن دو رخ را همی‏کرد چاک

برآمد خروش از شبستان اوی

   فغــانش از ایوان برآمد به کـوی
                                  (همان: 315)

 

وی با استفاده از فریبی زنانه، چهره حق به جانب می‏گیرد و با غنج و دلال زنانه در برابر چشمان حیرت‏زده کاووس و اطرافیان، سیاوش را به داشتن سوءقصد و تجاوز به خود متهم می‏کند.

گویی افراد هیجان‏خواه به هنگام قرار گرفتن در موقعیت خطر و ناکامی در انجام قصد و نیت خود، خطرناک‏ترین تصمیم را انتخاب می‏کنند؛ تصمیمی که اگر طبق پیش‏بینی آن‏ها پیش نرود، خود آن‏ها را نیز به قعر نابودی و مرگ می‏کشاند.

4-4- انجام کارهای عجیب و شگفت‏آور

نتایج آزمون‏های خلاقیت و ابتکار عمل نشان داد افراد دارای صفت هیجان‏خواهی بالا «توانایی بیش‏تری برای تفکّر ابتکاری دارند» (شولتز، شولتز، 1392: 583).طبیعی است این افراد در مقایسه با افراد کم‏ هیجان‏خواه، مخاطره‏جو هستند و ممکن است در روابط اجتماعی به مخاطره‏جویی ضداجتماعی اقدام نمایند. (همان:581 - 580).

سودابه بعد از برملا شدن رابطۀ خود با سیاوش، می‏کوشد بار گناهان را به گردن سیاوش بیندازد و با مظلوم‏نمایی در نزد کاووس، سیاوش را مقصر اصلی جلوه دهد. او برای نجات خود دست به هر کار بازداری نشده‏ای می‏زند، پس با تطمیع‏زنی جادو که کودکانی دوقلو در شکم داشت؛ صحنه نمایشی عجیب و درعین‏حال حساب‏شده و دقیقی را به راه می‏اندازد. سودابه چون بازی‏گری استاد با طرّاحی صحنه‏ای واقعی، زن جادو را با خوراندن دارو، به سقط دوقلوهایش وامی‏دارد و سپس کودکان سقط‏شدۀ او را به خود برمی‏بندد و با مهارت تمام نقشِ مادر کودکان تازه سقط شده را بازی می‏کند. در این نمایش بی‏سابقه، کودکان سقط‏شده در برابر دیدگان بهت‏زده حاضران، به نمایش درمی‏آیند و گناه مرگ کودکان از سوی سودابه، به گردن سیاوش انداخته می‏شود:

ببــارید ســـوداوه ازدیــده آب

بدو گفت: روشن ببین آفتاب!

همی گفتمت کوچه کرد از بدی
 

به گفتار او خیره ایمـن شدی
                                   (همان: 318)

کی‏کاوس در برابر این صحنه عجیب، چنان دچار دودلی و تردید می‏شود که به‏ناچار از اخترشناسان می‏خواهد تا او را در تشخیص حقیقت یاری دهند و ماهیت کودکان مورد ادعای سودابه را برایش آشکار نمایند. این در حالی است که سودابه خود را در بستر بیماری انداخته و با همان حال نزار و بیمار خود از کاووس خواهان مجازات سیاوش است (همان:318، 339).

4-5- استفاده از نفوذ کلام

آشکار است که افراد هیجان‏خواه و ماجراجو با قرار گرفتن در موقعیت‏های خطرآفرین، بیش‏از افراد عادی از تمام توان خود برای نجات خویش از مهلکه بهره می‏گیرند. سودابه در پی ماجراجویی و هیجان‏طلبی در موقعیت سخت و دشوار قرار گرفته است. او نه‏تنها بر سیاوش پیروز نشده، بل­که نزدیک است نقشه نمایش کودکان سقط‏شده هم با دست‏گیری زن جادو، که با راهنمایی اخترشناسان اتّفاق افتاده است، با شکست مواجه گردد. او هنگامی‏که در برابر گفته‏های ستاره‏شناسان قرار می‏گیرد و سخنان آنان را در حضور کاووس می‏شنود، این بار با استفاده از قدرت کلام و نیروی سخن، اخترشناسان را به جانب‏داری از سیاوش متهم می‏کند و قدرت سیاسی سیاوش و حامی وی رستم را پیش می‏کشد و از این‏که سرنوشت کودکان از دست‏رفته برای کاوس مهمّ نیست، شکوه و ناله سر می‏دهد و برای تأثیر بیش‏تر، کاووس را از بازخواست روز داوری به هنگام رستاخیز بیم می‏دهد:

سخن گرگرفتی چنین سرسری

بدان گیتی افگندم این داوری
                                   (همان: 320)

سودابه با هیجان تمام این سخنان را بر زبان جاری می‏کند و پس از آن چنان با سوز دل می‏گرید که کاووس هم با او زار می‏گرید و دلش به رحم می‏آید:

سپهبد ز گفتار او شد دژم

همی زار بگریست با او به هم
                                  (همان: 320)

نمودار:

                          تجربه تحریک حسی دل‏باختگی به سیاوش

خط پایه انگیختگی             فعالیت رفتاری/ مهمانی دادن و نمایش جن            سطح بهینه انگیختگی

                       پاسخ‏‏های هیجانی/ فرافکنی و نمایش کودکان

 

نتیجه‏گیری

دقّت در شاه‏کارهای ادبی نشان می‏دهد پدیدآورندگان این آثار آگاهی عمیق از خصوصیات روحی و روانی انسان‏ها دارند، هم ازاین‏رو، این دسته از آثار ظرفیت تحلیل و بررسی با انواع نظریه‏های علمی جدید را دارا هستند. شاهنامه حکیم فردوسی در زمرۀ شاه‏کارهای کم نظیر ادبی است که می‏تواند از دیدگاه‏های متعدد مورد واکاوی و تحلیل قرار گیرد. بررسی یکی از شخصیت‏های داستانی شاهنامه، سودابه، نشان داد فردوسی در به تصویر کشیدن پیچیدگی‏های روانی و روحی سودابه تا چه اندازه استادانه و دقیق عمل کرده است.

بررسی ویژگی‏های شخصیتی سودابه با نظریه هیجان‏خواهی زاکرمن نشان داد که وی زنی هیجان‏طلب و ماجراجو بوده است که برای رسیدن به سطح مطلوب انگیختگی، ناگزیر دست به رفتارهای غیرعادی و عجیب زده است. انتخاب کاووس به هم‏سری درحالی‏که کاووس به سرزمین پدری او یورش برده و وی را به‏عنوان باژ خواستاری کرده است،  سپس حمایت تمام قد از کاووس در ماجرای به اسارت درآمدن وی و هم‏راهانش در پی نقشه شاه هاماوران برای بازپس گرفتن سودابه و شکست دادن کاووس، سفر به ایران و دل‏زدگی از زندگی یک‏نواخت و ملال‏آور قصر کاووس، فشار آوردن به ناپسری خود، سیاوش، به محض دیدن او در نزد کاووس برای برقراری رابطۀ گناه‏آلود با وی و سایر ماجراهایی که در این رابطه به وجود می‏آید همه نمایان‏گر شخصیت هیجان‏خواه او هستند. درواقع، همان‏طورکه طی این پژوهش نشان می‏دهد همه مؤلفه‏هایی که ماروین زاکرمن دربارۀ افراد هیجان‏خواه بیان کرده است در شخصیت سودابه و رفتارهای او کاملاً نمایان است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع

-         آیدنلو، سجاد. (1384). «فرضیه­ای دربارۀ مادر سیاوش»، نامۀ فرهنگستان، دوره7، شمارۀ 3، صص46-27

-         اسلامی ندوشن، محمدعلی. (1370). جام جهان بین، تهران: نشر جامی.

-         بهار، مهرداد. (1375). پژوهشی در اساطیر ایران، (پارۀ نخست و دویم)، تهران: آگه.

-         حائری، شهلا. (1383). «سودابه‏ای دیگر»، مجلۀ بخارا، شماره 38.

-         خالقی‏مطلق، جلال. (1381). «نظری دربارۀ هویت مادر سیاوش»، سخن‏های دیرینه، به‏کوشش علی دهباشی، تهران: افکار. صص327 - 323.

-         خداپناهی، محمد کریم.(1382). انگیزش و هیجان، تهران: سمت.

-         خسروی، اشرف و طغیانی، اسحاق. (1389). «تحلیل روان‏کاوانه شخصیت رودابه و سودابه (یگانه‏های دوسویه) شاهنامه»، کاوش‏نامه زبان و ادبیات فارسی، دورۀ11، شمارۀ 21، صص 37-9.

-         راس، آلن. (1378). روان‏شناسی شخصیت، ترجمۀ سیاوش جمال‏فر، تهران: روان.

-         سرّامی، قدمعلی. (1378). از رنگ گل تارنج خار (شکل شناسی داستان‏های شاهنامه)، تهران: علمی فرهنگی.

-         سرکاراتی، بهمن. ( 1378). سایه­های شکار شده، تهران: قطره.

-         شاد آرام، علیرضا و غلام­حسین شریفی ولدانی. (1389). «نقش زنان در دو داستان تریستان و ایزوت و ویس و رامین»، فصل‏نامۀ نامه فرهنگستان، پاییز، شمارۀ 2.

-         شاملو، سعید. (1382). مکتب‌ها و نظریه‌ها در روان‌شناسی شخصیت، تهران: رشد.

-         شولتز، دوان. (1381). نظریه‏های شخصیت، ترجمۀ یوسف کریمی و هم‏کاران، تهران: ارسباران.

-         شولتز، دوان ، شولتز، سیدنی آلن. (1392). نظریه‏های شخصیت، ترجمۀ یحیا سید محمدی، تهران: ویرایش.

-         ریو، جان مارشال. (1381). انگیزش و هیجان، ترجمۀ یحیا سید محمدی، تهران: ویرایش.

-         صفری، جهان­گیر، سید کاظم موسوی و ابراهیم طاهری. (1392). «تحلیل روان‏شناختی- سیاسی داستان سیاوش»، کهن‏نامۀ ادب پارسی، دورۀ4، شمارۀ4، صص107-71.

-         علیلو، مجید، تورج هاشمی و ستاره جانی و اصغر پوراسماعیلی. ( 1392). «پیش‏بینی الگوهای شخصیت خوشه «ب» بر اساس هیجان‏خواهی و سیستم‏های مغزی رفتاری»، مجلۀ روان‏شناسی اندیشه و رفتار، دورۀ هفتم، شمارۀ 28، صص 89-67.

-         علامی، ذوالفقار و نسرین شکیبایی ممتاز. (1386). «سیاوش در تاریخ داستانی ایران»، فصل‏نامۀ پژوهش‏های ادبی، سال 4، شمارۀ 17، صص 107-124.

-         فاضلی، فیروز و ابراهیم کنعانی. (1389). «سیاوش شخصیتی آیینی و رازناک»، پژوهش‏نامۀ زبان وادب فارسی، (گوهرگویا)، سال چهارم، شمارۀ اول، 108- 93.

-         فردوسی، ابوالقاسم. (1393 ). شاهنامه، تصحیح جلال خالقی ‏مطلق (دو جلدی)، تهران: سخن.

-         فیست، جس و گرگوری فیست. (1394). نظریه‏های شخصیت، ترجمۀ یحیا سیدمحمدی. تهران: روان.

-         کزازی، میر جلال­الدین. (1384). نامۀ باستان، ج1. تهران: سمت.

-         مارشال ریو، جان. (1381). انگیزش و هیجان، ترجمۀ یحیا سید محمدی، تهران: ویرایش.

-         مسکوب،شاهرخ. (1386). سوگ سیاوش، تهران: خوارزمی.

-         موکیلی، آلکس و روبرت دانتزر. (1384). انگیزش و هیجان، ترجمۀحمزه گنجی و علی پیکانی، تهران: ساوالان.

-         میرصادقی، جمال. (1367). عناصر داستان، تهران: شفا.

-         وفایی، زینب، قاسم عسکری‏زاده و عباس رحمتی، (1390). «رابطۀ هیجان‏خواهی، شوخ­طبعی و نگرش دینی با اضطراب مرگ»، مجلۀ روان‏شناسی دین، سال چهارم، شمارۀ سوم، صص 68- 49.

-         یوسفی، غلام­حسین. (1349). «چهره‏ای معصوم و روشن در شـاهـنامه»، مجلۀ دانش­کده ادبیات و علوم انسانی مشهد، سال ششم، شمارۀ 2، صص 24-1.

-         Eysen ck , S.,&Zuckerman , M.(1978).The relation between sensation-seeking and eysencks dimensions if personality . British Jornal of psychology,4(4),83-87

-          Roberts , R., O’ Connor , T. G., Dunn, J., Golding , J. & The ALSPAC  study team .(2004). The effects of child sexual abuse in later family life, mental health, parenting and adjustment of offspring . Child abuse & Neglect , 28(5), 525- 545

-          Zuckerman, M., Joirman,J. ,kraft , & kuhlman, D.M.(1999) wheredomotivational and emotional traits fit with in tree factor models of personality  personality and Individual Difference , 26(3),487-501.

فهرست منابع

-         آیدنلو، سجاد. (1384). «فرضیه­ای دربارۀ مادر سیاوش»، نامۀ فرهنگستان، دوره7، شمارۀ 3، صص46-27.##

-         اسلامی ندوشن، محمدعلی. (1370). جام جهان بین، تهران: نشر جامی.##

-         بهار، مهرداد. (1375). پژوهشی در اساطیر ایران، (پارۀ نخست و دویم)، تهران: آگه.##

-         حائری، شهلا. (1383). «سودابه ‏ای دیگر»، مجلۀ بخارا، شماره 38.##

-         خالقی‏ مطلق، جلال. (1381). «نظری دربارۀ هویت مادر سیاوش»، سخن‏ های دیرینه، به‏ کوشش علی دهباشی، تهران: افکار. صص327 - 323.##

-         خداپناهی، محمد کریم.(1382). انگیزش و هیجان، تهران: سمت.##

-         خسروی، اشرف و طغیانی، اسحاق. (1389). «تحلیل روان‏کاوانه شخصیت رودابه و سودابه (یگانه‏ های دوسویه) شاهنامه»، کاوش ‏نامه زبان و ادبیات فارسی، دورۀ11، شمارۀ 21، صص 37-9.##

-         راس، آلن. (1378). روان‏شناسی شخصیت، ترجمۀ سیاوش جمال‏ فر، تهران: روان.##

-         سرّامی، قدمعلی. (1378). از رنگ گل تارنج خار (شکل شناسی داستان‏های شاهنامه)، تهران: علمی فرهنگی.##

-         سرکاراتی، بهمن. ( 1378). سایه­ های شکار شده، تهران: قطره.##

-         شاد آرام، علیرضا و غلام­حسین شریفی ولدانی. (1389). «نقش زنان در دو داستان تریستان و ایزوت و ویس و رامین»، فصل‏نامۀ نامه فرهنگستان، پاییز، شمارۀ 2.##

-         شاملو، سعید. (1382). مکتب‌ها و نظریه‌ها در روان‌شناسی شخصیت، تهران: رشد.##

-         شولتز، دوان. (1381). نظریه‏ های شخصیت، ترجمۀ یوسف کریمی و هم‏کاران، تهران: ارسباران.##

-         شولتز، دوان ، شولتز، سیدنی آلن. (1392). نظریه‏های شخصیت، ترجمۀ یحیا سید محمدی، تهران: ویرایش.##

-         ریو، جان مارشال. (1381). انگیزش و هیجان، ترجمۀ یحیا سید محمدی، تهران: ویرایش.##

-         صفری، جهان­گیر، سید کاظم موسوی و ابراهیم طاهری. (1392). «تحلیل روان‏شناختی- سیاسی داستان سیاوش»، کهن‏ نامۀ ادب پارسی، دورۀ4، شمارۀ4، صص107-71.##

-         علیلو، مجید، تورج هاشمی و ستاره جانی و اصغر پوراسماعیلی. ( 1392). «پیش‏ بینی الگوهای شخصیت خوشه «ب» بر اساس هیجان‏ خواهی و سیستم‏ های مغزی رفتاری»، مجلۀ روان‏شناسی اندیشه و رفتار، دورۀ هفتم، شمارۀ 28، صص 89-67.##

-         علامی، ذوالفقار و نسرین شکیبایی ممتاز. (1386). «سیاوش در تاریخ داستانی ایران»، فصل‏نامۀ پژوهش‏ های ادبی، سال 4، شمارۀ 17، صص 107-124.##

-         فاضلی، فیروز و ابراهیم کنعانی. (1389). «سیاوش شخصیتی آیینی و رازناک»، پژوهش‏نامۀ زبان وادب فارسی، (گوهرگویا)، سال چهارم، شمارۀ اول، 108- 93.##

-         فردوسی، ابوالقاسم. (1393 ). شاهنامه، تصحیح جلال خالقی ‏مطلق (دو جلدی)، تهران: سخن.##

-         فیست، جس و گرگوری فیست. (1394). نظریه‏های شخصیت، ترجمۀ یحیا سیدمحمدی. تهران: روان.##

-         کزازی، میر جلال­الدین. (1384). نامۀ باستان، ج1. تهران: سمت.##

-         مارشال ریو، جان. (1381). انگیزش و هیجان، ترجمۀ یحیا سید محمدی، تهران: ویرایش.##

-         مسکوب،شاهرخ. (1386). سوگ سیاوش، تهران: خوارزمی.##

-         موکیلی، آلکس و روبرت دانتزر. (1384). انگیزش و هیجان، ترجمۀحمزه گنجی و علی پیکانی، تهران: ساوالان.##

-         میرصادقی، جمال. (1367). عناصر داستان، تهران: شفا.##

-         وفایی، زینب، قاسم عسکری‏ زاده و عباس رحمتی، (1390). «رابطۀ هیجان‏ خواهی، شوخ­ طبعی و نگرش دینی با اضطراب مرگ»، مجلۀ روان‏شناسی دین، سال چهارم، شمارۀ سوم، صص 68- 49.##

-         یوسفی، غلام­حسین. (1349). «چهره‏ای معصوم و روشن در شـاهـنامه»، مجلۀ دانش­کده ادبیات و علوم انسانی مشهد، سال ششم، شمارۀ 2، صص 24-1.##

-         Eysen ck , S.,&Zuckerman , M.(1978).The relation between sensation-seeking and eysencks dimensions if personality . British Jornal of psychology,4(4),83-87##

-          Roberts , R., O’ Connor , T. G., Dunn, J., Golding , J. & The ALSPAC  study team .(2004). The effects of child sexual abuse in later family life, mental health, parenting and adjustment of offspring . Child abuse & Neglect , 28(5), 525- 545##

-          Zuckerman, M., Joirman,J. ,kraft , & kuhlman, D.M.(1999) wheredomotivational and emotional traits fit with in tree factor models of personality  personality and Individual Difference , 26(3),487-501.##